نقد، بررسی و نظرات کتاب پسر بچه سر راهی - هکتور مالو
4.7
1055 رای
مرتبسازی: پیشفرض
مژگان پاک
۱۴۰۲/۰۷/۱۳
00
واقعا داستانی جذاب و خواندنی و دلپذیر بود، بی نهایت از خوندنش لذت بردم حتی دوست نداشتم تموم شه، عالی بود و کلی احساسی و زیبا. و باید از دکتر تورج هاشمی تشکر و تقدیر کنم که مترجمی توانا و زبر دسته. واقعا هر کتابی رو که دکتر هاشمی ترجمه کرده عالی بوده و با اشتیاق تموم خوندم واقعا دست این مترجم بی نظیر را میبوسم.
باسلام و خسته نباشید خدمت همگی،
از آقای هکتور مالو نویسنده این کتاب و از آقای هاشمی تشکر میکنم بابت مترجمی این اثر جذاب و خوندنی، خوندن این رمان واقعا برای من لذت بخش بود. درسته برای شخصیت اصلی این داستان اتفاقات تلخی صورت گرفته اما پایان خوبی دارد. من این رمان جذاب رو به نوجوانان خیلی پیشنهاد میکنم.
با تشکر.
از آقای هکتور مالو نویسنده این کتاب و از آقای هاشمی تشکر میکنم بابت مترجمی این اثر جذاب و خوندنی، خوندن این رمان واقعا برای من لذت بخش بود. درسته برای شخصیت اصلی این داستان اتفاقات تلخی صورت گرفته اما پایان خوبی دارد. من این رمان جذاب رو به نوجوانان خیلی پیشنهاد میکنم.
با تشکر.
داستان در عین سادگی
بسیار الهام بخش هست
در روند داستان
در میابیم که سخت کوشی، درستکاری و ناامید نشدن میتونه مارو به موفقیت و خوشبختی برسونه
یک روزی بالاخره سختیها به پایان میرسه و میتوان به هر هدف حتی به ظاهر غیرممکنی رسید
به شرط اینکه بدون در نظر گرفتن حرفهای ناامید کننده دیگران
سخت تلاش کنید (=
بسیار الهام بخش هست
در روند داستان
در میابیم که سخت کوشی، درستکاری و ناامید نشدن میتونه مارو به موفقیت و خوشبختی برسونه
یک روزی بالاخره سختیها به پایان میرسه و میتوان به هر هدف حتی به ظاهر غیرممکنی رسید
به شرط اینکه بدون در نظر گرفتن حرفهای ناامید کننده دیگران
سخت تلاش کنید (=
سلام داستان خوبی بود اما توصیفها و فضاسازی و صحنهپردازی کم بود اشتباه تایپی زیاد داشت شخصیتاصلی داستان دچار حوادث تلخ زیادی میشد اما فرجام داستان خوب و جذاب بود من خودم کموببش داستان مینویسم اما هنوز کتابی از من در قفسههای کتابخانهها بهخود اختصاص ندادهاست حمیدرضامهرابی از شهرستان سمیرم استان اصفهان
کتابی پر فرازو نشیب برای پسری بی خانمان که قول داده هیچ وقت گدایی نکند بلکه بتواند نان بازوی خود رابخورد.
پسر بچهای که تشنه محبت پدرو مادری بود که فکر میکرد او را رها کردهاند وسر راه گذاشته انداما در آخر پردهها کنار میروند و مادر واقعیاش وبرادرکوچکترش رامیابد.
کتابی عالی برای نوجوان
پسر بچهای که تشنه محبت پدرو مادری بود که فکر میکرد او را رها کردهاند وسر راه گذاشته انداما در آخر پردهها کنار میروند و مادر واقعیاش وبرادرکوچکترش رامیابد.
کتابی عالی برای نوجوان
این کتاب برای من خیلی آموزنده بود و من واقعا از خواندن آن لذت بردم. در طول خواندن کتاب با خوشحالیهای پسر خوشحال شدم و با ناراحتیهای او ناراحت شدم و سختیهای او را احساس کردم و این به خاطر قلم خوب نویسنده بود. این کتاب برای ما میتواند آموزنده باشد تا از سختیهای زندگی این پسر درس بگیریم.
این کتاب خیلی خیلی خوب بود توصیه میکنم که حتما بخونید داستان واقعا با مقدمه خوبی شروع شد مخصوصا اون قسمت داستان خوب بود که پسرک تا هشت سالگی نمیدانست که خانمی که فکر میکند مادرش است در واقع مادرش نیست البته این داستان قسمتهای خیلی خوب دیگری هم داشت اما این قسمت بیشتر برای من جذاب تر بود
خیل خیلی داستان جالبی داره. فقط دلم میخواست بقه ماجرا رو بدونم. یکی از بهترین کتابهایی بود که تا حالا مطالعه کردم. واقعا از نویسنده محترم تشکر میکنم. همچنین خیلی ممنونم از کتابراه که این کتاب رو رایگان در اختیار ما گذاشته. واقعا جای تحسین داره... حتما پیشنهاد میکنم این داستان رو بخونید
از خواندن این کتاب بسیار لذت بردم. این قسمت از کتاب برام جالب بود «اگر من اشتباه کرده و سقوط کنم چون دستی نیست که به من کمک کند من محکوم خواهم بود که تا نابودی مطلق خودم ادامه بدهم. من این را درک میکردم و به همین جهت ترس در وجود من رخنه کرده بود. من از وجود خطراتی که مرا تهدید میکرد آگاه بودم.»
خوب بود ممنون
البته پایانش یه جوری شاد بود که به دلم ننشست و خوشم نیومد....
من پایان شاد رو دوس دارم ولی توی هر داستانی پایان شاد جالب نمیشه.... توی بعضی داستانا پایان شاد خوبه و بعضی داستانا پایان غمگین بهتره.... مثلا توی کتاب زنان کوچک آخرش خوب و خوش و شاد تموم شد و این پایان مناسبش بود....
البته پایانش یه جوری شاد بود که به دلم ننشست و خوشم نیومد....
من پایان شاد رو دوس دارم ولی توی هر داستانی پایان شاد جالب نمیشه.... توی بعضی داستانا پایان شاد خوبه و بعضی داستانا پایان غمگین بهتره.... مثلا توی کتاب زنان کوچک آخرش خوب و خوش و شاد تموم شد و این پایان مناسبش بود....