نقد، بررسی و نظرات کتاب پسر - تمی هیوگ

مرتب‌سازی: پیش‌فرض
خاطره
۱۴۰۳/۱۲/۱۵
نیمه شب دریک جاده کنار مرداب در محله‌ای دورافتاده ونا امن زنی زخمی با پاهای برهنه درحال دویدن وفرار وگرفتن کمک است. نام زن ژنویو است و بوی ترس، عرق، ادار، خون، مدفوع مشامش رو پرکرده. فرزندش کی جی گارتیر مورد حمله قرار گرفته وچاقو خورده وزن با زحمت وترس و وحشت زیاد به خونه همسایه میره برای گرفتن کمک. این شروع هیجان انگیزترین داستانی که تو عمرتون میخونید. آنی و نیک زوج پلیسی که یه پسر پنج ساله دارند وبسیار متعهد وپرتلاش وپیگیر هستند مسئول پیگیری پرونده ژنویو وکی جی میشن. نیک وآنی به سرنخ‌های مهمی میرسند لحطه لحظه داستان پراز هیجان وتعلیق و ترس هستش ولی دوترو رئس نیک مردی خودخواه و قدرت طلب و مرموز مانع پیشرفت نیک هست وموقعی که آنی در روند تحقیقات در مورد پرستار کی جی دختری دوازده ساله با خانواده‌ای اشفته که درست بعد حادثه برای کی جی گم شده به خونه دترو میرسه برای صحبت با پسر نامزد دترو، اما دوترو بع شدت آنی رو تهدید میکنه. هر خط داستان ماجرایی هیجان انگیز ومعمایی هولناک در خودش داره. اینقدر ماجراهای داستان زیاد که شما نمیتونید ثانیه‌ای چشم از کتاب بردارید وهر صفحه با اشخاص جدید معمایی پیچیده روبرو میشید و فقط میخواید بدونید کی کی جی رو کشته؟ رازی که رازهای هولناک زیادی در خودش داره