نقد، بررسی و نظرات کتاب مجوز - لوئیجی پیراندلو
4.3
28 رای
مرتبسازی: پیشفرض
داستان جالبی درباره خرافه و باورهای عجیب که متاسفانه در خیلی از کشورهای جهان رایج است. افرادی که این اعتقادات خرافی را دارند، تقریبا هر اتفاقی را به میل خود و مطابق خرافات تعبیر میکنند. در این قصه، مردم شخصی را اصطلاحا چشم شور میپندارند که همین مسئله باعث میشود او چنان این قضیه را جدی بگیرد که تقاضای مجوز برای کار و کسب درآمد از این طریق دارد! به نظرم پرداختن به این موضوع آن هم با زبان طنز بسیار موثر و جذاب است.
این نمایشنامه با زبانی طنزآمیز، به نقد باورهای خرافی و تأثیر آنها بر رفتار و زندگی افراد میپردازد. نقدی در سایت کتابراه اشاره میکند که داستان بهخوبی نشان میدهد چگونه خرافات میتواند زندگی فردی را تحت تأثیر قرار دهد و او را به سمتی سوق دهد که حتی برای «شورچشمی» خود درخواست مجوز کند
لوئیجی پیراندلو، نویسندهٔ ایتالیایی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات، در آثار خود مرز بین واقعیت و خیال را به چالش میکشد و نقابهای مختلفی که افراد در زندگی بر چهره میزنند را بررسی میکند. نمایشنامهٔ «مجوز» نیز از این قاعده مستثنی نیست و با پرداختن به خرافات، به نقد جامعه و باورهای نادرست آن میپردازد.
بهطور کلی، «مجوز» اثری است که با طنز ظریف و نگاه نقادانهٔ خود، خواننده را به تفکر دربارهٔ تأثیر خرافات و باورهای نادرست در جامعه و زندگی فردی وامیدارد.