نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی تقصیر من بود - فاطمه درویشی

مرتب‌سازی: پیش‌فرض
Parisa eftekhari
۱۴۰۳/۰۵/۰۷
خطر اسپویل:
دختر جوانی است که از همان ابتدای قصه، او را با حالی نذار و پریشان می بینیم. او به پهنای صورت اشک می ریزد و تنها جمله ای که به زبان می آورد این است: «تقصیر من بود». حال دختر آنقدر خراب است که پاسخ درستی به سوالات مادرش نمی دهد؛ چه چیزی تقصیر اوست؟ چرا گریه می کند؟ چرا از دلیل حال بدش چیزی نمی گوید؟ اما او فقط یک جمله را تکرار می کند: «تقصیر من بود» با رفتن به سمت باشگاه، دلیل گریه های دختر روشن می شود. اعضای باشگاه در میان جستجو و سوال و جواب های مأموران پلیس، اشک می ریزند و از دلیل قتل یکی از هم تیمی هایشان، اظهار بی اطلاعی می کنند. دختر جوانی در روز شنبه که باشگاه تعطیل بوده، در آن جا به قتل رسیده و کسی هویت قاتل و یا انگیزه ی او برای این قتل را نمی داند. با آمدن شخصیت اصلی که راوی داستان هم هست، کم کم هویت قاتل نیز شناسایی می شود. اظهارات و اعتراف های او خبر از وجود غریبه ای با ماشین دویست وشش می دهد که عادت داشته بهار، دخترِ به قتل رسیده را، در روزهای شنبه در باشگاه خالی ملاقات کند. ممنونم عزیزم از کتابراه
م.علمی
۱۴۰۴/۰۱/۱۵
کتاب ** «تقصیر من بود» ** اثر فاطمه درویشی یک داستان کوتاه اجتماعی است که به موضوعات حسرت، تصمیم‌گیری و پیامدهای آن می‌پردازد. در ادامه چند نظر درباره این کتاب آورده شده است:
1. **داستانی احساسی و تأثیرگذار** – روایت کتاب به گونه‌ای است که خواننده را درگیر احساسات شخصیت اصلی می‌کند و او را به تفکر درباره تصمیمات زندگی و پیامدهای آن‌ها وادار می‌سازد.
2. **نثر روان و گیرا** – سبک نوشتاری فاطمه درویشی ساده اما پرکشش است، که باعث می‌شود خواننده به راحتی با داستان ارتباط برقرار کند.
3. **روایت صوتی جذاب** – نسخه صوتی این کتاب با صدای زهرا کامکار منتشر شده است، که به انتقال حس و حال داستان کمک می‌کند.
4. **بررسی عواقب تصمیمات فردی** – داستان به خوبی نشان می‌دهد که چگونه یک تصمیم می‌تواند تأثیرات عمیقی بر زندگی فرد داشته باشد.
5. **پایانی تأمل‌برانگیز** – برخی خوانندگان معتقدند که پایان داستان غیرمنتظره و تأثیرگذار است، که باعث می‌شود مخاطب تا مدت‌ها درباره آن فکر کند.
سمیه ثابت
۱۴۰۴/۰۱/۰۶
کتاب «تقصیر من بود» نوشته فاطمه درویشی، اثری است که با نگاهی حساس و انسانی به موضوعات مهم زندگی، خانواده، و روابط اجتماعی پرداخته است. داستان کتاب به نوعی بازتاب‌دهنده‌ی چالش‌های روان‌شناختی و احساسی است که بسیاری از افراد در جامعه امروز با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند. نویسنده با قلمی ساده اما تأثیرگذار موفق شده است تصویر شفافی از پیچیدگی‌های عاطفی و تجربه‌های انسانی خلق کند. این اثر بر محور زندگی شخصیت اصلی داستان و ارتباطات او با اعضای خانواده، دوستان و افراد پیرامونش متمرکز است. نویسنده به بررسی مسائل اجتماعی و انسانی می‌پردازد، از جمله موضوعاتی همچون مسئولیت‌پذیری، گناه، بخشش، و تأثیرات گذشته بر آینده‌ی فرد. این مسائل با زبان و سبک منحصربه‌فردی روایت می‌شوند که مخاطب را به تأمل و تفکر دعوت می‌کنند. نکته مهم درباره‌ی داستان «تقصیر من بود» آن است که تلاش می‌کند دیدگاهی بی‌طرفانه و در عین حال انسانی درباره‌ی روابط و چالش‌های شخصی ارائه دهد. در این داستان، روابط انسانی نه فقط به‌عنوان عنصر روایت، بلکه به‌عنوان ابزاری برای تحلیل روان‌شناختی و فلسفی شخصیت‌ها عمل می‌کند. سبک نوشتاری فاطمه درویشی، تلفیقی از سادگی و عمق است. او توانسته است فضایی قابل‌لمس و واقعی برای داستان خلق کند که خواننده را به دنیای شخصیت‌ها نزدیک‌تر می‌کند. روایت او نه‌تنها از لحاظ زیبایی‌شناسی ادبی برجسته است، بلکه احساساتی همچون همدلی، ناراحتی و امید را نیز در مخاطب برمی‌انگیزد. نویسنده در بیان جزئیات زندگی روزمره و احساسات شخصیت‌ها مهارت دارد، و این ویژگی باعث می‌شود خواننده بتواند خود را در موقعیت‌های مشابه شخصیت‌های داستان تصور کند.
زری بانو
۱۴۰۳/۱۱/۱۵
داستان در مورد قتل دختری بنام بهار است در روز تعطیلی باشگاه بدنسازی بانوان که او با اجازه مربی باشگاه اجازه گرفته تا بهمراه شخصی که ناآشناست و در باشگاه ثبت نام نکرده در ایام تعطیلی، کلید داشته باشد و در باشگاه تردد کند. راوی قصه نگین نامی است که ماههاست عضو باشگاه است و در همسایگی باشگاه با مادرش سکونت دارد و می‌داند بهار با مردی آشناست و معاشرت داشته که احتمالأ قاتل اوست. و اکنون خود را مقصر می‌داند که از رابطه خارج از عرف بهار با خبر بوده ولی به هم باشگاهیان و خصوصا مربی اجازه نداده تا غیبت‌های بهار که با مرد غریبه ارتباط دارد را به اطلاع خانواده‌اش برسانند. جالب است که بهار تنها دو ماه است که عضو باشگاه شده و در این مدت همراهی آژانس و برادرش کنار او ثابت کرده که خانواده‌اش در تردد به او بی اعتمادندولی کلید دار باشگاه شده. قصه صوتی بشدت ضعیف و غیر معقول بود و جای تاسف دارد که همچین قصه‌های غیر منطقی مجوز نشر در کتابراه را کسب کرده‌اند.
Sin90
۱۴۰۳/۰۴/۲۵
داستان کتاب صوتی "تقصیر من بود" که به قلم فاطمه درویشی نوشته شده داستان کوتاه و مفیدی هستش اگرچه خوانش خیلی عالی‌ای نداره اما به نظرم داستان نسبتا خوبی بود
داستان راجع به دختریه که در یک باشگاه به قتل میرسه و دوستش که هر روز این دختر رو میدیده با یک نفر میره و میاد وقتی مربی شون میخواد به خانواده‌ی اون دختر اطلاع بده مانعش میشه و میگه زندگی ما نیست و به خودش مربوطه و این بی توجهی باعث میشه فردای اون روز اون دختر به قتل میرسه و در نهایت دوست اون دهتر متوجه میشه بی توجهیش نسبت به اشتباه دوستش چقدر میتونسته خطرناک باشه و در نهایت باعث چنین اتفاقی شده...
خوبه که یاد بگیریم به درستی به اطرافمون توجه کنیپ و این توجه درست لازمه‌اش اینه به دور از فضولی و جهت کمک به هم دیگه باشه!
با تشکر از کتابراه بابت کتابهای خوبش🙏🏻🌺
Mohammad
۱۴۰۴/۰۱/۰۲
داستان در مورد قتل دختری بنام بهار است در روز تعطیلی باشگاه بدنسازی بانوان که او با اجازه مربی باشگاه اجازه گرفته تا بهمراه شخصی که ناآشناست و در باشگاه ثبت نام نکرده در ایام تعطیلی کلید داشته باشد و در باشگاه تردد کند. راوی قصه نگین نامی است که ماههاست عضو باشگاه است و در همسایگی باشگاه با مادرش سکونت دارد و میداند بهار با مردی آشناست و معاشرت داشته که احتمالاً قاتل اوست و اکنون خود را مقصر میداند که از رابطه خارج از عرف بهار با خبر بوده ولی به هم باشگاهیان و خصوصا مربی اجازه نداده تا غیبتهای بهار که با مرد غریبه ارتباط دارد را به اطلاع خانواده‌اش برسانند. جالب است که بهار تنها دو ماه است که عضو باشگاه شده و در این مدت همراهی آژانس و برادرش کنار او ثابت کرده که خانواده‌اش در تردد به او بی
اعتماد ندولی کلید دار باشگاه شده
حسام الدین کریمی
۱۴۰۴/۰۱/۰۵
روایت زهرا کامکار با لحن مناسب و انتقال احساسات شخصیت ها، به جذابیت داستان افزوده است. کیفیت ضبط و تدوین مناسب، تجربه شنیداری لذت بخشی را برای مخاطبان فراهم می کند. نقد و بررسی: «تقصیر من بود» با پرداختن به موضوعاتی مانند دوستی، فداکاری و پیامدهای تصمیم گیری های احساسی، مخاطب را به تفکر و همدلی با شخصیت اصلی وامی دارد. با این حال، برخی شنوندگان ممکن است انتظار جزئیات بیشتری در مورد پس زمینه و انگیزه های شخصیت ها داشته باشند. نتیجه گیری: این اثر با روایت صمیمی و محتوای قابل تأمل، تجربه ای شنیداری ارزشمند برای علاقه مندان به داستان های کوتاه فارسی فراهم می کند. شنوندگان می توانند با گوش سپردن به این داستان، به درک عمیق تری از احساسات و تجربیات شخصیت اصلی دست یابند.
📚samira⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩⁦
۱۴۰۳/۱۰/۲۵
داستان در مورد دو دختری به نام نگین هست که خود را مقصر اتفاق پیش آمده می‌داند قتل دوستش در داخل باشگاه. در واقع دختر دوستش بهار در ساعت ۴ اشگاه را ترک می‌کرده و ساعت ۵ ی‌آمده و از باشگاه به خانه می‌رفته چ بچه‌ها و مربی باشگاه فهمیده بودن و می‌خواستند دانند که او کجا می‌رود و به نگین بگویند ه به خانواده‌اش اطلاع دهیم اما نگین گفت به ما و باشگاه مربوط نیست شاید خانواده‌اش می‌داند. او بعدهاهمه را به پلیس تعریف کرد و یک چیز دیگر که به آن خواسته آبروی بهار را نبرد و به هیچکس نگفته نیز تعریف کرد اینکه بهار از یک ماشین ۲۰۶ پیاده شده که در آن چهره یک مرد دیده شده با کمک او چهره مرد را شبیه سازی کردن و با استفاده از دوربین‌هایی که در خیابان نصب شده بود به جستجوی قاتل رفتند.
سما جعفری
۱۴۰۳/۰۹/۰۶
این داستان کوتاه خیلی آموزنده هست. به همه‌ی ما یاد میده حواسمون رو به خوبی به اطرافمون جمع کنیم. اگر جایی کمکی از دستمون برمیومد، دریغ نکنیم. اما به نظر من دختر قصه واقعا تقصیری نداشت. ما روزانه آدمهای زیادی رو اطرافمون میبینیم که شاید خیلی کارها رو انجام بدهند، دلیلی نداره به اطرافیانشون اطلاع بدیم وگرنه اینقدر این مسائل زیاده که همش باید در حال نصیحت کردن و اطلاع دادن باشیم. وقتی هم که همچین مسائلی پیش میاد، خودسرزنشگری بیفایده‌ترین کار هست. اون دختر از کجا میدونست چه اتفاقی میفته که کاری انجام بده و اصلا مگه چه کاری از دستش برمیومد.
پريا رضايي
۱۴۰۳/۰۸/۰۴
با سلام به کتابراه عزیز و تیم محترم کتابراه
داستان یه جورایی برای دختران جوان آموزنده اس که با هرکسی دوست نشوند و اگر دوست شدند سریعا اعتماد نکنند. تم اصلی داستان خوبه و خوانشگر هم خوب اونو میخونن ولی بنظرم حتی بعنوان یه داستان کوتاه هم، زیادی ناقصه
مثلا معلوم نیست که بهار چرا به قتل رسیده و انگیزه قاتل اصلا چی بوده و اینکه اصلا صاحب باشگاه کلید باشگاه رو چرا باید به بهار بده؟
دختر داستان چرا مقصره؟
در کل داستان پر از ابهامه و بنظرم سرهم بندی شده
هستش
غیر از نتیجه گیری که از ابتدا گفتم، بنظرم داستان جالبی نبود.
بازم ممنون از کتابراه عزیز
مهسا بامداد
۱۴۰۳/۰۷/۲۵
صدای گوینده و خوانشش رو نمیپسندم
اما درمورد داستان باید بگم اولین نکته‌اش دوستی‌های نابجاس که فکر میکنن دارن به طرف خوبی میکنن که درواقع اشتباهه
دوم اینکه کاش وقتی فهمیدن با بهاره صحبت میکردن پنهان کردن یه بحثه حفظ ابروش هم یه بحث دیگه. باید از در صلح وارد میشدن.
از طرفی بنظرم یه نکته دیگه‌ای که وجود داره اینه که بدون اطلاع خانواده یا حالا دوست و آشنا با هیچ پسری نه آشنا بشید نه جایی تنها برید.
مراقبت از خود رو بنظرم یاد میداد
احمدی
۱۴۰۳/۱۲/۱۴
با سلام راوی داستان کتاب صوتی تقصیر من بود اثر فاطمه درویشی، دختر جوانی است که از همان ابتدای قصه، او را با حالی نزار و پریشان می‌بینیم. او به پهنای صورت اشک می‌ریزد و تنها جمله‌ای که به زبان می‌آورد این است: «تقصیر من بود». حال دختر آنقدر خراب است که پاسخ درستی به سوالات مادرش نمی‌دهد؛ چه چیزی تقصیر اوست؟ چرا گریه می‌کند؟ چرا از دلیل حال بدش چیزی نمی‌گوید؟ اما او فقط یک جمله را تکرار می‌کند: «تقصیر من بود» با سپاس فراوان
مجیدناجی
۱۴۰۳/۰۷/۰۵
داستان در مورد پنهانکاری و دلسوزیهای نابجا است. دوستی‌های خاله خرسه مانند. در جامعه سنتی رابطه خارج از ازدواج پسندیده نمیشود بخاطر تفاوتهایی که جامعه و قانون و سنتها در مورد دختر و پسر قائل شده‌اند. متاسفانه این روابط اگر آزادتر میبود و تحت نظارت اینگونه حادثه‌های تلخ بوجود نمی‌آمدند. درجامعه امروزی نمیتوان بصورت سنتی زندگی یا ازدواج کرد چون هیچگونه شناختی مردم از هم ندارند و هیچگونه آموزشی هم داده نشده است. ممنونم از کتابراه
۶۶۶۶
۱۴۰۳/۰۶/۰۵
داستان جالبی نداشت و از ابتدا پایان داستان مشخص بود هر چند گویش فوق العاده افتضاح خانم کامکار تنها جذابیت و شور هیجان داستان رو هم گرفته شاید خوندن متن ارزش داشته باشه ولی با گویندگی بسیار افتضاح خانم کامکار اصلا گویندگی شبیه خوندن انشا بچه ی دبستانی بود حتی لحن و تن صدای زیبایی هم نداشت یک آدم فوق العاده معمولی گوینده کتاب بود. اصلا پیشنهاد نمیشه وقت هدر کردنه
A.asgari
۱۴۰۳/۰۴/۲۳
کتاب کوتاه اما پر مفهومی بود
گاهی وقتا گفتن به من مربوط نیست زندگی خودشه من دخالت نمیکنم باعث میشه کاره جبران ناپذیری پیش بیاد
داستان در باره‌ی دختری بود که تویه باشگاه به قتل رسیده بود
دوستلش دیده بودن هر روز با پسره میره و میاد میخواست مربی به مادرش بگه اما اون یکی دختر گفته بود بیخیال زندگی خودشه
ممنون از کتابراه
محبوبه وفادار
۱۴۰۳/۰۹/۲۱
داستان درموردملاحظه کاریهایی است که معمولا همه دارند و همه هم با نیت خیرخواهانه این کار راانجام میدهند غافل ازاینکه چه عاقبتی درپیش دارد قهرمان داستان هم به حساب خودش رازداری کرده ونخواسته باآبروی دوستش بازی کند وبه همین دلیل خودش رامقصر میداند وسنگینی بارگناه ملاحظه‌ای که کرده بردوشش است. باسپاس ازدست اندرکاران کتاب راه🌹
خاطره
۱۴۰۳/۰۵/۱۴
کلا داستان‌های کوتاه ایرانی رو خیلی دوست دارم ولی این دیگه خیلی کوتاه وبدون هیچ جذابیتی بود. بیشتر شبیه انشا کلاس دوم سوم دبستانی‌ها بودشاید فقط بشه گفت اینایی که میگن زندگی خودش به ما مربوط نیست دخالت نکنید باید اینو گوش کنند البته فضولی وخبر چینی اصلا خوب نیست ولی بی تفاوتی هم خوب نیست
هدی میرزامحمدی
۱۴۰۳/۰۵/۱۸
خیلی خیلی قشنگ بود و البته آموزنده برای دختر 19 ساله این داستان را گذاشتم او هم با من هم عقیده بود درس خوبی بود که گاهی بی توجهی ما عواقب بدی خواهد داشت. گاهی یک تصمیم کوچیک زندگی ما و اطرافیان ما رو تغییر میده. عالی بود. مرسی
الهه رحیمی
۱۴۰۳/۰۴/۲۱
داستان کوتاهی که در اون دختری در باشگاه به قتل میرسه ولی دلیلش طی داستان مشخص نمیشه و نشون میده گاهی بی تفاوتی و غفلت ما نسبت به اطرافیان و دوستانمون پیامدهای جبران ناپذیری رو به همراه داره و منجر به پشیمانی میشه. خوانش متن جالب نبود و نپسندیدم.
الهه ابراهیمی
۱۴۰۳/۰۸/۱۴
کتابی در مورد رویدادهای زندگی در مورد یک دخترکه خاطرات باشگاه خود را در میان میگذارد، و اتفاقی که برای دوست هم باشگاهی خود اتفاق و دنبال قاتل میگردند، یه کتاب که بصورت ساده و روان بیان شده، گویندگی خانم خداداد هم خوب بود،
مرتضی ظهیری
۱۴۰۳/۰۷/۱۲
داستان جالب و مفهومی و پر از نکات مهمی بود. یاد بگیریم، زندگی رفیقمون و یا همسایه خودمون و یا همکار خودمون خیلی می تونه تاثیر رو خود زندگی ما داشته باشه، حواسمون جمع باشه ممنون از کتابراه
مهنا موسوی
۱۴۰۳/۰۵/۰۴
این کتاب راجب دختری بود که با دلیل بی توجهی دوستش نسبت به آن کشته شد و به ما می آموزد که نباید نسبت به دیگران بی تفاوت باشیم و با خونسردی از کنارشان نگذریم کتاب کوتاه و تاثیرگذاری بود.
عارف محبی
۱۴۰۳/۱۱/۲۵
داستان جالبی بود و به نظرم موضوعش هم با وجود اینکه تازگی نداشت ولی سیر داستانی خوبی داشت ساده و روان و کوتاه. درمورد خوش خیالی های بیهوده و سهل انگاری هایمان در رابطه با دیگران
Mina Naghdbishi
۱۴۰۳/۱۰/۰۵
بد نیست من از این سبکها خوشم نیومد ولی برای نو جوونها اموزندست. کوتاه و مختصر. چرا بعضی‌ها کتاب رو تو ضیح میدن توضیحات داره دیگه. فقط بگین گوش کنیم یا نه همین
پیمان درخشان
۱۴۰۳/۰۶/۲۴
خوانش بیروح. راوی موظفه به بهترین شکل به متون روحو جان ببخشه و به بهترین نحو احساساتِ متنو القاکنه تا برای مخاطب تصویرسازی و درکِ مطلب به بهترین شکل اتفاق بیفته
........
۱۴۰۳/۰۵/۱۳
واقعا خواندن این کتاب جالب نبود حداقا میتونستند ازچند نفر برای نقش‌ها استفاده کنن و نه یه نفر!
ک حتی تلفظ و حس اون یه نفر هم خوب نبود!
بسیار بد.....
Donya
۱۴۰۳/۰۹/۲۰
کتابی مختصر و مفید و پر از نکات مثبت و منفی استاول کتاب از حال پریشان نگین میگوید که خود را مقصر میداند در کلا کتاب قشنگیه از خواندنش پشیمان نمیشوید🌱🤍
فاطمه رنجبر
۱۴۰۳/۰۵/۲۳
این کتاب خیلی عالیه. فقط پیشنهاد می‌کنم که اگه میشه کتاب‌های دفترچه خاطرات چارلی کوچولو رو هم به این برنامه اضافه کنید چون خیلی باحال هستند. 💙
s. d. m
۱۴۰۳/۰۸/۲۴
بنظرم عالی بود و پایان باز هم داشت. البته سلیقه ای
هست من خودم پایان باز رو دوست دارم ولی خب حداقل یکم اشاره به قاتل میکرد هم بد نمیشد.
M.m
۱۴۰۳/۰۸/۱۸
واقعا فاجعه بود این کتاب. هم از متن داستان و هم گویندگی خیلی بد بود. نویسنده اول ۴ تا کتاب خوب بخونه بعد بیاد داستان بنویسه
مهناز قاسمی نژاد
۱۴۰۳/۰۶/۱۹
و این من بودم که با بی تفاوتی و دلسوزی بیجا باعث مرگ دختری شده بودم. و این من دیگر من قبلی نمی‌شود. داستانی کوتاه به مدت ۸ دقیقه.
وانیا نظافت
۱۴۰۳/۰۶/۰۹
قشنگ بود اگه یه کتاب سه یا چهار ساعت بود و به جزئیاتش پرداخته شده بود واقعا عالی می‌شد و اگه معلوم میشد چرا مرد هم خیلی عالی میشد
Daayaan
۱۴۰۳/۰۵/۰۹
این چی‌ بود دیگه؟ واقعا وقت میزارید صوتیشم میکنید؟ اما واسه انگیزه دادن خوبه من خودمو خیلی دست کم میگیرم
Arash
۱۴۰۴/۰۱/۱۵
داستانهای ساده وقشنگ که آن حس را می‌شوددرخوانده القا کرد کتابی که داستان آن در ذهن می‌ماند
باگویندگی عالی
samiyehbayat@gmail.com
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
عالی بود! نویسنده از تمام ظرفیت‌های یک داستان معمایی استفاده کرده و نتیجه، یک اثر هوشمندانه و بی‌نقص شده است.
محمدرضا
۱۴۰۴/۰۱/۰۵
کتاب جالب و خوب و زیبا که از خوندن اون لذت بردم ولی باید تا قسمت‌های جلوی کتاب برید تا بفهمید‌ موضوع چی به چیه
سیمین بزرگی نامی
۱۴۰۳/۰۸/۱۰
خوانش و صدای گوینده برام جذاب نبود اما یک داستان کوتاه از هزاران اتفاقی که در دوروبرمان میوفتید و کاش بی تفاوت نباشیم.
بهار
۱۴۰۳/۰۸/۰۲
داستان کوتاه اما آموزنده بود. در مورد دلسوزی اشتباهی بود که می‌تونست از قتل یه دختر بی گناه جلوگیری کنه.
کورش اردلان
۱۴۰۳/۰۷/۲۷
در داستان‌های کوتاه شاید نتیجه‌ی اخلاقی و دیدگاه نویسنده هم بیان شود به خواننده یا شنوده کمک در درک بهتر موثر باشد
فرشاد فصیحی
۱۴۰۳/۰۶/۱۵
در این کتاب به ظلم وارد شده به زنان ودختران اشاره دارد ولی چیزی در مورد علت آن نمی گوید من این داستان را دوست داشتم
شیرین احمدی
۱۴۰۳/۰۶/۱۳
داستانایی از نویسنده‌های ایرانی رو توصیه میکنم حس خاصی از همزادپندای در نوشته‌های همزبان وجود داره. که دلنشینه
علیرضا ابراهیم زاده
۱۴۰۳/۰۶/۰۶
داستان با شعر دو چیز متفاوت هستند. جذابیت داستان بیشتر با کنار هم درست گذاشتن جزییات جذابتر میشه نه با جملات شعر گونه
Lavasani
۱۴۰۳/۰۶/۰۴
خوانش خیلی بی روح بود سخت مطلب بیان شد و سخت هم دریافت شد، داستان هم خیلی کوتاه و بی محتوا بود
محمود حسین پور
۱۴۰۳/۱۱/۰۲
از داستانهای کوتاه و جالب بود به خصوص اینکه مشکلی که خانواده‌ها امروزه درگیر این مسئله هستند
Sam.Gh
۱۴۰۳/۰۸/۱۵
داستان کوتاه خوبی بود. بی تفاوتی همه ما نسبت به دیگران و اطرافیانمان را روایت می‌کند
طاهره عباسی
۱۴۰۳/۰۸/۱۳
داستان‌های گوتاه پیام اورهای سریعی هستند. و این کتاب نشان میدهد که حس مسئولیت با فضولی فرق داره
Mahsa Bashiri
۱۴۰۳/۰۸/۰۶
ساده و روان و کوتاه. درمورد خوش خیالی های بیهوده و سهل انگاری هایمان در رابطه با دیگران
حبیب عبدالرحمانی
۱۴۰۳/۰۶/۱۹
داستان کوتاه خوبی بود آموزنده بود اما خالی از هر ظرافت خاص و صدا گذاری و موزیک ضعیف بود
سیاوش
۱۴۰۳/۰۶/۰۳
داستان اگر براساس واقعیت بود هم خیلی ضعیف وپیش پا افتاده بود
Negin
۱۴۰۳/۰۵/۲۴
با سرنوشت نمیشه جنگید. انسانها خودشون با انتخابهای غلطشون کام مرگ رو میچشن. داستان خوبی بود
1 2 3 >>