معرفی و دانلود رایگان کتاب صوتی عدل

عکس جلد کتاب صوتی عدل
قیمت:
رایگان
۳۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب صوتی عدل و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب صوتی عدل و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی عدل

کتاب صوتی عدل نوشته صادق چوبک داستان کوتاهی در مورد اسب بیچاره‌ای است که زیر بار درشکه، دست و پاهایش شکسته و رهگذران هر کدام نظری برای نجات اسب بیچاره می‌دهند، بدون اینکه اقدامی عملی انجام بدهند.

صادق چوبک نویسنده ایرانی بود. او را همراه بزرگ علوی و صادق هدایت، پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند. از آثار مشهور وی می‌توان از مجموعه داستان انتری که لوطی‌اش مرده بود، رمان‌های سنگ صبور و تنگسیر نام برد.

اکثر داستان‌های صادق چوبک حکایت تیره روزی مردمی است که اسیر خرافه، نادانی و پایبند به مذهب خویش هستند.

فهرست مطالب کتاب صوتی

8 دقیقه
عدل

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکتاب صوتی عدل
نویسنده
راویرضا عمرانی
ناشر صوتینشر ماه آوا
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابMP3
مدت۷ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب‌های صوتی داستان کوتاه ایرانی
قیمت نسخه صوتی

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی عدل

Z Gh
۱۴۰۴/۰۱/۱۳
کتاب "عدل" نوشته صادق چوبک یکی از آثار قابل توجه ادبیات فارسیه که واقعاً می‌تونه شما رو به تفکر واداره. وقتی کتاب رو شروع می‌کنید، به سرعت متوجه می‌شید که چوبک با زبون خاص و بی‌نظیرش، دنیای پیچیده‌ای رو برای شما ترسیم کرده. داستان‌هاش پر از احساسات و تضادهای انسانی‌ان و به خوبی می‌تونند واقعیت‌های تلخ و شیرین زندگی رو به تصویر بکشن.
یکی از نکات جالب "عدل"، بررسی موضوع عدالت و نابرابری در جامعه‌ست. چوبک با نگاهی انتقادی به روابط اجتماعی و انسانی، سعی می‌کنه تا ما رو به چالش بکشه و درباره مفاهیم عمیق‌تری مثل انصاف و حقیقت فکر کنیم. شخصیت‌هاش هم به خوبی طراحی شدن و هر کدوم نماینده یه بخش از جامعه‌اند. این تنوع شخصیت‌ها باعث می‌شه که خواننده به راحتی بتونه با داستان‌ها ارتباط برقرار کنه.
نکته دیگه اینه که سبک نوشتاری چوبک خیلی خاصه. او با استفاده از توصیف‌های دقیق و زنده، شما رو به دنیای شخصیت‌ها می‌بره و احساساتشون رو به خوبی منتقل می‌کنه. این باعث می‌شه که شما نه تنها به عنوان یک خواننده، بلکه به عنوان یک شاهد در کنار شخصیت‌ها احساس کنید. بعضی جاها ممکنه کمی سنگین به نظر بیاد، اما این هم بخشی از زیبایی کارشه.
البته، یکی دو جا ممکنه حس کنید که داستان کمی کند پیش می‌ره یا توضیحات زیادی وجود داره، اما به نظرم این جزئیات به عمق داستان و شخصیت‌ها کمک می‌کنه و باعث می‌شه که بیشتر با فضای داستان آشنا بشید.
در نهایت، به نظر من "عدل" لیاقت ۵ از ۵ رو داره. این کتاب نه تنها به شما یک داستان خوب می‌ده، بلکه شما رو به فکر کردن درباره مسائل اجتماعی و انسانی وادار می‌کنه. اگر به ادبیات عمیق و تفکر برانگیز علاقه دارید، حتماً این کتاب رو از دست ندید! 📖✨
علی خزائلی پور
۱۴۰۴/۰۱/۱۰
کتاب «عدل» نوشته صادق چوبک یکی از داستان‌های کوتاه و تأثیرگذار این نویسنده است که به نقد بی‌عدالتی اجتماعی و فقر می‌پردازد. چوبک در این داستان با زبانی صریح و سبک واقع‌گرایانه، تصویر تلخی از جامعه ارائه می‌دهد.
نقد و بررسی:
1. زبان و سبک: چوبک با نثری ساده اما تصویری و پرجزئیات، فضایی ملموس خلق
می‌کند که خواننده را کاملاً درگیر داستان می‌سازد. شخصیت‌پردازی قوی و استفاده از دیالوگ‌های طبیعی از نقاط قوت این اثر است.
2. محتوای انتقادی: داستان به‌خوبی تضاد طبقاتی و شکاف بین عدالت واقعی و عدالت ظاهری را نمایش می‌دهد. چوبک بدون تعارف و با رویکردی تلخ، ساختارهای اجتماعی را زیر سؤال می‌برد.
3. ریتم داستان: روایت داستان کوتاه و تأثیرگذار است و نویسنده بدون اضافه‌گویی، پیام خود را منتقل می‌کند.
نقاط ضعف:
تلخی بیش از حد: برخی خوانندگان ممکن است فضای داستان را بیش‌ازحد ناامیدکننده و تاریک بدانند.
پایان‌بندی: چوبک معمولاً پایان‌های باز و تفکربرانگیز دارد که ممکن است برای برخی مخاطبان رضایت‌بخش نباشد.
جمع‌بندی:
داستان «عدل»، تصویری تند و تیز از نابرابری اجتماعی ارائه می‌دهد و برای علاقه‌مندان به ادبیات اجتماعی و انتقادی، یک اثر خواندنی است. اگرچه فضای آن سنگین است، اما حقیقتی که در آن نهفته است، ارزش تأمل دارد.
امتیاز: 4. 2 از 5
Mahnaz teimoury
۱۴۰۳/۱۰/۱۱
اسم این داستان عدل است اما در واقع ما در این کتاب با بی عدالتی مواجه میشویم در این کتاب در نگاه نخست، اسبی در جوب افتاده می بینیم که به نظر معمولی می آید و ساده؛ اما چوبک آن را در قالب نماد گنجانده و همین کافیست که بدانیم با داستانی سمبلیک روبه رو هستیم؛ اسبی که نماد انسانیست در سختی فرو رفته که و دست پا می زند و درخواست کمک دارد؛ اما مردم او احاطه کرده اند و فقط گفته های بی اساس و ناکارآمد دارند که تاثیری در سرنوشت اسب نمی گذارد. نویسنده، غیرمستقیم نشان داده است، مردم تنها همدل های قلابی هستند که گفته های آن ها سختیِ بار را از دوش برنمی دارند. چوبک نه فقط در این داستان؛ بلکه در بسیاری از داستان های خود، شخصیت های تیپ را به کار می گیرد و بازی می دهد. علت آن است که چوبک زندگی را تعریف می کند یا بهتر است بگوییم نشان می دهد؛ زیرا مخاطب با شخصیت های تیپ نزدیکی بهتری دارد و هر روز با آن ها مواجه می شود. درواقع سخن ها و عملکرهایی که از جامعه سرچشمه می گیرد. در مورد نگرش کتاب چوبک با استفاده از دیالوگ، اعتقادهای برخی شخصیت ها را نشان می دهد و این عمل باعث شده، نویسنده قاضی نشود و صرفاً نظاره گر بماند. و در پایان نویسنده می خواهد بگوید که انسان وقتی می بیند کسی کمکی در حقش نمی کند و به اصطلاح عامیانه جاده خاکی می رود، بی خیال می شود و با خود می گوید: چرا به دیگران نگاه کنم و بنالم؟! گوشم از این حرف ها پر است..
betWeen دامنی
۱۴۰۲/۰۸/۱۹
به نام خدا یک داستان کوتاه دیگر از دیار نویسندگان ایران زمین البته فکر کنم که این‌ها بخش‌های از خود کتاب‌های هست که نویسندگان نوشته‌اند و اما داستان نوشته ب صادق چوبک از نویسندگان معاصر که اولین داستان‌ها را نوشتند و این سبک را رقم زدند خواندن و یا گوش دادن داستان‌های ایرانی اهمیت شگرفی دارد چرا؟ و چون درک شناخت بهتری از جامعه‌ی چند دهه پیش کشور به ما میدهد که در بینش و فهم امروز هم بسیار موثر است و اما برگردیم به داستان. که درآن نویسنده از اسبی روایت میکند که افتاده تصادف کرده یا به هر نحوی و دست آن شکسته و بله چنانچه حیوانی مانند اسب دستش بشکند دیگر مثل روز اولش نمیشود و تا ابد لنگ میزند و اما حضاری که هرکدام با زاویه دید خود به اسب نگاه میکنند و نوسینده میخواهد همه‌ی آن‌ها را برای ما بیان کند بگونه‌ای که در ابتدا میخواهند بلندش کنند ولیکن بعد متوجه میشوند که نمیشود اینکار را کرد و بعد میگویند خلاصش کنید اما پاسبان میگویدجواب. گلوله را چه بدهم و بله همه‌ی اینها میخواهند بگوسند انسانیتی در آن جامعه وجود ندارد دلسوزی وجود ندارد چه حیوان باشدچه انسان و البته فرقی هم نباید داشته باشد اما میبینیم که همگی فقط در حال نظاره هستند و هیچکس هیچکار نمیکند و اسبی که از ظهر تا بدان لحظه که نویسنده مینویسد در حال ژجر کشیدن است و بله هدف کلی نویسنده همین است نشان دادن جامعه‌ی آن روزگار...
📚samira⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩⁦
۱۴۰۳/۱۱/۱۷
داستان در مورد یک اسب بود که داخل جوی آب افتاده پاهایش شکسته و دنده‌هایش نیز همینطور در اینجا شرح حال یک اسب در حال جان دادن را می‌گوید که با تمام این دردها شیعه نمی‌کشد دهانش خونی و در آب یخ زده می‌لرزد. تمام بدنش گلی هست مردم او را تماشا می‌کنند و هر کدام نظری می‌دهند یکی می‌گوید با یک گلوله کنیم تمامش یکی می‌گوید چند نفر از آب بلندش کنیم یکی می‌گوید وان خوب می‌شود دوایش فندق مومیایی هست که نمی‌دانم چیست. حتی بعضی برای پوستش قیمت گذاشتند خلاصه اینکه ر ابتدای داستان می‌گوید قلم دستش شکسته مگر از ۴ تا پا ندارد است که دست ندارد وقتی گفت قلم دستش شکسته متوجه نشدم. در واقع با توجه به بعضی از نظرها متوجه می‌شود که آن حیوان نماد یک انسان است ه آدم‌های دور و برش به جای اینکه یک کار مفید انجام دهند در حال تماشا کردن و نظر دادن هستند.
علی فتاحی
۱۴۰۲/۰۵/۱۸
هر چقدر بیشتر کتاب‌های کوتاه و بلند پدران داستان نویس و رمان نویس معاصر ایران رو میخونم و میشنوم، بیشتر عذابی که در دوران خودشون متحمل شدن رو حس میکنم. اعجازی در قلم و نوشتارشان وجود دارن که حزن و صعب زمانه خودشان را از میان کلمات، فریاد میکنند. در روزگاری که باید، درک نشدن، دیده نشدن، حمایت نشدن. انها پیشگامان نگرشی نوین، بهبود دیدگاه‌های اجتماعی، تابوشکنی و نفی خشکه مذهبی بودند. صاحب منصبان حکومتی جز استخوان لای زخم بودن، سانسور کردن، انگ زدن، دسیسه چیدن و چه لطف‌ها از این قبیل! کار دیگری برایشان نکردند. به تهمت ناتورالیستی و ادعای لائیک بودن محمدصادق چوبک، بسیاری از داستان هایشان را منتشر نکردند. در حالی که پدران مسخ شده ما در پی روشنفکران خیالی خود بودند، نویسندگان معاصر این افراد رو تاریک اندیش قلمداد میکردند.
سمیرا ابراهیم پور
۱۴۰۱/۰۴/۱۱
داستان اسبی که تو جوب افتاده و دست و پاش و دنده هاش خورد شده چند نفر سعی دارن اسبو بکشن بیرون مردم دور اسب جمع شدن و هر کس چیزی میگه و نظری میده. داستانی کوتاه و بسیار پر معنی و مفهوم که باید عمیقا درش تامل کرد. افراد دور اسب بیانگر اقشار مختلف جامعه و طرز فکرهای مختلف اونهاست. اسب بنظرم نشان دهنده قشر ضعیف جامعه است که بیشتر از همه زحمت میکشن متحمل درد و رنج میشن و خیلی زود فراموش شده و افراد جدیدی جایگزین اونها میشن (درشکه چی که اسب رو رها کرده بود و پسری که که پرسید درشکه رو با چی برده)! و اینها همه نشان دهنده بی عدالتی حاکم در فضای جامعه هست. و اسم داستان به خوبی با مفهوم داستان در ارتباطه. صدا گذاری خوبی داره و شنیدنش لذت بخشه
vahid kishi
۱۴۰۴/۰۱/۱۳
داستان‌های کوتاه صادق چوبک از نوع داستان‌های واقع گرا یا رئالیستیک می‌باشد. وی سعی می‌کند با ارائه دردهای طبقات پایین جامعه، یک فضای باز و پایان باز تلنگری برای تفکر و قضاوت مخاطب بوجود آورد. وی به دنبال درمان این آلام نیست و به علت برخی محدودیت‌های اجتماعی نمی‌خواهد پیشوای فکری نسلی شود که این همه بی رحمی و بی تفاوتی را برنتابند. این حالت در داستان‌های کوتاهش از جمله عدل نیز به چشم می‌خورد. به همین دلیل چهره کریه و ناخوشایندی که از انسان بی‌چیز، گرسنه و فاقد رؤیا ارائه می‌دهد، نه تنها مبنای آرمان گرایانه ندارد بلکه نوعی رابطه دیالکتیکی است بین جنبه‌های مختلف خشونت نیز می‌باشد.
ش ش
۱۴۰۲/۱۰/۰۲
داستان کتاب عالی 🌟🌟🌟🌟🌟بود. گوینده: عالی و بی نقص👐. حرفها خیلی زیاده راجب این داستان 7 دقیقه‌ای. تو همین داستان 7 دقیقه‌ای ادبی کلی نماد و رمز و راز نهفته است. ضرب المثلی هست که میگن هر سری یه عقلی داره؛ این داستان اساس و مصداق عقل هر کدوم از این افراد در برابر همین اسب زبون بستست. غیر از عقل آدمی، در بطن این داستان ادبی انسانیت و شخصیت یه آدم واقعی ظاهر و به وضوح دیده می‌شود. «عناصر تشکیل دهنده داستان»: عادتهای اخلاقی انسان اعم از رحم، شفقت و مهربانی از اصلیت این داستان است؛ از «نماد ادبی» داستان «تشخیص»: داستان یادآور چیزی درونی بنام بیداری وجدان اخلاقی در یک فرد عاقل و بالغ
Mahshad
۱۴۰۱/۰۲/۰۷
بسم الله الرحمن الرحیم.
به یک زبان ساده... بهترین داستان کوتاهی بود که شنیدم😍
از ۱۰ برای توصیفات ۱۰
برای زیبایی نوع داستان پردازی ۱۰
خود موضوع ۱۰
یک نکته هم بگم که هیچ موجود زنده‌ای حتی اگر آخر عمرش هم باشه نباید بکشیمش چون میشه درمانش کرد و گناه اگه کشته بشه. این داستان طرز تفکر آدم‌هارو و
نشون میده یکی میگه کمکش کنیم... یکی میگه بزاریم بمیره... یکی میگه بکشیمش مثلا راحت شه... یکی میگیه اصبا بکشمش مهم نیست خودم دردسر میوفتم.... این داستان فوق العادست با تشکر از نویسنده و گویندگان محترم. 🙏🏻🌹🌹🌹🌹🌹
ن د ا ز ر ن د ی
۱۴۰۳/۰۷/۰۹
صادق چوبک باز هم این بار از بی عدالتی جامعه نوشته است و درد دیگران او را درگیر کرده است. عدل چوبک درباره اسب در حال احتضار است و چنان این دقایق کوتاه مدت را خوب توصیف کرده است که گویی فیلم آن را دارید می بینید. کتاب عدل یا بهتر بگویم داستان عدل از صادق چوبک از عدم ها می نویسد، عدم امنیت، همدلی، و و و... مسئولیت پذیری ریسک کردن از نگاه اسب چوبک با یک هوشیاری در مورد نظر خود به سازش دوستی با توجه به شرایط خاص فکری جامعه امروز نیز اشاره دارد. صادق چوبک خیلی کتاب ندارد و ننوشته است اما موضوعات آن اجتماع و مسائل مربوط به عملی شدن اهداف تان مربوط می شود.
سعیده نصیر
۱۴۰۱/۱۱/۲۱
چندتا نکته مهم این داستان کوتاه داشت
نکته اول نشان دهنده حالت اول اسب بود که در بدترین شکل ناتوانی ممکن بود که می‌تونه استعاره از افراد در مواجهه با مشکلات باشه
نکته دوم مردم اطراف اسب بودند که هر کدام نقطه نظر متفاوتی برای حل مشکل اسب داشتند که فقط دوتاشون به فکر اسب بودن و بقیه به فکر خودشان یا
منافعشان بود که استعاره از اطرافیان در کمک رسانی به شخصی که دچار مشکل شده
سومین نکته سکوت اسب بود که با وجود دردی که میکشید بازم سکوت میکرد استعاره از اینکه هیچ کدام از اون اطرافیان نتونست کمکی بهش بکنه و حالش را بهتر کنه
Ali Fattahi
۱۳۹۹/۰۵/۲۲
پای شکسته، بدن خونین، گرده خرد شده، نفس‌های گرم، بخار برخاسته از خون، جوی جریان خون در جوی سیمانی که لجن‌های سبز بر جرز‌ها و ترک هایش چنگ زده اند، دیدگانی که هر چه ببینند و باز ببینند، تهی هستند، این پوچی و تهی چشمی، از تهی ذهنی مشتق میشوند، کاسه‌هایی که منطق شان و اندیشه شان با میخ طویله تن پروری و بیدادی و خرافه و تو سری به خاک جمجمه‌ی عنکبوت زده با پتک استبداد و طناب جهالت کوبیده شده. در میان این‌ها باید بجای آن اسب باشی تا با تفنگ آن آژان چاره ات کنند...
Mostafa Arshad Ebi
۱۴۰۱/۰۲/۱۳
اسب نمادی از قشر ضعیف جامعه است که تا جان داشته و مجال داشته کارکرده و به بالا دستیاش خدمت کرده اما تو روزای بدبختی و نکبت هر کسی به کار خودش میرسه و کاری بکارش نداره (یه قرون!) و حتی همون بالا دستیا هم خبری ازشون نیست (شاید رفته درشکشو بزاره بیاد) همون بالادستیایی که یه روزی کارشون بدون اسبشون لنگ بود (بدون اسب که نمیتونه درشکه رو جایی ببره-شاید یه اسب جدید) ولی الان اسبشون لنگه و عین خیالشون نیست. هممون همینیم، شاید که نرسیم به اون روزا
Mojgan Hatai
۱۴۰۲/۰۸/۰۲
بسیار شنیدنی... اسب نماد نجابت و آرامش است که در این داستان صبورانه درد می‌کشد و تنها شاهد گفتگو‌ها و نگاه‌های عابران است... بدون آنکه کسی قصد جدی برای کمک به وی را داشته باشد، فقط حرف می‌زنند.. البته در اکثر جوامع انسانها بیش از آنکه عمل گرا باشند ناظرند... بی مسئولیتی در برابر موجودی تا این حد بی مفید برای انسان حزن انگیز است. همه روزه شاهد چنین عدالتی‌هایی هستیم... کم و زیاد در همه جا وجود دارد. پرسش اساسی این است که اگر خودم در شرایط آن موجود بودم چه انتظاری داشتم؟
مشاهده همه نظرات 284

راهنمای مطالعه کتاب صوتی عدل

برای دریافت کتاب صوتی عدل و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.