نقد، بررسی و نظرات کتاب دختر کشیش - جورج اورول

مرتب‌سازی: پیش‌فرض
Fatemeh Keshvari
۱۳۹۷/۰۲/۱۹
جورج اورول در این کتاب به ظرافت و در کمال سادگی نشان میدهد که چگونه سرگذشت نوشته شده و از پیش تعیین شده و کهنه انسان را در خود میکشد... و هرگاه درهایی جدید و نو به تقابل با تن کهنگی‌ها گشوده میشود، چگونه باورهای منسوخ نسبت به ان مقاومت کرده و با نیرویی چند برابر هرچیز جدید و متفاوت را لگدکوب کرده و دوباره خودش را جایگزین ان میکند... دوروتی محکوم و محتوم به آن سرنوشت بود چه زمانی که معلم شد و چه زمانی که دختر کشیش بود... به عنوان یک روان تحلیلگر بر این باورم که تنها راه تغییر سرنوشت منتقل شده از نسل قبل و در دست گرفتن اختیار به دست خود از طریق طی طریق خودشناسی و تحلیل خود میدانم، چراکه همان طور که جورج اورول به زیبایی به نقش میکشد این باورهای منسوخ چنان با گوشت و پوست انسان عجین میشود که به طور ناخوداگاه و خودکار اگر در حال تخریب هم باشد فرد دوباره همان را میسازد چنانکه دوروتی همین کار را کرد...
حمید قاسمی نژاد
۱۴۰۴/۰۱/۱۲
دختر کشیش، اثر جورج اورول، در جایگاهی متفاوت از رمان‌های دیگر این نویسنده قرار دارد. داستان با دقتی فوق‌العاده، مسائل اجتماعی و روان‌شناسی انسانی را بازتاب می‌دهد. اورول، با قلمی ماهرانه، زندگی فردی از طبقه متوسط رو به پایین را ترسیم می‌کند که به دنبال خودشناسی و فرار از فشارهای اجتماعی است. کتاب، پر از جزئیات ظریف است که به خواننده امکان می‌دهد شخصیت‌ها و محیط‌ها را به‌وضوح تصور کند. برخلاف آثار مشهور دیگر اورول، مثل «مزرعه حیوانات»، این کتاب تمرکز بیشتری بر روابط انسانی و کشمکش‌های داخلی دارد. زبان کتاب ساده اما تأثیرگذار است و به خوبی احساسات و اندیشه‌های پیچیده شخصیت اصلی را منتقل می‌کند. دختر کشیش برای کسانی که به دنبال درکی عمیق‌تر از چالش‌های فردی و اجتماعی هستند، انتخابی بسیار جذاب و قابل تأمل است. این کتاب به‌خصوص برای دوستداران روایت‌های روان‌شناسی و اجتماعی، تجربه‌ای رضایت‌بخش خواهد بود.
Mahboubeh
۱۴۰۴/۰۱/۰۶
کتاب «دختر کشیش» برخلاف بسیاری از آثار اورول که بیشتر تم سیاسی دارن، تلاش می‌کنه یک داستان شخصی‌تر درباره‌ی فشارهای اجتماعی، ریاکاری مذهبی و تلاش برای پیدا کردن هویت واقعی رو به تصویر بکشه. من فکر می‌کنم که اورول در این کتاب می‌خواد نشون بده که چطور جامعه و سنت‌ها می‌تونن آزادی فردی رو محدود کنن. شخصیت اصلی، دوروتی، دختریه که زیر سایه‌ی سخت‌گیری‌های پدرش بزرگ شده و همیشه سعی کرده مطابق انتظارات دیگران زندگی کنه. این موضوع برام جالب بود، چون نویسنده نشون می‌ده که گاهی وقت‌ها حتی خودمون هم نمی‌دونیم که واقعاً چی می‌خوایم، چون همیشه طبق خواسته‌های بقیه زندگی کردیم. چالب اینه که دوروتی بعد از یک اتفاق، حافظه‌ش رو از دست می‌ده و مجبور می‌شه که یک زندگی کاملاً متفاوت رو تجربه کنه. این بخش از داستان خیلی قوی بود، چون نشون می‌ده که وقتی تمام نقش‌هایی که جامعه به ما داده از بین برن، تازه معلوم می‌شه که واقعاً کی هستیم. اورول توضیح می‌ده که دین و سنت‌ها لزوماً بد نیستن، اما وقتی به ابزاری برای کنترل و فشار اجتماعی تبدیل بشن، می‌تونن زندگی رو خفه‌کننده کنن. او با روایت زندگی دوروتی، نشون می‌ده که چطور می‌شه از یک زندگی محدود و از پیش تعیین‌شده، به سمت کشف حقیقت و آزادی حرکت. پیام اصلی کتاب، خودشناسی و آزادیه که همیشه با از دست دادن چیزهایی که بهشون عادت کردیم همراهه و نویسنده خیلی خوب تونسته بگه گاهی وقت‌ها، برای پیدا کردن حقیقت، باید از مسیرهای سخت عبور کرد. من با خوندن این کتاب به این نتیجه رسیدم که «دختر کشیش» فقط یک داستان درباره یک زن نیست، بلکه روایت عمیقی در مورد فشارهای اجتماعی، جستجوی هویت و مفهوم واقعی ایمان و آزادیه. گاهی برای پیدا کردن حقیقت باید همه چیز رو از نو شروع کرد.
هاله صبوری
۱۴۰۴/۰۱/۰۶
یکی از آثار کمتر شناخته شده‌ی جورج اورول است که برخلاف آثار سیاسی معروف او، بیشتر به مسائل اجتماعی و روان شناختی می‌پردازد. این رمان داستان زندگی دوروتی، دختر یک کشیش سخت گیر را روایت می‌کند که پس از یک اتفاق غیرمنتظره، خود را در میان فقرا و بی خانمان‌ها می‌یابد. نقاط قوت: ✔ شخصیت پردازی قوی: دوروتی شخصیتی واقعی و ملموس است که در طول داستان دچار تحول عمیقی می‌شود. ✔ تصویرسازی بی نظیر از فقر و نابرابری: اورول با نثری قدرتمند و جزئیات دقیق، سختی‌های زندگی فقرا را به شکلی تأثیرگذار نشان می‌دهد. ✔ نقد اجتماعی عمیق: این رمان مانند دیگر آثار اورول، جامعه‌ی طبقاتی و ریاکاری اخلاقی را به چالش می‌کشد. نقاط ضعف: ✖ ریتم کند داستان: برخی قسمت‌های کتاب، به ویژه در توصیف جزئیات زندگی مذهبی دوروتی، ممکن است برای برخی خوانندگان خسته کننده باشد. ✖ پایانی مبهم: پایان داستان به نوعی باز است و ممکن است برای خوانندگانی که به دنبال جمع بندی قطعی هستند، چندان رضایت بخش نباشد. جمع بندی: یک رمان تأثیرگذار درباره‌ی سقوط و بازسازی شخصیت در بستر فقر و سختی‌های اجتماعی است. اگر به داستان‌هایی با مضامین اجتماعی و روان شناختی علاقه داری و سبک نوشتاری اورول را می‌پسندی، این کتاب می‌تواند تجربه‌ی ارزشمندی باشد.
آیریس کیانی
۱۴۰۳/۱۲/۱۷
یکی از موضوعات محوری «دختر کشیش» مبارزه برای هویت است. موضوع مهم دیگر رمان طبقه اجتماعی است. دوروتی یکی از اعضای طبقه متوسط است، اما در سفر مجبور می‌شود با افراد طبقات اجتماعی مختلف ارتباط برقرار کند. او با ولگردها، کارگران کارخانه و دیگرانی که در دنیایی که اغلب با آن‌ها خصمانه است برای زنده ماندن تلاش می‌کنند ملاقات می‌کند. از طریق این برخوردها، دوروتی شروع به زیر سوال بردن سیستم طبقاتی سفت و سخت جامعه خود می‌کند و انسانیت را در همه افراد بدون توجه به موقعیت اجتماعی آن‌ها می‌بیند. این رمان همچنین به بررسی موضوع دین می‌پردازد. دوروتی دختر یک روحانی است و ایمان او بخش مهمی از هویت او است. با این حال، همانطور که او در حومه شهر سفر می‌کند، شروع به زیر سوال بردن آموزه‌های پدرش و جستجوی مسیر معنوی خود می‌کند. «دختر کشیش» در دوران تحولات اجتماعی و سیاسی بزرگ در انگلستان نوشته شده است. این کشور هنوز درگیر اثرات جنگ جهانی اول بود، و رکود اقتصادی دهه 1930 بسیاری از مردم را برای گذران زندگی خود با مشکل مواجه کرده بود. در نتیجه، احساس نارضایتی فزاینده‌ای در میان طبقات کارگر به وجود آمد که احساس می‌کردند از نهادهای سنتی جامعه بریتانیا عقب مانده‌اند.
رها rafiei
۱۴۰۳/۱۲/۱۶
جورج اورول در این کتاب به ظرافت و در کمال سادگی نشان میدهد که چگونه سرگذشت نوشته شده و از پیش تعیین شده و کهنه انسان را در خود میکشد... و هرگاه درهایی جدید و نو به تقابل با تن کهنگی‌ها گشوده میشود، چگونه باورهای منسوخ نسبت به ان مقاومت کرده و با نیرویی چند برابر هرچیز جدید و متفاوت را لگدکوب کرده و دوباره خودش را جایگزین ان میکند... دوروتی محکوم و محتوم به آن سرنوشت بود چه زمانی که معلم شد و چه زمانی که دختر کشیش بود... به عنوان یک روان تحلیلگر بر این باورم که تنها راه تغییر سرنوشت منتقل شده از نسل قبل و در دست گرفتن اختیار به دست خود از طریق طی طریق خودشناسی و تحلیل خود میدانم، چراکه همان طور که جورج اورول به زیبایی به نقش میکشد این باورهای منسوخ چنان با گوشت و پوست انسان عجین میشود که به طور ناخوداگاه و خودکار اگر در حال تخریب هم باشد فرد دوباره همان را میسازد چنانکه دوروتی همین کار را کرد
یاسمین خلفی
۱۴۰۳/۱۲/۱۵
یکی از کتاب‌های بسیار پر معنا و مفهوم دیگه جرج اورول بود مثل همه آثارش واقعا بی نظیر و یک شاهکار بود این کتاب که از دیدگاه من در دفاع از لیبرالیسم نوشته و در پایان کلیسا و افکار و عقاید مذهبی رو برنده روزگار می‌دونه با این حال اینبار فقر و‌فلاکت طبقات زیرزمینی اجتماعی رو رو به تصویر می‌کشه از رنج آدمی سخن میگوید که با وجود فقر و فلاکت و رنج بسیار چگونه میتونم و اصول و باورهایی مقیدانه داشته باشد؟ این در حالی است که جز آزادی و رها بودن قاعده دیگری نمی‌تواند انسان رنج کشیده و دردمند طبقه زیر جامعه را به ادامه زندگی متوسل کند بنابراین تمام چهارچوب‌های دینی را در فقر و فلاکت زیرسوال میبرد و اصل بقا را در آزادی می‌بیند این دیدگاه جرج اورول بسیار ارزشمند و نزدیک به حقایق جامعه است این کتاب واقعا ارزش خواندن داره دیالوگ‌های بسیار پر مفهوم معنایی داشت ممنون از کتاب که این کتاب رو برای خواندن در اختیار گذاشت.
Sama ‌
۱۴۰۳/۱۰/۲۶
کتاب «دختر کشیش» اثر جورج اورول، به طرز ماهرانه‌ای زندگی دوروتی، دختر یک کشیش متحجر را به تصویر می‌کشد. این اثر به بررسی عمیق تأثیرات منفی تعالیم خشک و تحجرگرایانه‌ی پدر بر شخصیت و روحیه‌ی دوروتی می‌پردازد. اورول با نگاهی دقیق و موشکافانه، ما را به دنیای درونی دوروتی می‌برد و به ما نشان می‌دهد که چگونه آموزش‌های محدودکننده می‌توانند بر روی زندگی فرد تأثیر بگذارند. یکی از ویژگی‌های بارز این کتاب، توصیف دقیق یک روز از زندگی دوروتی است که حدود یک سوم صفحات کتاب را به خود اختصاص داده است. این انتخاب هوشمندانه به اورول این امکان را می‌دهد که زمینه‌های عاطفی و فکری شخصیت اصلی را به خوبی معرفی کند و خواننده را با چالش‌ها و تضادهای درونی او آشنا سازد. این توصیفات نه تنها به درک بهتر شخصیت کمک می‌کند، بلکه به نوعی فضاسازی می‌کند که خواننده را برای پذیرش ماجراهای بعدی آماده می‌سازد. اورول در این اثر با کنترل ماهرانه‌ی تندی و کندی روایت، توانسته است ریتم داستان را به گونه‌ای تنظیم کند که همزمان جذابیت و عمق را حفظ کند. این تکنیک باعث می‌شود که خواننده در هر لحظه با داستان ارتباط برقرار کند و از جزئیات غنی آن لذت ببرد. در نهایت، «دختر کشیش» یک مطالعه‌ی عمیق و تفکر برانگیز درباره‌ی تأثیرات تربیت و باورهای مذهبی بر روی شخصیت انسان است. این کتاب نه تنها داستانی جذاب ارائه می‌دهد، بلکه فرصتی برای تأمل در مورد پیچیدگی‌های زندگی و چالش‌های فردی فراهم می‌آورد. اورول با مهارت خاص خود توانسته است اثری بی نظیر خلق کند که همچنان در ذهن خواننده باقی می‌ماند.
ناهید سلطانی
۱۴۰۳/۱۰/۱۴
دختر کشیش کتابی جذابه، که نقش اصلی رو دوروتی دختر کشیش به عهده داره. دوروتی درواقع یه نماد از انسانی میتونه باشه که بخاطر بی ارادگی از بدو تولد و صرفا شغل پدرش، تحت تعلیمات خشک و مذهبی قرار گرفته و ایمان زیادی به مسیحیت و خداوند داره بی اینکه خودش در انتخاب باورهاش به انتخاب پرداخته باشه، داستان روایت جذابی داره و روزمرگیهای دوروتی رو به زیبایی و با جزعیات نقل میکنه، اما طی حادثه‌ای دوروتی از مکانی دیگه سر در میاره و بخاطر تلاش برای زنده ماندن مجبور میشه حتی به دریوزگی رو بیاره و در این مدته که او مدام در ذهن خودش از ایمانی که از بدو تولد به یه سری قوانین و خدا داشته در حال پرسش و جنگه و به نقطه‌ای میرسه که ایمان خودشو از دست میده، داستان دختر کشیش درواقع نماد هر یک از ماهاست که در رویا رویی با اتفاقات غیر مترقبه‌ای که برامکن در زندگی بارها پیش اومده به این نقطه رسیدیم و ذهن ما درگیر باورهای خرافی و کهنه و واقعیت شده.
📚maniya⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩⁦
۱۴۰۳/۰۹/۲۵
داستان در مورد یک دختر به نام دوروتی بود که پدرش یک کشیش بود پدر او یک آدم خوش مذهب بود که فقط به فکر انجام مراسمات روحانیت در کلیسا بود که هر روز انجام می‌داد و بقیه اتفاقات خانه اصلاً برایش مهم نبود دوروتی که در چنین جایی بزرگ شده بود برایش بسیار سخت بود که به تنهایی چنین مشکلاتی را انجام دهد آن‌ها به مغازه‌های خرید بدهی داشتند اما پدرش اصلاً برایش مهم نبود و فقط به فکر این بود که آن مقدار دارایی که دارد در جایی سرمایه‌گذاری کند درودی هر روز یک برنامه‌ریزی داشت که بر اساس آن روزش را شروع می‌کرد آن‌ها هر روز صبح زود در کلیسا مراسمات مذهبی و خاندان دعا داشتند وهو هر روز به جاهای مختلفی سر می‌زد و به پیرزن‌ها افراد مریض و یا کودکان رسیدگی می‌کرد او با بچه‌ها نمایش تمرین می‌کرد که بتواند با آن پول برای کمک به کلیسا جمع آوری کند از خود گذشتگی زیادی انجام می‌داد و پدرش اصلاً به فکر او نبود پدرش یک فرد افسرده ه جز دعا کردن کار دیگری انجام نمی‌داد اما عاقبت دورتی در شبی که بسیار خسته بود و در حال خیاطی و درست کردن کارهای نمایش در کلیسا بود به طور مشکوک ربوده شد و از لندن سر در آورد و فراموشی گرفت او سختی‌های زیادی کشید گدایی کرد ر مزرعه رازکچین‌ها کار کرد مراقبت توسط عموی پولدارش در یک مکان فقیرنشین به معلمی گرفته شد اون سختی‌های زیادی کشید حافظه‌اش را به دست آورد وقتی به شهر خود برگشت پدرش دیگر مثل قبل بندوباری اولین باراورانوازش کردوبه اومهربانی صحبت کرد دوروتی می‌دانست که هیچگاه ازدواج نمی‌کند و آینده نامعلوم دارد اما مثل خود نیز در شهرش وجود داشت پدرش تمام بدهی‌های خود را پرداخت کرده بود اما عاقبتم متوجه نشدم که چه کسی اوراربوده است وازاین شهر خارج کرده است آیا اوواربرتون بود؟
🌱📚Andia
۱۴۰۳/۰۹/۱۱
کتابی بی نظیر که نیازی به گفتن بنده نیست زیرا آثار جورج اورول بهترین هستند در مورد کتاب خلاصه ای بخواهم بگویم: (کشیش کتابی است با دنیایی متفاوت و نگارشی ساده تر از هر چیز که اورول تاکنون نوشته است. شخصیت اصلی داستان، دختر کشیش (دوروتی) است که در محیطی خشک، یعنی خانهٔ پدرش (کشیش) زندگی می کند. دوروتی دختری است که از کودکی تحت تعلیمات خشک و تحجر گرایانهٔ پدرش بزرگ شده است. هر چند دوروتی تا حدودی روحیهٔ منحصر به فردی داردو بعضی از جملات کتاب که بی نظیر بودند: چقدر بزدلانه است که افسوس خرافاتی را بخوری که از شرّ آن ها رهایی یافته ای و بخواهی چیزی را باور کنی که در اعماق وجودت بدانی حقیقت ندارد! سخن گفتن نقره است و سکوت طلا.» وقتی چیزهایی در ذهنت تغییر کند، آنگاه کل دنیا تغییر می کند؛ چون نگاه تو به دنیا متفاوت می شود. وقتی چیزهایی در ذهنت تغییر کند، آنگاه کل دنیا تغییر می کند؛ چون نگاه تو به دنیا متفاوت می شود. اگر شما مجبورید یک مشت حرف چرند و یاوه به بچه ها تدریس کنید، دیگر نباید با آن ها مثل انسان رفتار کنید. شما باید با آن ها مثل حیوان رفتار کنید؛ نه اینکه آن ها را تشویق کنید. دختری که ناگهان از خانه خارج می شود، بدون اینکه حتی به صبحانه پدرش فکر کند، قادر به انجام هر کاری خواهد بودوقت شناسی نشانه تربیت شاهزادگان است.» با تشکر از کتابراه 🌹
م.ح
۱۴۰۳/۰۹/۰۵
سلام. باسپاس ازکتابراه. این کتاب جزو بی نظیرترین کتابهایی بودکه خواندم. ازچندوجه مختلف، نظرم رامی نویسم. ۱- زندگی مادی ومعنوی شخصیت اصلی داستان، بیانگر این واقعیت تلخ است که هرقدر فقر مادی بیشتر باشد، توجه به جنبه های دیگر زندگی، به حاشیه رفته وبه دست آوردن غذا وسیرشدن شکم، کانون توجه خانواده می شود و متاسفانه بسیاری از جرم وجنایت هاازبستر فقر، برمی خیزند. هرچند این موضوع، یک قاعده کلی نیست وانسانهای شرافتمندی هستند که دربدترین وضعیت اقتصادی زندگی می کنند وفرزندان صالحی تحویل جامعه می دهند. بانگاهی به زندگی معنوی شخصیت اصلی داستان، متوجه این نکته تلخ می شویم که برخی عادات مذهبی، فقط بخاطر جو خانواده ومحیط اطراف وبه صورت اجبار یاطوطی وارهستند. مثالی می زنم تابهتر متوجه شوید. خواهرزاده یکی ازشهدای شاخص وبزرگوار شهرمان، بابنده مراودات خانوادگی دارند ومتاسفانه همیشه درحال نفرین کردن وفحش دادن به این شهید عزیز است که بخاطر دایی ام، مجبورم چادر بپوشم! وازدایی ام متنفرم که بخاطرش نمیتونم راحت آرایش کنم وبگردم وازاین حرفها! یعنی ایشان، حجاب رافقط بخاطر اینکه خواهرزاده یک شهید شاخص است، برگزیده وهیچ اعتقاددرونی نسبت به آن ندارد. ومثال دوم، بازهم دوستانی دارم که درماه رمضان روزه می گیرند چون درخانواده ای بزرگ شده اندکه ازکودکی به آن ها تفهیم شده که روزه نگرفتن، گناه کبیره است وازاین حرفها، ایشان هم باعذاب خاصی روزه هایش رامی گیرد. یعنی هم دلش می خواهد روزه نگیرد وهم احساس گناه وعذاب وجدان اجازه نمیدهد که روزه نگیرد! دراین رمان هم، شخصیت اصلی درنتیجه زندگی بایک کشیش، اعتقادات دراوست که مشخص است به اجبار زندگی دراین شرایط خاص بوده وبه مرور، رنگ می بازدکه البته تحت تاثیر فقرمادی شدید دربرهه ای اززندگی اش نیزمی باش
سما جعفری
۱۴۰۳/۱۰/۳۰
این داستان درباره‌ی دختری به نام دوروتی هست که فرزند یک کشیش بسیار سختگیره و این دختر علاوه بر کارهای خانه، تعداد زیادی از کارهای کلیسا را نیز به عهده دارد. پدرش او را بسیار متدین و سختکوش تربیت کرده و از عواقب بی‌ایمانی و غضب خداوند ترسانیده، همانطور که در قصه میبینیم موقعیتهای مختلفی پیش می‌آید که میتواند موجب تغییر مسیر زندگی دوروتی شود اما او نمیپذیرد. حتی به موجب همین اتفاقات به دزدی و گدایی روی می‌آورد و ایمانش را از دست میدهد، اما حتی وقتی ایمان رفته، آن ترس در وجود او باقیست و جرات اقرار به بی‌ایمان شدن را ندارد و سرنوشت خود را همانطور که هست، گرچه بسیار سخت و طاقت‌فرسا، میپذیرد. ظاهرا این رمان طرفداران بسیاری دارد، اما من با وجود پرمعنی بودن این داستان، کمی روایت آن را کسالت‌بار دیدم و واقعا در بعضی قسمتها به نظرم زیاده‌گویی شده بود. با احترام به نویسنده...
مژگان پاک
۱۴۰۳/۱۰/۱۵
کتاب خوب بود. داستان دختری بدون اعتماد به نفس و ترسو و توسری خور که از خودش اصلا اراده نداشت وپدری کشیش، و بدون منطق و طلبکار که به حرف هیچکس جز خودش اعتقاد نداشت و حتی بخاطر خوراک‌هایی که از قصاب و بقال گرفته بودن و بدهی داشتن دلش نمیومد قرضشونو پرداخت کنه و به هیچکدوم آیین مسیحیت اعتقاد نداشت مگر راه و روش خودش... یک جاهایی از داستان مثل نمایشنامه خوانی بود مثل شبهایی که گروهی بی خانمان به همراه دوروتی بدون سرپناه در میدان لندن تا صب مجبور بودن تا صب سرپابمونن و ۲۰ صفحه فقط، تکرار حرف اون گروه به همدیگه بود. دوروتی دختری که قدرت تشخیص وضعیتشو در آینده نداشت. بنظرم اگر با آقای واربورتون ازدواج میکرد خیلی خوشبخت تر میشد. ولی شعور کافی برای اینکار نداشت و حالت تسلیم و برده وارش باعث شد به همون روال قبلیه زندگیش برگرده!!
javad delikhoon
۱۳۹۷/۰۲/۰۳
جرج اورول نابغه‌ای هست تو نویسندگی. داستان کتاب درباره‌ی دختری هست به نام دروتی که دختر یک کیشیش خشکه مذهب هست که به خاطر اعتقاداتی که براش به ارث رسیده زندگی ساده و بی‌آلایشی داره و به ناچار غصه‌ی سهل انگاری‌های پدر رو میخوره و تا حدودی بلکه بیشتر زحمت سهل انگاری‌های پدر هم که انسان تن پروری هست روی دوششه. تا اینکه یه آقای نامرد و از خدا بی‌خبری دروتی رو با هزار دوز و کلک به خونش میاره و دروتی بیهوش میشه همسایه اون آقای نامرد که زنه خبر چینی هست آبروی دروتی رو میبره به ناحق و دروتی به خودش میاد میبینه مفلوک و خانه به دوشه و چقدر سختی که نمیکشه تا دوباره برگرده به خونش. از اون مردک هیز انقدر بدم اومد که تو قطار حمله ور شد به دروتی که موقع خوندن کتاب دوست داشتم جلوم بود تا منفجرش میکردم. درکل کتاب خوبیه. ممنون کتابراه.
Ismaeil_113 Ahmadi
۱۴۰۴/۰۱/۰۳
اگه فکر می‌کنی جورج اورول فقط همون «۱۹۸۴» و «مزرعه حیوانات» رو نوشته، باید بدونی که این کتابش یه اثر متفاوت و قوی توی زمینه نقد اجتماعی و انسانیته. اینجا با داستان دختری روبه‌رو می‌شیم که توی یه خانواده خشک مذهبی زندگی می‌کنه و دست‌وپنجه نرم می‌کنه با واقعیت‌های تلخ جامعه. یه داستان تلخ و تاثیرگذار که نشون می‌ده چطور جامعه می‌تونه یه آدم رو به لبه پرتگاه بکشونه.
✅ نقاط قوت:
روایت قوی و تأثیرگذار
شخصیت‌پردازی عمیق و واقعی
نقد اجتماعی تند و تیز، درست مثل بقیه آثار اورول
❌ نقاط ضعف:
داستانش یه کم تلخه و برای بعضی‌ها ممکنه سنگین باشه
ریتم کتاب تو بعضی بخش‌ها کند می‌شه
فاطمه کوشکی
۱۴۰۳/۱۱/۲۰
جورج اورول، تنها یک داستان را روایت نکرده بلکه زندگی اجتماعی و روانشناختی انسان را مورد تحلیل قرار داده است. یک ترومای دوران کودکی را بیان می‌کند که زندگی دوروتی را تحت شعاع قرار داده و وی را از ازدواج و زندگی زناشوئی گریزان کرده بود. از وجهی دیگر به سیستم معیوب و پول محور آموزش در مدارس غیردولتی پرده برمیدارد که علم اندوزی جایگاهی ندارد و خلاقیت و پویایی در فرایند یادگیری منکوب می‌شود به گونه‌ای که خانواده‌های "بی فرهنگ و بی کتاب " فقط نوشتن طوطی وار و جمع و تفریق و ضرب را برای گذران زندگی می‌پسندند.
کتابی درخور توجه و خواندنی است ولی عمیق و باحوصله خوانده شود.
Naghmeh P
۱۴۰۴/۰۱/۰۴
روند کتاب خیلی روان و گاها غیر قابل پیش بینی بود که از نویسنده توانای آن همین انتظار می‌رفت. محتوای کلی کتاب برای من تلنگری بود بر آنچه که احتمالا همه میدانیم ولی همیشه هم به آن بی توجه هستیم. اینکه تا نگرش خود را عوض نکنی هربالا و پایینی در زندگی برایت درس عبرتی نخواهد بود و حتی حضور افراد یا اتفاقات تعیین کننده که می‌تواند یک افق دید جدید برای ما در زندگی ایجاد کند و بتوانیم با این افق جدید زندگی خود را متحول کنیم از نظر ما مردود است و باز هم ما می‌مانیم و همان روشهای پوسیده قدیمی که بنا بر عادت به آن چسبیده ایم. با تشکر فراوان از کتابراه
M Shirbarre
۱۴۰۳/۱۲/۱۸
از اونجایی که قلعه حیوانات نوشته نویسنده رو خیلی دوست داشتم این کتتب رو خوندم، قطعا به پای اثن داستان نمیرسه، اما خیلی خب و ظریف در غالب داستان روایت ایمان و بی ایمانیه،
دختر مشیش از یک خانواده فقیر که به شدت پایبند دین هستش اما اژ سر عادت و اجبار و جو خانواده و محل زندگی در اثر یک اتفاق دنیایش عوض میشه و حافظه‌اش رو مدتی از دست میده و در دنیای کاملا متفاوت قرار میگیره و ایمانش رنگ میبازه. در پایان بااینکه عقیده‌اش از بین رفته چون نکیتونه اون حفره و خلا رو پر کنه همون زندگی قدیمی و سخت رو از سر میگیره با این تفاوت که اینبار عقیده‌ای نداره
فاطمه جهانی
۱۴۰۴/۰۱/۰۴
بسیار با کتاب همزاد پنداری کردم. داستان دختری که در خانواده مذهبی-مسیحی و با محدودیت بزرگ شده و فشار فکری و کاری زیادی رو تحمل می کنه. اما داستان دقیقا از اونجا که حافظه شو در حساس ترین موقع از دست میده جالب میشه و تمام بنیان هایی که داشته شکسته میشه، بدون اینکه خبر داشته باشه از جامعه اش طرد میشه و اتفاقات عجیبی براش میافته. این کتاب رو که خوندم متوجه شدم گاهی نیازه که از بیرون به وضعیت، تفکر و رفتار و عقیده خودمون نگاه کنیم تا فشار روحی مجبورمون نکنه که از پا بیفتیم. به نظرم کتاب روان و قشنگی بود و به شدت ارزش خواندن داشت.
امیرمحمد حاجی آبادی
۱۴۰۳/۱۲/۱۰
کتاب اثر جورج اورل نویسنده کتاب‌های معروف ۱۹۸۴ و مزرعه حیوانات هستش. روند کتاب یکم کنده که اونم به دلیل توضیحات زیاد و پر جزئیات از اتفاقات و فضای داستانه که در کل باعث میشه عمق مفهوم و دیدگاه نویسنده بهتر منتقل بشه. در مجموع اگه دنبال یک داستان پر تنش و هیجانی هستین این کتاب به درد شما نمیخوره چون این کتاب شرایط مخرب و بد جامعه رو نقد میکنه و همچنین به سیاست‌های مخرب حکومت‌ها توجه داره و این کار رو با بیان ریز جزئیات زیادی انجام میده تا با داستان بیشتر ارتباط برقرار کنین به همین خاطر شاید کمی خسته کننده به نظر بیاد.
پروین احمدی
۱۴۰۳/۱۰/۰۸
باسلام نقطه قوت کتاب این است که توصیف جزئیات بسیار دقیق و زیباست طوری که حس میکنی در متن داستان قرار داری و کتاب در کل علاوه بر آشنایی باآیین مذهبی مسیحیت و به تصویر کشیدن ذهنیت مردم راجب مذهبیون به گوشه‌ای از مشکلات و عقایدآن‌ها می‌پردازد و مشخص نیست دوروتی چگونه سر از شهردیگری در می‌آورد و نهایت اینکه کتاب بیان می‌دارد تغییر برای انسان‌ها کار سختی است و انسان‌ها تا چیزی را از دست ندهند قدر و ارزش آن را نمیفهمند باتشکر از عوامل کتابراه به خاطر دسترسی سریع وآسان به کتاب و گسترش فرهنگ کتابخوانی و آشنایی با ادبیات جهان
احمدی
۱۴۰۳/۱۲/۱۳
با سلام دختر کشیش زندگی تک دختر یک کشیش متحجر را به تصویر می کشد که هر چند تا حدودی روحیه ی منحصر به فردی دارد، از کودکی تحت تعلیمات خشک و تحجر گرایانه ی پدرش رشد کرده است. جورج اورول در کاری بسیار خاص، حدود یک سوم از صفحات کتاب را صرف توصیف یک روز از زندگی «دوروتی» (شخصیت اصلی کتاب) با تمام جزئیات و اعتقاداتش، برای مهیا ساختن زمینه های ادامه ی داستان نموده و بعد از آماده شدن ذهن مخاطب باقی ماجراها را به راحتی نگاشته؛ کاری بی نظیر که تندی و کندی آن را در جاهای مختلف خیلی خوب کنترل کرده است. با تشکر فراوان
هدیه ،ر
۱۴۰۳/۱۰/۲۷
نظر دادن در مورد کتابهایی با نویسنده مطرحی چون اورول کار سختیه چون فکر میکنی عمق داستان رو متوجه نشدی یا اینکه سبک نوشتاری مورد پسندت نیست در کل برا‌ی من در این روزگار که همه چیز سریع و تند میگذره روال داستان بسیار کند بود ولی در گیری دوروتی در انتهای داستان با خودش و برا‌ی اینده جذاب بود و اینکه انسان چقدر میتونه خودشو اسیر شرایط کنه خیلی زیبا به تصویر کشیده شده، گاهی دوست داشتم دوروتی یه ساختار شکنی کنه و منو غافلگیر کنه که متاسفانه این اتفاق نیفتاد به فکر میفتم من در کجای زندگیم اینگونه به افکارم چسبیدم
فرناز
۱۴۰۳/۱۰/۰۹
نگارش کتاب بسیار ساده و روان و صادقانه و موضوع داستان جالبه. اما دو نقطه ضعف اساسی داره. اول اینکه حاشیه روی خیلی زیاد و ملال آوری داره و دوم اینکه به اصلی‌ترین پرسش‌های خواننده پاسخ داده نشده. دوروتی چگونه حافظه‌اش را از دست داده و سر از لندن درآورده؟ او در کجا به هوش می‌آید؟ آن جا چه اتفاقی برایش افتاده؟ فرار کرده یا ربوده شده؟ توسط که؟ آیا او بیماری مغزی دارد؟ از دست دادن حافظه الکی نیست و معمولا عوارض ضربه مغزی یا آلزایمر است. و من خواننده نمیتونم به راحتی بپذیرم یکی به این مسخرگی حافظه‌اش را از دست بده!!!!!
م کاظمی
۱۴۰۳/۰۹/۱۱
به نظرم اورول می‌خواهد بگوید که ایمان دوروتی چیزی بیش از عادت و آموخته‌های او نبود. وقتی او نتوانست گذشته‌اش را به یاد بیاورد، وقتی ندانست که کیست، تنها غرایز اصلی او برجا ماندند و چیزهایی که در لایه‌های عمیق وجود او بودند؛ وجدان او، توانایی خواندنش، شخصیتش. اما از آن مناسکی که او هرروز اجرا می‌کرد و آن قدر به آن‌ها مقید بود که تمام آسایش شب و روزش را فدایشان می‌کرد، هیچ چیز در روح و ضمیر او باقی نمانده بود. فقط هاله‌ کمرنگی از خاطره مانده بود و پس از آن پوسته‌ای که او را به زندگی‌اش پیوند می‌داد.
فرناز ارمندئی
۱۴۰۳/۱۲/۲۸
«دختر کشیش» یک رمان جذاب و تأمل برانگیز است که با نقد اجتماعی قوی، شخصیت پردازی عمیق و توصیف‌های دقیق، خواننده را به تفکر وامیدارد. اگرچه برخی از بخشهای کتاب ممکن است کمی کند یا مبهم به نظر برسند، اما این موضوع از ارزش کلی کتاب نمیکاهد. این کتاب برای علاقه مندان به ادبیات کلاسیک و داستان‌های اجتماعی، یک انتخاب عالی است و نشاندهنده مهارت جورج اورول در خلق داستان‌های پیچیده و معنادار است. خواندن این کتاب نه تنها لذتبخش است، بلکه بینش‌های ارزشمندی درباره هویت، مذهب و عدالت اجتماعی ارائه میدهد.
تینا مطیع
۱۳۹۷/۰۵/۱۹
کتاب خوب و جالبی بود توصیف لحظه به لحظه یک روز دوروتی در اول کتاب واقعا هنرمندانه بود البته اینکه مدام در کتاب ذکر میشد که دوروتی به خاطر یک حادثه ایمانش را از دست داده اصلا قبول ندارم در واقع یک حادثه باعث شد او از عادات و روزمرگیهایش فاصله بگیرد و به چیزهایی غیر از آنچه از بچگی آموخته بود فکر کندو این فکر کردن مستقل از پدرش باعث شد تمام آموزه‌های قبلی در نظرش بی‌پایه و اساس برسد.
fatemeh ghanbari
۱۴۰۴/۰۱/۰۲
کتاب دختر کشیش نوشته‌ی جورج اورول برای من تجربه‌ای تلخ و تفکر‌برانگیز بود. داستان زندگی دوروتی، دختر یک کشیش سختگیر و مذهبی، مرا به دنیایی برد که در آن فشارهای اجتماعی، فقر و سرکوب فردیت، زندگی او را به مسیرهای پیش‌بینی‌نشده‌ای می‌کشاند. اورول با نثری ساده اما تیزبینانه، تضاد میان ایمان، اخلاق و واقعیت‌های تلخ زندگی را به تصویر می‌کشد. آنچه بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد، تصویری بود که نویسنده از تنهایی، رنج و تلاش برای یافتن هویت واقعی ارائه می‌دهد.
عاطفه پورحسینی
۱۴۰۳/۱۲/۱۵
موضوع کتاب بسیار جالب هست. در زندگی بعضی
افراد هم همینجوری روزها و سالها پیش میره بدون اینکه سعی داشته باشند تغییری در اون بدهند چون باور دارند هرانچه الان هست از پیش تعیین شده و تقدیرشون همین هست. از شخصیت پدر دوروتی خوشم نیومد اینکه همه کارهارو بدوش کسی بیاندازی و خودت کاری نکنی بنظرم اصلا قشنگ و انسانی نیست. مثلا پدر روحانی بود ولی ذره ایی خداشناس نبود و اینهمه از دخترش بعنوان کلفت کار میکشید. متنرم از ادمهای زورگو و فریبکار
فرشته عزتی
۱۴۰۳/۱۰/۰۸
سلام دوستان اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم قلمی بسیار دلنشین و روان داشتن داستان با یک زندگی روزمره و یکنواخت شروع میشه ولی با یه اتفاق روال عادی زندگی به طور کلی تغییر میکنه دلنشینی داستان برای من شاید به خاطر این بود که شبیه اتفاقاتی بود که برای خودم در زندگی پیش اومد و جهت و مسیر زندگیم کلا تغییر کردزندگی برای همه یه داستانی هست که از قبل مشخص شده وطبق همون برنامه جریان هستی رو به جلو میرهحتما این کتاب رو بخونید
سوگل رضایی
۱۴۰۳/۰۹/۱۷
موضوع کتاب جالب بود ولی روال داستان ادم رو اذیت میکرد از سختی ها تا نا امیدی هابه ادم این مفهوم رو میرساند انگار تو فقر و بیکسی خدایی نیست که به داد ادم برسه یا کلا ایمان دروغه بنظرم میشد داستان رو با یه معجزه قشنگ تر کرد از طرفی هم چرا مشخص نشد دروتی چطور از یه جای دیگه سر دراورده و چه بلایی سرش اومده کلا به نظر من ما وقت یه دور بیهوده زدیم چون داستان دوباره برگشت سر جای خودش
فروغ حقیقی
۱۴۰۳/۱۰/۰۱
این کتاب از نظر داستانی خیلی داستان جذاب و زیبایی نداره ولی از نظر فلسفی و روانشناختی حرف‌های زیادی برای گفتن داره. واقعا بعضی از عقاید انسان‌ها فقط آمیخته‌ای از عادت‌ها و نظرات پوسیده گذشتگان هست، باورهای غلطی که گاهی حتی شادی و نشاط رو نشانه ابتذال و بی ایمانی می‌دونه. ‌ای کاش گاهی همه ما با تفکر و تحقیق در افکار و باورهایمان خانه تکانی می‌کردیم. ممنون از کتابراه
هیما.م
۱۴۰۳/۰۹/۲۷
کتاب "دختر کشیش" نوشته جورج اورول داستانی است درباره‌ی دختری به نام دوروتی، دختر یک کشیش در انگلستان. او زندگی‌ای پر از وظایف دینی و اجتماعی دارد و در تلاش است تا انتظارات پدرش و جامعه را برآورده کند. این داستان با کشمکش‌های درونی دوروتی و چالش‌هایی که در زندگی روزمره با آن‌ها مواجه است، به تصویر کشیده می‌شود. کتاب به بررسی مفاهیمی مانند وظیفه، ایمان و هویت فردی می‌پردازد.
بیتی
۱۴۰۳/۰۹/۱۹
کتاب متفاوتی بود اما نویسنده میتونست با گسترش کلمات و جملاتش، درک زیباتر و بهتری به خواننده بده طوری که خواننده بتونه خیلی سریع با کتاب ارتباط برقرار کنه، نویسنده بخش وسیعی از اول و میان کتاب رو خیلی تکراری نوشته و در اخر به کتاب رنگ و لعاب داده که این میتونه یه نقطه ضعف باشه، نویسنده میتونست با اتفاقات و حوادث جدید هر لحظه به خواننده هیجان بده.
عارف محبی
۱۴۰۳/۰۹/۰۴
اورول در این کتاب هم جنبه انتقادی نوشته‌های خودش رو حفظ کرد اما اگه دنبال تم داستانی مثل مزرعه حیوانات یا ۱۹۸۴ هستید سبک نوشتاری این دو کتاب غیر ازجنبه انتقادی، شباهت دیگه‌ای با اون دو کتاب نداره. من خودم هم دو کتاب دیگه‌ای که از اورول خونده بودم رو نسبت به این کتاب بیشتر دوست داشتم و این کتاب خیلی ساده نوشته شده. اما خوندن این کتاب هم خالی از لطف نیست
پری پارسا
۱۳۹۸/۰۹/۱۵
از خواندن این کتاب لذت بردم. علاوه بر اینکه از لحاظ داستانی بسیار جذاب بود، نکات قابل تامل بسیاری داشت. نکاتی درباره تعصب بیجا در دین که باعث دوری افراد از دین میگردد. مطرح کردن این موضوع که تهمت و قضاوت بیجا تا چه حد میتواند به یک نفر آسیب بزند. و نکاتی که درباره آموزش و پرورش غلط مطرح گردید واقعا جالب و قابل تفکر بود.
بهروز شایسته پور
۱۴۰۳/۰۹/۱۲
کتاب "دختر کشیش" داستانی ساده و در عین حال تأثیرگذاره که به زندگی یک دختر در خانواده‌ای سخت‌گیر می‌پردازه. روایت واقع‌گرایانه و اورول طوریه که مخاطب کاملا با شخصیت اصلی همذات‌پنداری می‌کنه. هرچند ریتم داستان ممکنه برای بعضی‌ها کند باشه، ولی پیام‌های عمیقش درباره تضادهای درونی و فشارهای اجتماعی ارزش وقت گذاشتن رو داره.
MDp
۱۴۰۳/۱۲/۳۰
یکی از ویژگی‌های برجسته این رمان، تأکید بر مبارزات فردی و اجتماعی شخصیت‌ها و به ویژه جستجوی هویت است. اورول در این کتاب، به موضوعاتی مانند سیاست، طبقات اجتماعی و نقد دین و جامعه پرداخته است. همچنین این رمان به‌طور غیرمستقیم به انتقاد از نظام‌های اجتماعی و مذهبی دوران خود می‌پردازد.
MelikaSadeghnejad
۱۴۰۳/۱۰/۰۱
کتابی بود که آدم رو با خودش همراه میکرد و کنجکاو برای این که ببینی سر انجام چه اتفاقی میفته توصیفات جذابی داخلش اتفاق افتاده بود و در اون جرایاناتی پیش میومد که به نوعی اتفاقات دنیای امروز رو برای خواننده تداعی میکردند در قالب داستان یک نوع اعتراض رو به یک سری شرایط بیان میکرد
حسین علی اف
۱۴۰۳/۰۹/۰۹
داستان به نحوی باقدرت نوشته شده که به راحتی می‌تونیدباآن ارتباط برقرارکنیدونشان از توانایی نویسنده دارد، این داستان ارزش این رادار که تبدیل به فیلم گرددومن به داستان بیش از چهار ستاره نمیدهم دراوج بهترین بودن مگر اینکه بهترین باشد واین کتاب رابه شما پیشنهاد می‌کنم دانلودوبخوانید.
Mosayeb Padash
۱۳۹۷/۰۹/۰۶
داستان فقر و ندارئ بود میشه گفت دنیائ امروز داخلش حس کرد که همه معیارها با پول سنجیده میشه و پول حلال تمام مشکلات کتاب آموزنده و خیلئ خوبیه خسته کننده نیست و توانایئ انسان رو در شرایط سخت شرح میده در کل کتاب مفید و با ارزشئ
تشکر از کتاب راه
Sam Sam
۱۴۰۳/۱۱/۲۶
خیلی مزخرف بود. واقعا که!!!!!! اصلا دوروتی چطور حافظه شو از دست داد؟! چطور به مکان دیگه رفت با لباس خواب و هیچی نفهمید! مگه توی یه شهر کوچیک زندگی نمیکردن؟, چطور از یه شهر بزرگ دیگه سر درآورد اونم نصفه شبی؟!!!!! آخرشم بیخود تموم شد
Shakila Mohamadi
۱۳۹۷/۱۲/۰۲
با این کتاب میشه فهمید که باور‌های غلطی که در خودمون گسترش دادیم در صورتی که بهشون هیچ اعتماد قلبی نداریم رو میتونیم عوض کنیم و‌ی من تازه بسازیم اما خب دوروتی داستان این کارو نکرد چون پدرش براش در اولویت بود تا خودش، اقایدش، و زندگیش
Mosayeb Padash
۱۳۹۷/۰۹/۰۶
نظرها و دیدگاه‌ها خیلئ بهتر شده و میشه واقعا فهمید که خواننده‌ها و مخاطب هائ خوبئ به خودش جذب کرده سایت کتاب راه
از اینکه دیگه نظرهائ مسخره ائ مثل: عالئ بود-خوب بود-اینجور چیزها رو نمیبینم خوبه
Serim
۱۴۰۳/۱۲/۲۶
برای من کتاب جالبی بود. و درس‌های خاصی رو بهمون میگه و اولش ارتباطی نگرفتم باهاش د بنظرم خسته کننده اومد ولی بعدش درمورد ادامش کنجکاو میشدم و همینطور بیشتر میخوندم و مرسی از مترجم بابت ترجمه این کتاب قشنگ
شادیه بنی اسد
۱۴۰۳/۱۲/۱۳
جالبه داستان از زندگی اقشاری که وابسته به مذهب هستند کم نوشته شده وآن ها زندگی خصوصی با عمومی شون کلا خیلی باهم فرق میکنه تفاوت زیادی بین گفتار و اعمالشون وجود داره برای همین خواندن این داستان برایم خیلی جالب بود
Sadaf Akhlaghi
۱۴۰۳/۱۱/۳۰
کتاب یکی از شاهکار‌های ادبیات جهان هست که خیلی ماهرانه و باظرافت زندگی دختری جوان را در کنار پدر کشیش خود به تصویر می‌کشد
دختر از دیدگاه پدر زندگی متحجرانه‌ای دارد و دیدگاهش کشمش‌های خاصی را ایجاد می‌کند.
ناصح تالاوی
۱۴۰۳/۱۱/۲۷
شاید این کتاب به اندازه ۱۹۸۴ یا قلعه‌ی حیوانات معروف نباشه، اما ظرافت و دید وسیع جرج ارول حتی عمیق تر رو در این اثر می‌بینیم. خوندنش رو حتما توصیه می‌کنم. کتابی در باب تغییر، تحجر، باور، امید...
نرگس آریانفر
۱۴۰۳/۱۰/۱۱
کتاب دختر کشیش، اثری متفاوت از آثار جورج اورول است و با بیانی ساده و شیوا نوع زندگی درخانواده یک کشیش، اعتقادات و محدودیت‌های آن، جدال دورنی دختر کشیش با خود و اعتقاداتش در برهه‌های مختلف زندگی به خوبی ترسیم شده است.
1 2 3 >>