هشدار: اگر اعصاب ضعیفی دارید، اگر روحیه حساسی دارید کتاب را نشنوید.
ماجرای زندگی نادیا بسیار تکان دهنده است و به عنوان یک زن احساس نزدیکی زیادی با او میکنم.
جالب است که داستان از زندگی روزمره او در کوجو روستای ایزدی نشین شروع شد و مرا به یاد آغاز رمان دا انداخت. و البته این نباید عجیب باشد چراکه این تقریبا داستان همه جنگ هاست که مردم بیگناه دارند زندگی شان را میکنند و صاحبان قدرت چیزی را بهانه کرده و آشوب برمی انگیزند و آنچه فنا میشود همان زندگیهای ساده و شرافتمندانه عموم مردم است.
همه ما درباره داعش و جنایاتش شنیده ایم ولی روایت نادیا به عنوان کسی که با گوشت و خون خود همه چیز را درک کرده بسیار گیرا و در عین حال تلخ است.
کتاب از باب آشنایی با مذهب ایزدی هم اثر ارزشمندی است و اگرچه بسیار جانبدارانه است ولی اطلاعات خوبی میدهد.
در بخشهایی از سرگذشت نادیا شاهد بی انصافی او نسبت به مردم موصل هستیم که چرا کاری نمیکنند و لی وقتی به انتهای کتاب میرسیم میبینیم نرمال شدن شرایط او به بهبود دیدگاه و قضاوتش کمک میکند.
اگر این کتاب را شنیدید و آن را جالب یافتید پیشنهاد میکنم رمانهای خالد حسینی به خصوص بادبادک باز و هزار خورشید رخشان را هم بخوانید تا بهتر متوجه بشید آبشخور فکری طالبان و داعش یکی است و البته داعش در وحشی گری از طالبان پیشی گرفته و لابد تروریستهای بعدی گوی سبقت را از داعش میربایند.
روایت بد نبود ولی در بخشهای صدای تنفس عمیق راوی بسیار آزارنده بود.
به امید آزادی و آرامش برای تمام انسانها از هر نژاد و ملیت و دین.
با سپاس از کتابراه
ماجرای زندگی نادیا بسیار تکان دهنده است و به عنوان یک زن احساس نزدیکی زیادی با او میکنم.
جالب است که داستان از زندگی روزمره او در کوجو روستای ایزدی نشین شروع شد و مرا به یاد آغاز رمان دا انداخت. و البته این نباید عجیب باشد چراکه این تقریبا داستان همه جنگ هاست که مردم بیگناه دارند زندگی شان را میکنند و صاحبان قدرت چیزی را بهانه کرده و آشوب برمی انگیزند و آنچه فنا میشود همان زندگیهای ساده و شرافتمندانه عموم مردم است.
همه ما درباره داعش و جنایاتش شنیده ایم ولی روایت نادیا به عنوان کسی که با گوشت و خون خود همه چیز را درک کرده بسیار گیرا و در عین حال تلخ است.
کتاب از باب آشنایی با مذهب ایزدی هم اثر ارزشمندی است و اگرچه بسیار جانبدارانه است ولی اطلاعات خوبی میدهد.
در بخشهایی از سرگذشت نادیا شاهد بی انصافی او نسبت به مردم موصل هستیم که چرا کاری نمیکنند و لی وقتی به انتهای کتاب میرسیم میبینیم نرمال شدن شرایط او به بهبود دیدگاه و قضاوتش کمک میکند.
اگر این کتاب را شنیدید و آن را جالب یافتید پیشنهاد میکنم رمانهای خالد حسینی به خصوص بادبادک باز و هزار خورشید رخشان را هم بخوانید تا بهتر متوجه بشید آبشخور فکری طالبان و داعش یکی است و البته داعش در وحشی گری از طالبان پیشی گرفته و لابد تروریستهای بعدی گوی سبقت را از داعش میربایند.
روایت بد نبود ولی در بخشهای صدای تنفس عمیق راوی بسیار آزارنده بود.
به امید آزادی و آرامش برای تمام انسانها از هر نژاد و ملیت و دین.
با سپاس از کتابراه