نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی گردو یا بهشت، مسئله این است - رفیق شامی
4.4
173 رای
مرتبسازی: پیشفرض
لیلی جواهری فرد
۱۴۰۳/۱۱/۰۶
60
شنیدن این داستان کوتاه و در غالب طنز با بیان شیوا و زیبای گوینده بسیار دلپذیر بود و شنیدنش را به دوستان توصیه میکنم؛ در کتاب جمله ای عنوان میشه که خیلی به نظرم جالب و قابل تامله که مادر یوسف هرچه فقیر تر میشد مومن تر میشد و این کاملا در تضاد با جمله معروفیه که میگه از هر دری فقر وارد بشه از در دیگه دین خارج میشه!! و چقدر جالبه که مادر یوسف فقر روزافزونشو نتیجه سرنوشت و شاید نوعی آزمون الهی میدونه و به همین جهت روز به روز ایمانش بیشتر میشه و پسرش با هوش و درایتی که داره در صدد تغییر این سرنوشتیه که مادرش فکر میکنه تقدیر الهیه و این دقیقا وضعیت کشورهایی که بر اساس دین اداره میشن و تدین محور اصلی اداره اون کشورهاست که برای ادامه حیاتشون فقرا را با این اعتقادات که فقرشان نتیجه تدینشان و نوعی آزمون الهی است قانع میسازن و دقیقا شعر هرکه در این بزم مقرب ترست جام بلا بیشترش میدهد مصداق این طرز فکر است که امیدوارم نسل های بعدی با آگاهی و شعور روز افزون بر این افکار واهی غلبه کنند و خود را قربانی سرنوشت و اصولی بی پایه ندادن و برای گرفتن حقشان تلاش کنن🙏🙏
این کتاب با یک رویکرد فلسفی و تفکری عمیق، به مسئله انتخاب و دوگانگی در زندگی انسان میپردازد. نویسنده سعی دارد بین دو گزینه متضاد، یعنی "گردو" و "بهشت"، مفهومی عمیق تر را ارائه دهد. این دو گزینه نمادی از دنیای مادی و دنیای آرمانی هستند که فرد را در چالش تصمیم گیری قرار میدهند. نقاط قوت کتاب: 1. رویکرد فلسفی و عمیق – نویسنده با نگاهی تحلیلی، مفاهیمی مانند انتخاب، دوگانگی، و معنای خوشبختی را بررسی میکند. 2. نگارش جذاب و روان – متن کتاب به گونهای نوشته شده که خواننده را به تفکر وا میدارد و درگیر پرسشهای بنیادین زندگی میکند. 3. پرداختن به مفهوم تضادها – کتاب تلاش میکند نشان دهد که زندگی همواره میان انتخابهای دشوار قرار دارد و انسان ناچار است مسیر خود را در میان این دوگانگیها پیدا کند. نقاط ضعف کتاب: 1. ممکن است برای برخی مخاطبان پیچیده باشد – اگر کسی به فلسفه و تفکر عمیق علاقه نداشته باشد، ممکن است کتاب را خسته کننده یا دشوار درک کند. 2. عدم ارائه پاسخ قطعی – کتاب بیشتر پرسش ایجاد میکند تا اینکه پاسخ روشنی برای مسائل مطرح شده ارائه دهد، که البته این میتواند یک نقطه قوت هم باشد. 3. عدم تعادل میان استدلال و روایت داستانی – در برخی بخشها، استدلالهای فلسفی بیش از حد غالب میشوند و ممکن است برای مخاطب عام سنگین باشد. جمع بندی: «گردو یا بهشت مسئله این است» کتابی تأمل برانگیز و تفکربرانگیز است که مخاطب را به بازنگری در انتخابهای خود وادار میکند. اگر به کتابهای فلسفی و روانشناسی علاقه دارید، این اثر میتواند برایتان جذاب باشد، اما اگر به دنبال داستانی خطی و مشخص هستید، شاید این کتاب انتخاب مناسبی نباشد.
کتاب "گردو یا بهشت، مسئله این است" نوشته رفیق شامی واقعاً یه اثر متفاوت و جذابه که هر کسی رو به فکر فرو میبره. وقتی این کتاب رو میخونیم، انگار داریم توی دنیای پیچیدهای از افکار و احساسات غرق میشیم. رفیق شامی با زبونی ساده و صمیمی، موضوعات عمیق و فلسفی رو به شکلی مطرح میکنه که نه تنها خستهکننده نیست، بلکه ما رو به چالش میکشه.
این کتاب یه سفر به درون خودشه؛ به ما کمک میکنه تا با خودمون بیشتر آشنا بشیم و به سوالات اساسی زندگی پاسخ بدیم. نویسنده به خوبی از داستانها و تمثیلها استفاده میکنه تا مفاهیم پیچیده رو به زبون ساده بیان کنه. این نکته به شدت جذابه، چون باعث میشه هر کسی با هر سطح دانش و تجربهای بتونه با متن ارتباط برقرار کنه.
یکی از نکات قوت این کتاب، پرداختن به مسائلیه که شاید خیلی از ما در زندگی روزمرهمون باهاش مواجه میشیم، اما بهشون توجه نمیکنیم. شامی به ما یادآوری میکنه که باید به انتخابهامون دقت کنیم و به دنبال بهشت خودمون بگردیم. این موضوع واقعاً به من انگیزه داد که به زندگیام با دیدگاه جدیدتری نگاه کنم.
به طور کلی، "گردو یا بهشت" یه کتاب الهامبخش و تفکر برانگیزه که میتونه به ما کمک کنه تا بهتر تصمیم بگیریم و زندگی بهتری داشته باشیم. من به این کتاب ۴ از ۵ میدم. واقعاً ارزش خوندن داره و پیشنهاد میکنم حتماً یه بار هم که شده، سراغش برید! 🌟📖
این کتاب یه سفر به درون خودشه؛ به ما کمک میکنه تا با خودمون بیشتر آشنا بشیم و به سوالات اساسی زندگی پاسخ بدیم. نویسنده به خوبی از داستانها و تمثیلها استفاده میکنه تا مفاهیم پیچیده رو به زبون ساده بیان کنه. این نکته به شدت جذابه، چون باعث میشه هر کسی با هر سطح دانش و تجربهای بتونه با متن ارتباط برقرار کنه.
یکی از نکات قوت این کتاب، پرداختن به مسائلیه که شاید خیلی از ما در زندگی روزمرهمون باهاش مواجه میشیم، اما بهشون توجه نمیکنیم. شامی به ما یادآوری میکنه که باید به انتخابهامون دقت کنیم و به دنبال بهشت خودمون بگردیم. این موضوع واقعاً به من انگیزه داد که به زندگیام با دیدگاه جدیدتری نگاه کنم.
به طور کلی، "گردو یا بهشت" یه کتاب الهامبخش و تفکر برانگیزه که میتونه به ما کمک کنه تا بهتر تصمیم بگیریم و زندگی بهتری داشته باشیم. من به این کتاب ۴ از ۵ میدم. واقعاً ارزش خوندن داره و پیشنهاد میکنم حتماً یه بار هم که شده، سراغش برید! 🌟📖
چه داستان لطیف قشنگ تامل برانگیز و با نمک و مفهومی است اون موسیقی اول متن واقعا لذت بردم گویندگان هم خیلی قشنگ روایت کردن و تعدد گوینده ها خیلی باعث میشه آدم تو حس و حال داستان قرار بگیره داستان درباره پسرکی است که بین رفتن به بهشت یا خوردن یک هفته گردو و نرفتن به بهشت بر سر دوراهی گیر کرده است نگارش کتاب خیلی روان و گیراست و سوال های بنیادی را برای آدم ایجاد می کند این کتاب آدم را به بازنگری در انتخاب های خود وامی دارد و اینکه چگونه مدعی که خود بر سر منبر وعظ می کند چگونه در خلوت پایبند به حرفهایی که بر سر محراب زده نیستدر واقع همه ما به نوعی مدعی و واعظ هستیم آیا چقدر به حرف ها و شعارهایمان پایبندیم و آیا وفتی پای منافع مان در میان باشد هم حاضر ایم تا چه حدی پایبند باقی بمانیم حال وهوای این داستان ، شباهت عجیبی با فرهنگ سرزمین ما دارد. تک تک این آدم ها می توانند در همسایگیِ ما زندگی کنند. از بازی بچه ها گرفته تا روحیات کاسب های محل، فالگیرها و سرکتاب بازکن ها، معلم ِ تاریخ، ولنگار محله، دستفروش ها و... همه نزدیکی شگفت آوری با برابرهای وطنی دارند. صداقت و ریای شان، شرم و بی شرمی شان، اعتقاد و بی اعتقادی شان و بیش از همه صبرشان از جنس جریح خودمان است. خیلی لذت بردم از فضای داستان ممنونم از کتابراه عزیز که این کتاب رایگان نمکی و جذاب را در اختیارم قرار داد.
داستان در مورد یک پسر بود که میخواست از جبران بامیه فروش یک کاسه بامیه بخرد اما زمانی که جبران حواسش نبود و در حال خنده با شاگردش بود تصمیم گرفت پول بامیه یعنی یک لیر را ندهد و رفت شاگردش آمد و گفت پول را ندادی او به دروغ گفت که داده است اما با خود گفت بهتر است پول را بدهد تا به بهشت برود و اگر ندهد یک هفته گردو میخورد و در آخرت جهنم میرود یاد دوستش یوسف افتاد که پدر نداشت او مرغ ۴ لیر میخرید آن را در شهر به ۷ لیر میفروخت و ۳ لیر با مادرش روزگار میگذراند روزی بر حسب اتفاق ۷۵ لیر فروخت و مادرش گفت دست به آن پول نمیزند یوسف کلی چانه زد تا مادرش قبول کند پول را به کلیسا ندهد و در عوض پیش کشیش اعتراف کند وسف پیش کشیش رفت و اعتراف کرد که همیشه شرافتمندانه کار میکند اما روزی که در حال فروختن مرغ بود کشیش یکو عصبانی شد و گفت چی مرغ میفروشی؟ و شروع به زدن یوسف کرد. پس تصمیم گرفت او نیز پیش کشیش نرود از آن جا که کشیش آنها برادر جبران نیز هست. در واقع این داستان افرادی را نشان میدهد که به ظاهر دیندار هستند. همچنین افراد فقیر و پولدار را نیز بیان میکند.
رفیق شامی خیلی زیبا و طنز گونه افکار بیشتر آدمهای دین مدار رابه صورت داستان کوتاه درآورده واز دیدگاه پسرک قصه راپیش برده دقیقا مانند آدم بزرگهایی که ادعای دینداری میکنند وبفکر سود وزیان خودشان هم هستند وگاهی هم کلاه شرعی سردیگران میگذارند. درجمله ای که میگوید هرچه فقیرتر مومن تر، دراینجارفیق شامی خیلی زیبا وظریف میگوید و درد جوامع مستضعف را بقلم مینویسد. خریدوفروش مرغ درکمد لباس، ماجرای اعتراف یوسف برای کشیش وبقیه داستان خیلی زیبا وقشنگ به رشته تحریردر آورده، پیشنهاد میکنم حتما گوش کنید من خودم چندبار گوش کردم وهرچندبار لذت بردم. صدای خوب راوی شنیدن قصه راچند برابر قشنگترکرده. درآخرازتمامی دست اندرکاران کتابراه نیز نهایت تشکر و قدردانی رادارم.
داستان خیلی بانمکی بود. دربارهی افرادیست که با وجود ثروت و ادعای دینداری، هر کاری که دوست دارند انجام میدهند. در مقابل زندگی افراد فقیر را هم نشان میدهد که هر یک به نوعی زندگی میکنند. فروشندهای که حرص مال میزند، کودکی که پول فروشنده را نداده و میخواهد برای خودش بردارد و پسربچهی دیگری که بارها یک مرغ را به یک نفر میخرد و میفروشد. با این قسمت داستان خیلی خندیدم. ولی زندگی آدمها مثل هم نیست. خیلی از مردم دارا مثل هم زندگی نمیکنند و مردم ندار هم، همینطور. برای عدهای وجدان و راه درست کسب روزی مهم نیست ولی برای عدهای از آنها هم اهمیت دارد. مثل مادر پسرک مرغ فروش. با وجود یکسان بودن شرایط، آدمهای مختلف روشهای متفاوتی را برای زندگی انتخاب میکنند.
جالب بود واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنندچون به خلوت می روند آن کار دیگر می کننداین فروشندگان بهشت ظاهرا سهمی برای خود نمی خواهند🤔یه جای داستان میگه یوسف هر چی فقیرتر میشه مومن تر میشه واین مومن ما یک مرغ را چگونه می فروشد؟؟؟ البته بر این کودک خرده ای نیست وقتی مبلّغ دینی اش آنگونه هست. اینگونه الگوها و کردارهاست که جامعه و انسانیت را به قهقرا کشانده اگر چه این حکایت، طنز است اما طنزی به تلخی یک واقعیت زهرآلود
صبح یک روز در دهه ی پنجاه میلادی به دکان کوچک جبران و شاگردش، واقع در دمشق، پایتخت سوریه، می رویم و همراه با راوی که پسر کوچک فقیری است، مجبور می شویم میان گردو و بهشت انتخاب کنیم. کتاب صوتی گردو یا بهشت، مسئله این است داستان کوتاهی اثر رفیق شامی نویسنده ی مشهور اهل سوریه است که ماجرای همین پسر کوچک و انتخاب او میان راست گویی و نیاز را روایت می کند.
داستان ساده و جالبی بود درباره مقایسه بین زندگی و رفتار انسانهای ثروتمند و فقیر و واقعیت زندگی کسانی که ادعای دینداری میکنن و دستورالعملها و راهنماییهایی که درباره دین به فقرا و افراد عادی جامعه دارن ولی خودشون بهش باور ندارن و عمل نمیکنن. این داستان با تمام سادگی که داره ولی مفاهیم عمیقی رو بیان میکنه. گویندگی و اجرای متن عالی و دلنشین بود.
این کتابهای صوتی کوتاه واقعا برای من خیلی جذابه واقعا به رد روزایی میخوره که حس و حال کتاب خوندن نداری داستانن دومی که راجب دوستش بود تعریف کرد یه جورایی داره کارما دنیا رو به ما ثابت میکنه منظورش این که از هردست بدی از همون دست پسمیگیری و مجرم که به صفحه جرمش برگشته بود باز