معرفی و دانلود کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی
برای دانلود قانونی کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی
روایتی از یک مثلث عاشقانه در قالب نامهنگاری که میان بزرگان دنیای ادبیات رخ داد... کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی مجموعهای از نامههای عاشقانهای است که طی سالها میان بوریس پاسترناک، مارینا تسوتایوا و راینر ماریا ریلکه ردوبدل شد و روایتی است از روزهایی که عیار عشق در فاصله و دوری سنجیده میشد.
دربارهی کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی
شاید باورش سخت باشد، اما عشق و دوستی میتواند راهش را تا کیلومترها آنطرفتر نیز باز کند و راهی از ارتباط میان عاشق و معشوقی که هر کدام در نقطهای از این کرهی خاکی هستند به وجود بیاورد. به شرطی که این عشاق، هر کدام راهوروش پرورش کلام و رساندن معنی را بلد باشند. برای مارینا تسوتایوا (Marina Tsvetaeva)، بوریس پاسترناک (Boris Pasternak) و راینر ماریا ریلکه (Rainer Maria Rilke) که هر کدام از اسامی مشهور در ادبیات جهان هستند، این منظور ناشدنی و دستنیافتنی نبود؛ زیرا که هر کدام در رام کردن کلمات و چیدنشان کنار هم به نحوی استاد بودند. برای همین هم بود که عشق سهوجهی میانشان تا سالهای سال در نامهنگاری از راه دور زنده ماند و آنها باوجوداینکه دیداری با هم نداشتند و هریک مشغول زندگی و خانوادهی خود بودند، از یاد هم غافل نشدند.
نهال تجدد در کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی (Correspondance à trois) نامههای این سه به یکدیگر را گردآوری و ترجمه کرده تا شاهدی بر احساسات آنها، در میان حوادث سالهای انقلاب بلشویک در روسیه باشد.
مارینا تسوتایوا متولد 1892 در روسیه بود. او در خانوادهای اهل فرهنگ به دنیا آمد؛ پدرش استاد تاریخ و مادرش نوازندهی زبردست پیانو بود. او در نوجوانی استعدادش در زبان و ادبیات را نشان داد و با آموختن زبانهای آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی، ثابت کرد که در جهان ادب و سخن حرفی برای گفتن دارد. در سال 1912 با سرگی افرون ازدواج کرد و از همانجا سختیهای زندگی یکبهیک به سراغش آمدند؛ بعد از وقوع انقلاب بلشویک و درحالیکه شوهرش برای خدمت در ارتش رفته است، او از بابت قحطی و نداری مجبور میشود تا یکی از دخترهایش را به یتیمخانه بفرستد. دخترش دور از او و در همان یتیمخانه از گرسنگی جان میدهد و او تا آخر عمرش، دست از این باور نمیکشد که خدا از بابت مرگ بچهاش او را تنبیه کرده است.
زمانی که تسوتایوا به دنبال شوهرش به تبعید میرود، نامهنگاریش با بوریس پاسترناک را آغاز میکند و از طریق همین نامهنگاری چنان به او دل میبازد که تصمیم میگیرد نام پسر تازهمتولدشدهاش را نیز بوریس بگذارد، که البته با مخالفت همسرش روبهرو میشود. وی از طرفداران روسهای سفید بود، اما یک بار در ستایش مایاکوفسکیِ انقلابیِ سرخ نامهای تحسینبرانگیز مینویسد که او را مورد غضب سفیدها قرار میدهد و مطرود آنها میشود. همین نامه و همین حمایت، نقطهی آغاز نامهنگاریهای او با راینر ماریا ریلکه میشود و ریلکه در نامههایش او را بابت این کار تحسین میکند. این شروع سهگانهای عشقی میان راینر ماریا ریلکه، بوریس پاسترناک و مارینا تسوتاو میشود و آنها در این نامهها، عشق و خیانت و غم و شادی و دوری و اشتیاق را با هم تجربه میکنند.
در سال 1935 اما اتفاقی غیرمترقبه رخ میدهد. در این سال بوریس پاسترناک به عنوان نمایندهی استالین به کنگرهی نویسندگان شوروی در پاریس میرود و در آنجا، عشق قدیمیاش تسوتایوا را نیز در جلسه میبیند اما بعد از دوازده سال مکاتبهی عاشقانه، با او مثل یک نویسندهی ناشناس و تبعیدی رفتار میکند و حتی حاضر نمیشود او را به طور خصوصی ملاقات کند.
با شروع جنگ جهانی دوم، تسوتایوا به شوروی باز میگردد. او از چندین جهت تحت فشار است؛ از طرفی بابت سکونتشان در خارج از سوی مردم سرزنش میشوند، از سوی دیگر شوهرش به جرم جاسوسی دستگیر و اعدام میشود، همزمان خواهرش نیز در زندان است و او باید به کمک ترجمه، امرار معاش کند. سرانجام او و پسرش به تاتارستان تبعید میشوند و او در آنجا برای پیدا کردن شغلی برای امرار معاش به هر دری میزند، اما زمانی که کمیتهی نویسندگان حاضر نمیشود حتی شغل ظرفشویی را به او بدهد، تصمیم به خودکشی و پایان دادن به زندگیاش میگیرد.
کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی روایتی از سرنوشت سه نویسنده و شاعر نامدار است که در طول زندگیشان، احساسات مختلفی را در رابطه با یکدیگر تجربه میکنند. این کتاب کاری از نشر صوتی رادیو گوشه و نشر چشمه است و شما آن را با ترجمهی نهال تجدد و روایت خود وی به همراه اشکان عقیلیپور، محمد صدیقی مهر و الهه احسانی میشنوید.
کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به سبک نامهنگاری در ادبیات، از شنیدن این کتاب صوتی عاشقانه لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی میشنویم
باریس، تمام این سالها، چون صدایم نمیکردی، صدایت نمیکردم. چون نام نمیبردی، نام نمیبردم. بالاخره زن هستم و سرسختانه مؤدب. سال 1926، پس از دیدن اشرافزادگان لندنی، دریافتم: تربیت من روشنفکرانه نبوده، اما اشرافی بوده. از اینجا تنفرم به بورژوازی و نیمهاهانتم همراه با خیرخواهی به روشنفکرانی است که هیچگاه خود را از آنها ندانستهام. یکبار کسی در مسکو به من گفت: «رژیم فئودالی». دری نیست، اما سازوبرگ باقی است. دلیل نوشتن این چیزها: تا بدانی وقتی به من مینویسی، به خودت مینویسی؛ وقتی نفس میکشی، در من تنفس میکنی. و این یکبار برای همیشه، چه فردا بمیرم، چه صد سال زنده باشم.
مسکو، نه روسیه برای من فقط تویی. امکان ندارد دو «آنجا» وجود داشته باشد. من تماماً در تو هستم؛ تو روسیهی من. وقتی میگویم مسکو، بلافاصله میگویم پاسترناک. تو، چشم و گوش من در روسیه، برای من ببین و بشنو.
با این چه کنم؟ با خودم و با تو؟ میخواهم بمیرم تا با تو زندگی آغاز شود. اگر میتوانستی واقعاً برادرم باشی یا پسرم فرقی نمیکرد!
باریس! این تابستان قطعاً جایی خواهی رفت. بدان، تمام اصوات سبکبار شبانه منم. لرزش درخت در باد، وزوز قطار منم، و صدایت میزنم تا ابد.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
نام کتاب | کتاب صوتی تو مثل من فردا دنیا آمدی |
نویسنده | مارینا تسوتایوا، بوریس پاسترناک، راینر ماریا ریلکه |
مترجم | نهال تجدد |
راوی | نهال تجدد، اشکان عقیلی پور، محمد صدیقی مهر، الهه احسانی |
ناشر چاپی | نشر چشمه |
ناشر صوتی | رادیو گوشه |
سال انتشار | ۱۴۰۳ |
فرمت کتاب | MP3 |
مدت | ۶ ساعت و ۴۸ دقیقه |
زبان | فارسی |
موضوع کتاب | کتابهای صوتی نامه نگاری در ادبیات جهان |