نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی پرونده بالتیمور - ژوئل دیکر
3.9
36 رای
مرتبسازی: پیشفرض
کتاب تو سلیقه من نبود.
بخاطر پرونده هری کبر از همین نویسنده کتاب رو گرفتم. ولی اصلا چیزی که فکر میکردم نبود.
دلایل شخصیتها برای اعمالشون رو اصلا درک نمیکردم.
عمو سول و رفتارش اصلا برام منطقی نبود، حتی عمه آنیتا.
الکساندرا همه عمرش مارکوس رو پس زده بود و رفتار خوبی باهاش نداشت، همچنان عاشق هم!!!
وودی جرم دومی که مرتکب شد خیلی بی دلیل و مسخره بود و به شخصیتی که ۲۰ سال برای معرفی به خواننده روش کار کرده بودن نمیخورد!
مارکوس هم که فقط بالتیمور ورد زبونش بود و اختلاف طبقاتی که از بچگی با پسرعموهاش داشت.
پدر مارکوس هم اصلا مخالفتش برای فروش سهام باور پذیر نبود.
در کل من دوس نداشتم اصلا، همین دو امتیازم برای روایت آقای تایماز رضوانی و صدای زیباشون دادم.
بخاطر پرونده هری کبر از همین نویسنده کتاب رو گرفتم. ولی اصلا چیزی که فکر میکردم نبود.
دلایل شخصیتها برای اعمالشون رو اصلا درک نمیکردم.
عمو سول و رفتارش اصلا برام منطقی نبود، حتی عمه آنیتا.
الکساندرا همه عمرش مارکوس رو پس زده بود و رفتار خوبی باهاش نداشت، همچنان عاشق هم!!!
وودی جرم دومی که مرتکب شد خیلی بی دلیل و مسخره بود و به شخصیتی که ۲۰ سال برای معرفی به خواننده روش کار کرده بودن نمیخورد!
مارکوس هم که فقط بالتیمور ورد زبونش بود و اختلاف طبقاتی که از بچگی با پسرعموهاش داشت.
پدر مارکوس هم اصلا مخالفتش برای فروش سهام باور پذیر نبود.
در کل من دوس نداشتم اصلا، همین دو امتیازم برای روایت آقای تایماز رضوانی و صدای زیباشون دادم.
این کتاب رو به خاطر ارتباطش با کتاب پرونده هری کبر گرفتم. بیش از اندازه طولانی بود. همانطور که بقیه گفتن بعضی از وقایع و شخصیتها خیلی ربطی به داستان نداشتن. ولی درونمایه رستگاری از طریق نوشتن به خصوص در چند فصل آخر خوب در آمده بود. یک موضوع دیگه اینکه مثل هری کبر اینطور نیست که حدس زدن پایانش خیلی مشکل باشه. تقریبا از اواسط کتاب میشد آخرش رو حدس زد حتی ماجرای عمه آنیتا خیلی تابلو و آبکی بود. ماجرای راز آلکساندرا کاملا تابلو بود. ماجرای عمو سوال اصلا قابل باور نبود و تو ذوق میزد. خود مارکوس هم خیلی شل و ول بود و با مارکوس کتاب هری کبر فاصله زیادی داشت. برای فهمیدن ماجراهای به این واضحی الکی هشت سال وقت گذاشته بود. ولی در کل فضای داستان رو دوست داشتم.
سلام کتاب دوستان گرامی این کتاب ادامه کتاب پرونده هری کبر هستش و مثل همون پراز هیجان و جذابیت. البته که صدا و خوانش آقای رضوانی جذابیت کتاب رو چندین برابر کرده. داستان نویسنده جوانی هستش که به کمک عموی پیرش به شهری دور مسافرت میکنه تا هم بتونه به عموش نزدیک باشه و هم شاید بتونه کتاب جدیدش رو بنویسه. تو اون شهر بواسطه یه سگ دوست داشتنی عشق چندین سال خودش رو پیدا میکنه و.....
اما داستان خوبی است
شخصیت اصلی (مارکوس) کمی زیادهگویی دارد و دائما موضوعات را تکرار میکند که احتمالا به خاطر عقدهی بچگیاش بود. انگار داستانها و تروماهای کودکی دست از سر هیچکدام از ما برنمیدارد. هر وقت که مارکوس به نقل گذشته برمیگشت تن و بدنم میلرزید که پسرها قرار است به فنا بروند! آن کودکی شیرین و عشق قدیمیاش کاملا میطلبید که قرار است همه چیز خراب شود!
راوی پس از موفقیت خود برای نوشتن «پروندهی هری کبر»، تلاش میکند تا رمان سوم خود را بنویسد. مواجههای اتفاقی با عشق قدیمیاش باعث میشود تمام خاطرات کودکی مارکوس برایش دوباره زنده شوند؛ خاطراتی دربارهی خانوادهای از هم پاشیده و میراثی که مارکوس در بچگی عقدهی داشتن آن را داشت اکنون به ویرانهای ننگین بدل شده است. مارکوس و دو پسرعمویش، هیل و وودی، سه پسر جوان و بااستعداد بودند. هرکدام ویژگیهای منحصر به فردی داشت که ضعف دیگری را میپوشاند آیندهای درخشان در انتظارشان بود، تا این که دنیایشان از هم پاشید. مارکوس سالها بار خاطرات گذشته را به دوش کشید اما اکنون میخواد و این شجاعت را پیدا کرده که یک بار برای همیشه با شیاطین درون خود مواجه شود و داستان واقعی را روایت کند.