معرفی و دانلود رایگان کتاب صوتی خیابان

عکس جلد کتاب صوتی خیابان
قیمت:
رایگان
۳۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب صوتی خیابان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب صوتی خیابان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی خیابان

در جریان یک تصادف، کودکی وسط خیابان کشته شده و مردم به فکر این هستند که زودتر خون او را از روی آسفالت خیابان، جلوی مغازه‌شان و کنار امامزاده بشویند تا مبادا جایی را نجس کند! کتاب صوتی خیابان، اثر مریم رستمی جو، داستانی کوتاه و تلخ از بی‌تفاوتی و مواجهه‌ی بی‌رحمانه‌ی افراد جامعه با کودکان کار است.

درباره‌ی کتاب صوتی خیابان

کودک کاری با لباس‌های کهنه و سر و وضعی آشفته، وسط خیابان، روی زمین افتاده و کف آسفالت را با جوی خونی که از سرش روان شده، آغشته کرده است. یک تصادف رخ داده، کودکی هم در آن کشته شده و به همین دلیل در خیابان، درست کنار امامزاده، همهمه‌ای به‌پا شده؛ اما واکنش‌های مردم نسبت به این اتفاق به‌شدت تأمل‌برانگیز هستند. مریم رستمی جو با انتخاب این مضمون و خط کلی در کتاب صوتی خیابان، انتقادات خود نسبت به چندین مسئله‌ی اجتماعی و اخلاقی را در قالب یک داستان کوتاه بیان کرده است.

مریم رستمی جو، خیابان را به‌عنوان صحنه‌ی اصلی داستان خود انتخاب کرده؛ جایی که اقشار مختلف مردم با یکدیگر در تعامل و تلاقی بر سر مسائل مختلف قرار می‌گیرند. تمام ماجرای کتاب صوتی خیابان در این مکان رخ می‌دهد؛ جایی در نزدیکی یک امامزاده و چندین ردیف مغازه. هر یک از کاراکترهای مریم رستمی جو در این داستان، با نظراتی که نسبت به این تصادف، کودک کشته‌شده و خانواده‌ی او می‌دهند، موضعی که در این ماجرا می‌گیرند و پیشنهادی که برای حل مسئله می‌دهند، نماینده‌ی یکی از اقشار و گروه‌های جامعه هستند.

همین‌که مشخص می‌شود کودک کشته‌شده، یکی از کودکان کار است، سیل قضاوت‌ها و داستان‌سرایی‌ها آغاز می‌شود. انگار همه فراموش می‌کنند که انسانی در این تصادف از بین رفته؛ همه با نوعی بی‌تفاوتی تنها به دنبال این هستند که هرچه سریع‌تر قضیه را حل‌وفصل کنند و اوضاع را به روال عادی برگردانند. حتی زنی که خود را بسیار مسئول و دغدغه‌مند خطاب می‌کند نیز، تنها به ضبط یک ویدیو از این ماجرا و به اشتراک گذاشتن آن بسنده می‌کند و بعد از آن، بی‌تفاوت از کنار کودک عبور می‌کند و از آن‌جا می‌رود.

مریم رستمی جو در کتاب صوتی خیابان با انتخاب صحنه، کاراکترها و سایر اجزا و عناصر داستان نشان می‌دهد که قربانی شدن کودکان کار، یک چرخه‌ی مداوم و تکرارشونده است که تک‌تک افراد جامعه در به وجود آمدن و تقویت آن دخیل هستند. افرادی که هیچ درکی از زندگی این کودکان و سایر همشهری‌های خود ندارند و تنها به قضاوت‌های احمقانه‌ی خود دل خوش کرده‌اند. کتاب صوتی خیابان را نشر صوتی کانون فرهنگی چوک با صدای علی فخاری منتشر کرده است.

کتاب صوتی خیابان برای چه کسانی مناسب است؟

کتاب صوتی خیابان برای علاقه‌مندان به داستان‌های کوتاه، خصوصاً داستان‌هایی با محتوای اجتماعی و انتقادی مناسب است.

در بخشی از کتاب صوتی خیابان می‌شنویم

یک زن جوان که ماشینش را کنار سبزی‌فروشی پارک کرده بود، به جمعیت اضافه شد. گوشی را برداشت و شروع به فیلم گرفتن کرد و گفت: «مردم رو می‌بینم کنار امامزاده‌ن! الان یه بچه رو می‌بینم افتاده روی زمین و کسی نیست کمکش کنه. معلوم نیست زنده‌س یا مرده!»

مردی با محاسن جوگندمی نزدیک شد و گفت: «خانم از چی فیلم می‌گیری؟ چی می‌گی؟ شما چی‌کاره‌ای؟ شاید فک‎وفامیلش ببینن، آبروی مردم بره. با آبروی مردم بازی نکن! به‌خدا معصیت داره.»

زن جوان گفت: «به شما هیچ ارتباطی نداره. من یه شهروند – خبرنگارم. امسال شما نمی‌ذارید مردم و دنیا بفهمن اینجا چه خبره. من یه شهروند مسئولم!» زن جوان پشت به مرد کرد و گفت: «دوستان لطفاً نظراتتون رو حتماً برام کامنت کنید.» گوشی را خاموش کرد و سمت ماشینش رفت.

فهرست مطالب کتاب صوتی

9 دقیقه
خیابان

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکتاب صوتی خیابان
نویسنده
راویعلی فخاری
ناشر صوتی خانه داستان چوک
سال انتشار۱۴۰۲
فرمت کتابMP3
مدت۸ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب‌های صوتی داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتاب‌های صوتی داستان کوتاه ایرانی
قیمت نسخه صوتی

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی خیابان

آرمین آ
۱۴۰۲/۰۹/۱۳
امتیاز کامل دادم تا نویسنده و دست اندرکاران به ادامه دادن راه تشویق بشوند اما کتاب و اجرای صوتی چند ایراد اساسی داشت که من اینجا به دو مورد اشاره می‌کنم:
۱. بزرگترین ایراد، گوینده داستان بود که نه تنها حس مناسبی به شنونده منتقل نمی‌کرد بلکه غلط‌های گفتاری هم داشت. مثلا در جایی به جای " امثال شما"
گفت " امسال شما ". البته در قسمتی از متن که در صفحه مربوط به کتاب در اپلیکیشن کتابراه آمده هم به صورت "امسال" نوشته شده و احتمالا خواننده همین متن رو خونده اما مشخصه که "امسال شما" معنی نداره و "امثال شما" درست هست.
۲. نام داستان یک ایراد دیگه کتاب هست که به نظر من خیلی سطحی و دم دستی انتخاب شده. اگر قدری وقت و تفکر برای انتخاب نام صرف شده بود خیلی بهتر بود نتیجه. نامی مثل" شستن خون" که هم کنجکاوی خواننده را برمی انگیخت و هم غیر مستقیم به اهمیت ندادن مردم به اصل این اتفاق دلخراش و شسته شدن خون توسط اهالی و اشاره به رفع آلودگی آن می‌کرد و خواننده بعدا متوجه می‌شد که هدف نویسنده از انتخاب این نام چه بوده است.
با تشکر و آرزوی پیشرفت و موفقیت نویسنده جوان کتاب و تیم محترم و زحمتکش کتابراه.
احمد
۱۴۰۳/۰۱/۲۰
امتیاز کامل دادم تا نویسنده و دست اندرکاران به ادامه دادن راه تشویق بشوند اما کتاب و اجرای صوتی چند ایراد اساسی داشت که من اینجا به دو مورد اشاره می کنم: ۱. بزرگترین ایراد، گوینده داستان بود که نه تنها حس مناسبی به شنونده منتقل نمی کرد بلکه غلط های گفتاری هم داشت. مثلا در جایی به جای " امثال شما" " گفت امسال شما ". البته در قسمتی از متن که در صفحه مربوط به کتاب در اپلیکیشن کتابراه آمده هم به صورت "امسال" نوشته شده و احتمالا خواننده همین متن رو خونده اما مشخصه که "امسال شما" معنی نداره و "امثال شما" درست هست. ۲. نام داستان یک ایراد دیگه کتاب هست که به نظر من خیلی سطحی و دم دستی انتخاب شده. اگر قدری وقت و تفکر برای انتخاب نام صرف شده بود خیلی بهتر بود نتیجه. نامی مثل" شستن خون" که هم کنجکاوی خواننده را بر می انگیخت و هم غیر مستقیم به اهمیت ندادن مردم به اصل این اتفاق دلخراش و شسته شدن خون توسط اهالی و اشاره به رفع آلودگی آن می کرد و خواننده بعدا متوجه می شد که هدف نویسنده از انتخاب این نام چه بوده است. با تشکر و آرزوی پیشرفت و موفقیت نویسنده جوان کتاب و تیم محترم و زحمتکش کتابراه.
Mohammad
۱۴۰۴/۰۱/۰۸
امتیاز کامل دادم تا نویسنده و دست اندرکاران به ادامه دادن راه تشویق بشوند اما کتاب و اجرای صوتی چند ایراد اساسی داشت که من اینجا به دو مورد اشاره میکنم ۱ بزرگترین ایراد گوینده داستان بود که نه تنها حس مناسبی به شنونده منتقل نمی‌کرد بلکه غلطهای گفتاری هم داشت. مثلا در جایی به جای امثال شما " گفت شما امسال ". البته در قسمتی از متن که در صفحه مربوط به کتاب در اپلیکیشن کتابراه آمده هم به صورت امسال" نوشته شده و احتمالا خواننده همین متن رو خونده اما مشخصه که امسال شما معنی نداره و امثال شما درست هست.. ۲ نام داستان یک ایراد دیگه کتاب هست که به نظر من خیلی سطحی و دم دستی انتخاب شده اگر قدری وقت و تفکر برای انتخاب نام صرف شده بود خیلی بهتر بود نتیجه نامی مثل شستن خون که هم کنجکاوی خواننده را بر می‌انگیخت و هم غیر مستقیم به اهمیت ندادن مردم به اصل این اتفاق دلخراش و شسته شدن خون توسط اهالی و اشاره به رفع آلودگی آن می‌کرد و خواننده بعدا متوجه میشد که هدف نویسنده از انتخاب این نام چه بوده است. با تشکر و آرزوی پیشرفت و موفقیت نویسنده جوان کتاب و تیم محترم و زحمتکش کتابراه.
هما پرنده آزاد
۱۴۰۴/۰۱/۰۶
کتاب صوتی خیابان حدود ۸ دقیقه است و داستان پسرک ۶ الی ۷ ساله‌ی دستفروشی که ماشین بهش میزنه و فرار مبکنه و پسرک فوت میکنه ماجرای ابن هشت دقیقه درباره واکنش مردم رهگذر در آن خیابان است که چقدر ساده به مرگ بک انسان نگاه می‌کنند یکی کمین کرده کوله پشتی‌اش را بردارد
یکی نگران خون ریخته شده جلو مغازه‌اش
است
یکی به این می‌اندیشد که مرده را زود دفن کنند تا روی زمین نماند یکی به پدر مادر کودک بد و بی راه می‌گوید که چرا بچه کوچیک و فرستادن دستفروشی کنه یکی فیلم میگیره تا فالور بیشتر جذب کنه و خلاصه
در این میان پیرمرد‌ی ژتده پوش جنازه کودک را در بر گرفته کنار درب امامزاده نشسته و اشک می‌ریزد آیا او پدرش است؟ جواب این سوال در هاله ابهام می‌ماند و آخر داستان پسرکی که برای برداشتن کوله پشتی جنازه کمین کرده بود با شتاب به‌این سمت خیابان می‌آید و با صدای ترمز و بوق یک اتومبیل قصه به پایان می‌رسد این داستان کوتاه بسی حای تامل و تعمق دارد که آخر چرا باید اینگونه بشود
دردناک بود اما قشنگ روایت شد
ممنونم
م کاظمی
۱۴۰۴/۰۱/۰۵
کتاب های سابو دنیای خاموش درون آدم ها را سطر به سطر به تصویر می کشد. شخصیت های داستان خاطراتی از گذشته ای مشترک دارند، در خیابانی که از آن رانده شده اند، گذشته آن ها را به هم پیوند داده است، آشفتگی اوضاع سیاسی، اشغال کشور، مرگ، تنهایی، بازگشتن به پیوندهای فراموش شده، پناه آوردن به یکدیگر، امید و و ناامیدی... کتاب تاثیرگذار خوبی بود. خودم یک لیست دارم از کتاب هایی که بدون اشاره مستقیم به جنگ و نشون دادن خشونت آشکارش، زشتی جنگ رو به تمامی نشون دادند!! کتاب زیر تیغ ستاره جبار و خیابان کاتالین، تو این لیست هستند! جنگ زندگی سه خانواده خوشبخت ساکن خیابان کاتالین رو برای همیشه تغییر میده و ویران می کنه! تغییر رفتار و ویرانی درونی هر کدوم از شخصیت ها به واسطه جنگ، به نظرم واقعی و باورپذیره و این خیلی دردناکه! اثری ماندگاری که جنگ روی غیرنظامی ها میذاره! این کتاب رو همون شبی شروع کردم که روسیه به اوکراین حمله کرد و اینکه نمونه واقعیش رو بیرون از کتاب رصد می کردم، درد داستان رو برای من ده برایر کرده بود!!
Sin90
۱۴۰۳/۰۳/۰۷
کتاب "خیابان" کتابی هستش که وضع جامعه‌ی امروز رو توصیف میکنه و به طور کامل بیانگر این موضوعه که اکثر افراد به جای کمک به هر کسی که دچار حادثه‌ای شده دورش جمع میشن و داستان سازی میکنن
و به خصوص زیاد هستن آدمایی که هیچ اطلاعی هم از ماجرا ندارن و فقط به فکر خبر سازی پراکندن هرنوع خبری ائم از شایعه و
اخبار غلط هستن؛ مثل همون خانمی که ماشینش رو نگه میداره و نه برای کمک به اون بچه بلکه برای فیلمبرداری و جذب دنبال کننده‌های بیشتر در فضای مجازی برای خودش که متاسفانه خیلی شایع شده!
در کل ممنونم از نویسنده و کتابراه عزیز که کتابهای الکترونیک زیادی رو به رایگان در اختیار کاربران قرار میدن و این کار در جهت رشد فرهنگی جامعه قطعا موثر و عالی خواهد بود👌🏻⭐
امیدوارم کتاب‌های خوب بیشتری به طور رایگان در اختیار همه قرار بگیره تا قیمت‌های گران کتاب‌ها نتونه مانع کتابخوانی و موجب کاهش آمار مطالعه در کشور بشه و مطالعه کتابهای مفید و ارزشمند تبدیل به روتین سازنده‌ای در زندگی هممون بشه🌹
به امید روزی که همه به نگرش درستی برسیم تا وجود هر کدوممون برای دیگری مایه‌ی خیر و آرامش باشه و رفتار و کردار مون واژه‌ی انسانیت رو معنا کنه🌷
ممنون ازتون و اجرتون با خدا🙏🏻🌹
A.asgari
۱۴۰۲/۰۸/۱۵
داستان جالبی بود صدایه صدا پیشه خوب بود داستان درباره‌ی پسری دست فروش بود که تصادف کرده و سرش خونیه همه دورش کردن و نظر میدن و کسی به کمکش نمیره کسی به امبولانس زنگ نمیزنه و کسی دلسوزی نمیکنههمه فقط میگن مرده وای باباش کوجاست ماماننش کوجاستولی کسی دل رحم نیست کسی دلسوزی نمیکنه اگه یه فرد مهم یا فری پولدار بود شاید همه یکاری میکردن ولی چون بچه‌ی کار بود هیچکاری نکرد و اینکه همه به فکر مشغله‌های خودشون بودنبعد از بردن جنازه هرکی رفت سراغ کار خودشو جالب اینجا بود از این افرادی که دور بچه جمع شده بودن از ادم کت شلواری و مومن و خادم اما زاده بگیر تاپیر و جوان بودن ولی متاسفانه همه مث هم بودن ممنون از کتابراه بخاطر کتاب‌های صوتی کوتاه
📚maniya⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩⁦
۱۴۰۳/۱۱/۱۷
چه داستان غمگینی مردم دور آن بچه فقیر که تصادف کرده بود ایستاده بودند و فقط تماشا می‌کردند. بچه فقیری که دستش جوراب بوده و مرده بود و ماشین فرار کرده بود. بیشتر از همه کار آن زن و جنسانه بود که داخل ماشینش نشسته بود و از صحنه فیلم می‌گرفت و ادعای خبرنگاری می‌کرد. افرادی که در آن جا جمع شده بودند در فقط حال تماشا کردن و داستانسازی بودند و کمتر کسی در آن جا دیدم که کمکی کرده باشد. شاید بهتر هست در اینجور مواقع برای روی آن بچه فاتحه بخوانیم و به یاد کودکان فقیر یا کودکان کار بیفتیم البته بزرگترهای آن کودک نیز مقصر هستند که چنین کاری را به گردن او انداختن. آخر داستان نیز یک کودک پولدار که داخل ماشین بود از ماشین پیاده می‌شود تا کیف افتاده کودک را بردارد اما دوباره صدای بوق ماشین و بعد آن اتفاق دوباره رخ می‌دهد.
ماهور نامی
۱۴۰۲/۱۰/۰۷
باز هم قصه دردناک انسان‌های که با مواجهه به مسئله به این مهمی فقط فک و دهان خوده رو به حرکت دراورده و قضاوت میکن کودک کاری که ماشینی به او زده آقای متولی امام زاده که درست جلوی امام زاده کوک فوت شده به فکر پاک کردن خون و نجسی ان است خانمی که به صحنه اضافه میشود به اصطلاح ژیگول امروزی از این کودک با کمال بی رحمی فیلم میگیرد ومیگوید هیچ کس به فکر و کودک نیست در اخر می‌گوید کامنت بزارین ومیرود و مردمی که پدر اورا قضاوت میکنن و همین مردم که شاهد تصادف بودن با آمدن پلیس میگوین چیزی ندیدیم تا برایشان دردسر درست نشود واین که در حاشه داستان قصه تلخ زباله گردی و کودک دزد... ما ماندیم این جامعه گرونی و کودک کار و زباله گردی و امتناع جوان‌ها از ازدواج و بی بندباری و همه اینا به خاطر تحریمه!
mozhgan
۱۴۰۲/۰۸/۰۸
کتاب خیابان از دنیا امروزه می‌گوید از کودکان کار که این گونه تلف می‌شوند و مردمانی که در مورد پسر اظهارنظر میکنندمانند تماشاچیانی که درسالن سینما فیلمی مهیج تماشا می‌کنند و غافل از این هستند که این تصادف در دنیا واقعی افتاده و باید دست به کار شوند و با اورژانس تماس بگیرند و شاید پسر زنده باشد. و که زنی انسانما دیگران را قضاوت میکند و فیلم زنده می‌گیرد و به دنبال کننده‌ها می‌گوید کسی به کود و کمک نمیکند در حالی که خود زن از همه بی جدانتر و بی احساس تر است و به خودش اجازه می‌دهد وارد حریم خصوصی دیگران حتی کودک کار شود. این داستانهای واقعی و تکراری همیشه اتفاق می‌افتد و آدمهایی که روز به روزبی احساستر میشوند.
جان فورد
۱۴۰۳/۰۱/۱۹
کتاب به درستی دست روی یکی از معضلات جامعه گذاشته است.
در چند قرن گذشته، عبور نسل‌های تمدن ما از وقایع دشوار تاریخی نظیر تجاوزها، جنگها، غارتها و وقایع تلخی از این دست، نوعی رخوت، جمود فکری، سردی عواطف و کاهش عقلانیت دامنگیر نسل‌ها شده و در لایه ناخودآگاه جمعی نهادینه گشته است که مهمترین خصیصه آن
جابجا شدن و بعضا وارونگی ارزش هاست طوری که فرع را بر اصل و مهم را بر مهمتر ترجیح می‌دهند. برای توضیح علت این امر می‌توان با وام گرفتن از فیزیک واژه "اینرسی فرهنگی" را در میان آورد. نوعی تکرار نسل به نسل برخی عادات و آداب و رسوم و بلکه نسل به نسل به جزئیات آن افزودن بدون ذره‌ای تفکر و خود را جای طرف مقابل نهادن...
وحید زرکوب
۱۴۰۲/۰۸/۱۲
کتاب به خودی خود خوب نوشته شده بود.... نویسنده از تمام ظرفیت‌های ممکن گفتاری برای جذابیت استفاده کرده بود و نگارش خوبی داشت... تنها دلیل اینکه مورد پسند بنده واقع نشد... صوتی بودن کتاب بود که به نظرم گوینده تکلیف خودش و با خودش نمی‌دونست... هیچ تکنیکال در اجرا رعایت نشده بود... فقط یک روخوانی محض و صورت گرفته بود... بدون هیچ حسی رعایت قواعد گویندگی کتاب صوتی...
به نظرم در استفاده از گوینده خیلی ضعیف عمل شده بود.
و چرا کتابراه اجازه مانور اینچنین ضعیف را می‌دهد را متوجه نشدم.
ملیحه خاکسار
۱۴۰۳/۰۷/۰۸
کتاب صوتی خوبی بود در عین اینکه خیلی کوتاه بود ولی خیلی مسائل اجتماعی را مطرح می‌کرد، فقر و بدبختی توی کشوری که روی نفت خوابیده. و بی تفاوتی مردم از مرگ یه بچه، چه عادی شده برایشان مرگ یک انسان و جای تاسف دارد از اینکه مردم برای جمع کردن فالور از هر صحنه‌ای فیلم می‌گیرند. تاسف بیشتر برای این هست که راننده چرا باید این همه سرعت داشته باشد که با بچه تصادف کند و وجدان نداشته باشد و فرار کند. و نبود قانون درست و حسابی و نبود مجری قانون و البته باز هم آدمی که در هر شرایطی دنبال سو استفاده هست.
و باز تکرار تصادف و مرگ کودکی دیگر
برای فقر و بدبختی و و..
سپهر آسمانی
۱۴۰۲/۱۱/۱۷
یک کتاب با موضوعی سیاه و شخصیت‌های سیاه، چیزی که عجیبه البته شاید در مواردی هم واقعی باشه، این هست که تمام شخصیت‌های داستان همگی سیاه هستند، حتی خود ان شخصیت پسر بچه مُرده و یا ان مرد ژنده پوش که در آخر داستان مانند هاشون (پسر کمین کرده و زباله گرد و سوفور) که مشخصا نویسنده خواسته خود آن‌ها تصور به شوند جمع کردن غنیمت رو میارند و در لحظه‌ی آخر بوق ممتد ماشین می خواهد بگوید که چرخه تکرار میشه، در کل نمی خواهم سیاه بودن رو قضاوت کنم اما در واقعیت این طوری هم نیست که این همه سیاه یک جا و یک زمان جمع بشوند.
م.عارفیان
۱۴۰۳/۰۳/۲۴
داستان جودکی که بر اثر تصادف فوت می کند و افراد بدور اون جمع میشن افرادی هستند که نه توانایی کمک دارند و نه قصد آن را دارند اما دور کودک جمع شده و مانع امداد رسانی میشوندخون درزمینه جاریست و تلاش برای جمع کردن آن به کندی اتفاق میفتد صدای گوینده هرچند بی روح و بعضاً تپق دارد اما خوب است داستان جای و تفکر دارد امید است زحمت این نویسنده به افزایش فرهنگ ما کمک کنددر هر صورت کتابراه عزیز محصولی عالی دیگری داده که ارزش زمان گذاشتن تفکر را دارد
مشاهده همه نظرات 132

راهنمای مطالعه کتاب صوتی خیابان

برای دریافت کتاب صوتی خیابان و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.