رزانا شهریاری در کتاب پروانه میشویم، داستان عاشقانهی مردی را به تصویر میکشد که پس از یافتن عشق درون خود زندگیاش متحول میشود.
قصه از ماهان شروع میشود. مردی سرخورده که به خاطر سختیهای زندگی تمام باورها و اعتقاداتش را از دست داده و به پوچی رسیده است و روزی سرنوشت دختری به نام روشنا را سر راهش قرار میدهد که تمام باورها، اندیشهها و اعتقادات خفته او را بیدار میکند. ماهان با عشق آن دختر به اعتقادات خود باز میگردد امّا زندگی بازی پیچیدهایست و اتفاقی عجیب زندگی هر دو آنها را دگرگون کرده و به چالشهای جدیدی میکشد.
با سپاس
قصه از ماهان شروع میشود. مردی سرخورده که به خاطر سختیهای زندگی تمام باورها و اعتقاداتش را از دست داده و به پوچی رسیده است و روزی سرنوشت دختری به نام روشنا را سر راهش قرار میدهد که تمام باورها، اندیشهها و اعتقادات خفته او را بیدار میکند. ماهان با عشق آن دختر به اعتقادات خود باز میگردد امّا زندگی بازی پیچیدهایست و اتفاقی عجیب زندگی هر دو آنها را دگرگون کرده و به چالشهای جدیدی میکشد.
با سپاس