نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی مادری که هرگز ندید - الهام بیاتی مقدم
3.9
72 رای
مرتبسازی: پیشفرض
قصه راجع به زنی فقیر و تنهاست که از روی اجبار حاضر به فروش بچهی خود میشود. زیرا همسرش را تازه از دست داده و توان نگهداری از بچه را ندارد. نویسنده رنج زن به خاطر داغ همسر و وداع با فرزند، را به خوبی تشریح میکند. نکتهی عجیب قصه اما، بداخلاقی بیش از حد پرستار با همه است و اصلا معلوم نیست چرا با همه سر جنگ دارد. نام پرستار مهربان است و تضاد جالب شخصیت و نامش، برایم خیلی خندهدار بود و به نظرم، اسم این شخصیت، خلاقیت نویسنده را میرساند، رگههایی از طنز درون خود داشته و انتخاب بسیار هوشمندانهایست. نکتهی دیگری که توجهم را جلب کرد، در قسمتی از قصه پرستار، زن را به خاطر فروختن فرزندش سرزنش و قضاوت میکند که واقعا دردناک است، چرا که ما جای دیگرا نیستیم تا از مشکلات آنان باخبر باشیم. چه بسا اگر ما هم در شراط آن افراد بودیم، همین رویه را در پیش میگرفتیم. ممنون از برنامهی خوب کتابراه🌺
کتاب پیش رو قصه ی آشنای فقروتنگدستی است درقصه دختری روستایی که بعد فوت همسرش به اجبار یگانه یادگار وی رابه مبلغی پول میفروشد و حسرت در آغوش کشیدن فرزندرا بجان میخرد، در این راستا متاسفانه رفتار زشت وغیراخلاقی پرستار را میشنویم که مرتبا دختر داغدار راموردتحقیر قرار میدهد وبجای اینکه مرحمی باشد بر زخم دل دختر جوان متاسفانه بازبانش زخمهای دیگری بر پیکره روح دختر وارد میکند. ونهایتا دختر که با آنهمه سختی، ازدست دادن همسر، فروش یکدانه دلبندش، فقر و فلاکت و تنگدستی باکمال انسانیت وآرامش پرستار رابه دوست داشتن ومهر ومحبت دعوت میکند ونشان میدهد داشتن قلب بزرگ وروح بخشنده نعمتی است که خداوند به انسان هدیه میدهد وانسانها باید به خوبی از این نعمت استفاده کنند
خیلی خوب بود موضوع کتاب موضوعی ناراحت کنندهی بودزنی به اسم فیروزه که تازه زایمان کرده محو زیبای بچهاش شده و نگاه میکنه به نفس کشیدنش که پرستار میاد و میگه تو اگه مادر بودی بچه تو بخاطر پول نمیفروختی ولی زن مجبور بود چون شوهرش کولبر بوده و هفتهی پیش فوت کرده و فقیر بودن و مجبور بودوقتی لباسهای سنتی شو میپوشه پرستار خشن میاد و میگه بوی دهات میدی اونم میگه بوی دهات بهتر است تا بوی بیمارستان باید بیای دهات ما تا ببینی چقدر بهم مهر و محبت دارن اسم تو زیباست پرستار اما تو مثله اسمت نیستیو اخرشم چندتا زن میان پول و میدن و بچه رو میبرنچقدر سخته برای یه مادر که فرزند خودشو بفروشه و دیگه هیچ وقت نبینتش بزرگ شدنشو مدرسه رفتنشو ممنون از کتابراه
داستان درباره زنی روستایی است که بچهاش را به خاطر فقر میفروشدچند انتقاد اول اینکه زن در داستان میگوید شوهرش که زنده بود هم چیزی نداشتند ولی با اینحال ایا نهایت خودخواهی نیست که باتوجه به نداری باز هم بچهای را با آینده موهوم به دنیا بیاوری واورا درمحیطی که با فقر و نداری وبعدها در جامعه با تبعیضات اجتماعی بزرگ کنی و دوم رفتار بد پرستار و اطلاع او از فروش بچه به این دلیل باشد که این موارد را در بیمارستان توسط روستاییان زیاد میبیند و تنفر خود را از آنها با گفتن اینکه شما بوی دهات میدهید عنوان میکندوکلا داستان آدم را به فکر فرو میبرد
کتاب صوتی «مادری که هرگز ندید» اثر الهام بیاتی مقدم و غزل بابایی در ژانری به ظاهر عاطفی و اجتماعی قرار میگیرد. سبک این کتاب به نظر میرسد به بررسی زندگی و احساسات افرادی بپردازد که با فقدان مادر مواجه بودهاند و تأثیرات عمیق روانی و اجتماعی این مسئله را به نمایش میگذارد.
اگر بخواهیم در قالب "یک" نظر بررسی کنیم: این کتاب برای کسانی که به داستانهای احساسی و کاوش در زوایای عمیق روابط خانوادگی علاقه دارند، جذاب خواهد بود. البته، کیفیت روایت صوتی و انتخاب گویندگان نیز در تجربه گوش دادن به این اثر تأثیر زیادی دارد.
اگر بخواهیم در قالب "یک" نظر بررسی کنیم: این کتاب برای کسانی که به داستانهای احساسی و کاوش در زوایای عمیق روابط خانوادگی علاقه دارند، جذاب خواهد بود. البته، کیفیت روایت صوتی و انتخاب گویندگان نیز در تجربه گوش دادن به این اثر تأثیر زیادی دارد.
با سلام. جبر زمانه بعضی وقتا باب میل ما آدما سیر طبیعی رو طی نمیکنه. ۱ _از دید پدر... هشت ماه وسه هفته منتظر خبر تولد بچه باشی و اجل امان ندهد. ۲_ از دید مادر.... یک هفته مانده به تولد نوزاد، خبر مرگ شوهر را دادن ۳_ در یک لحظه. دو اتفاق بد برای یک زن (از دست دادن شوهر ناخواسته. و. از دست دادن فرزند به اجبار) آفرین به ذهن خلاق نویسنده
آفرین به بیان خوب راوی...
تشکر از کتابراه.
آفرین به بیان خوب راوی...
تشکر از کتابراه.
داستان غم انگیزی بود انتظار داشتم طولانی باشد. راوی صدایش الهام بخش بود و من را به فکر فرو می برد داستان این کتاب این بود که مادری بود که به بخاطر پول بچش رو بفروشه. شاید با خودتون فکر کنین چه ظالم؛ اما این مادر مجبور بود این کار رو انجام بده تا زنده بمونه ولی برای فیروزه (اسم مادر) خیلی سخت بوداز اینکه اون پرستار این رفتار ها رو میکرد مرا خشمگین میکرد.
داستان در مورد زن فقیریه که همسر کولبرش رو از دست داده و مجبوره از فرزند تازه متولد شدش جدا بشه موضوع داستان دل هر انسانی روبه درد میاره و اما راوی هنگام روایت داستان مقداری صداش مصنوعیه در صورتی که صدا گذاری روی شخصیت ها به خوبی اجرا میشه در همه جوامع بشری آدم خوب وبد در تمام مشاغل پیدا میشه و جا داره از پرستارانی که با تلاش ومهربانی به بیماران کمک می کنند تشکر کرد
داستان غم انگیزی بود. مادر برای امرار معاش خود مجبور بوده بچهاش را به خانوادهای بفروشد. هیچ مادری که ۹ ماه بچه را به شکم کشیده حاضر نیست این کار را بکند مگر برای پول.
نحوه صحبت کردن خانم مهربان خنده دار بود.
و این که راوی خیلی صداش قشنگ بود و به دل مینشست و داستان را به خوبی و آرامی بیان میکرد. ممنون از راوی داستان، موفق باشند.
نحوه صحبت کردن خانم مهربان خنده دار بود.
و این که راوی خیلی صداش قشنگ بود و به دل مینشست و داستان را به خوبی و آرامی بیان میکرد. ممنون از راوی داستان، موفق باشند.
من خوشم نیومد البته سلیقهها متفاوته.
کتاب پیش رو قصهی آشنای فقروتنگدستی است در قصه دختری روستایی که بعد فوت همسرش به اجبار یگانه یادگار وی را به مبلغی پول میفروشد و حسرت در آغوش کشیدن فرزند را بجان میخرد در این راستا متاسفانه رفتار زشت وغیر اخلاقی پرستار را میشنویم که مرتبا دختر داغدار را مورد تحقیر قرار میدهد و بجای اینکه مرحمی باشد
کتاب پیش رو قصهی آشنای فقروتنگدستی است در قصه دختری روستایی که بعد فوت همسرش به اجبار یگانه یادگار وی را به مبلغی پول میفروشد و حسرت در آغوش کشیدن فرزند را بجان میخرد در این راستا متاسفانه رفتار زشت وغیر اخلاقی پرستار را میشنویم که مرتبا دختر داغدار را مورد تحقیر قرار میدهد و بجای اینکه مرحمی باشد
روایت تلخ زندگی سخت کولهبران عزیز است. کولهبرانی که با لرزش سنگ ریزهای جان شیرین ازکف میدهند. مادری که درعین سوگواری مجبور به فروش فرزند دلبندش است چه کند که نادار است و ناچار زن سرمایه دار بی درد که ظاهر و پوشش درد اوست. در کل روایت نظام کثیف سرمایه داری است. سرمایه دارانی که همچون زالو خون زحمتکشان جامعه را میکند و فربه تر میشوند
نسخه صوتی: غزل بابایی با صدایی گرم و بیانی مناسب، احساسات و حالات شخصیت اصلی را بهخوبی منتقل میکند. کیفیت ضبط و تدوین حرفهای، تجربهی شنیداری لذتبخشی را برای مخاطبان فراهم میسازد.
نقد و بررسی: «مادری که هرگز ندید» با پرداختن به موضوعاتی همچون مادری، امید و چالشهای زندگی، تجربهای ملموس از مواجههی انسان با سختیها را ارائه میدهد. با این حال، برخی شنوندگان ممکن است انتظار جزئیات بیشتری در مورد پسزمینه و انگیزههای شخصیتها داشته باشند.
نتیجهگیری: این اثر با روایت صمیمی و محتوای تأملبرانگیز، تجربهای شنیداری ارزشمند برای علاقهمندان به داستانهای کوتاه فارسی فراهم میکند. شنوندگان میتوانند با گوش سپردن به این داستان، به درک عمیقتری از پیچیدگیهای ذهن انسان و تأثیرات آن بر تصمیمگیریها و روابط دست یابند.