نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی پالتو - نیکلای گوگول
4.9
14 رای
مرتبسازی: پیشفرض
مجتبی یگانه
۱۴۰۴/۰۱/۱۱
00
آکاکی آکاکیویچ مثل آدمی جاافتاده میخواست آستینها را امتحان کند. پتروویچ کمکش کرد تا دستش را توی آستین فرو کند و معلوم شد که آستینها هم خوبند. خلاصه معلوم شد که پالتو عالی و بینقص است. پتروویچ هم کوتاهی نکرد و گفت که این کار را فقط به این دلیل که بدون تابلو در خیابانی کوچک کار میکند و علاوه بر آن چون مدتهاست که آکاکی آکاکیویچ را میشناسد انجام داده و به همین دلیل هم بسیار ارزان حساب کرده است. اگر نه در خیابان نفسکی برای دوختن این پالتو هفتادوپنج روبل از او میگرفتهاند. آکاکی آکاکیویچ نمیخواست در اینباره با پتروویچ بحث کند و از همهی مبالغ هنگفتی که پتروویچ دوست داشت با آنها گردوخاک راه بیندازد واهمه داشت. پولش را داد، از او تشکر کرد و بیدرنگ با پالتوی نو به اداره رفت
با دروداین جا در خیابان های سرد پترزبورگ روحی سرگردان در پیاده روهای شهر پرسه می زند، به شما نزدیک می شود و سعی می کند تا پالتوی تان را از تن تان بیرون بکشد. کتاب صوتی پالتو نوشته ی نیکلای گوگول، داستان زندگی یکنواخت کارمندی است که روزی وارد رقابتی ناخواسته با همکاران جوانش می شود. روح خسته و تهی دست او نمی تواند در برابر طعنه های آنان دوام بیاورد و او را به چاهی می اندازد که او برای بیرون آمدن از آن نیاز به چیزی بیش تر از یک پالتوی گران قیمت دارد. با سپاس فراوان
گرچه داستان طنز بود و خنده به لب میاورد، اما در اصل خیلی غم داره. شخصیت اول داستان یه مرد ساده است که مورد تمسخر همکارانش قرار میگیره. اون برای تعمیر پالتوش به خیاط مراجعه میکنه اما چون پالتوش پوسیده بوده و نمیشده دیگه تعمیرش کرد مجبور میشه دار و ندارش رو برای خرید یه پالتوی نو بده و... 🥺