داستان پرده جهنم (یا Hell Screen) یکی از مشهورترین داستانهای کوتاه ریونوسوکه آکوتاگاوا است که در سال ۱۹۰۸ منتشر شد. این داستان درباره یک هنرمند نقاش ژاپنی به نام "هیروتو" است که مأمور میشود تا پردهای بزرگ برای معبدی نقاشی کند. پردهای که تصویری از جهنم را به تصویر میکشد.
در طول داستان، هیروتو با مشکلات زیادی روبهرو میشود. او برای خلق این اثر هنری، به شدت درگیر جزئیات و دقت کار خود است و به خاطر رسیدن به کمال در نقاشی، از هیچ چیزی دریغ نمیکند. حتی او به خاطر ترس از اینکه نتواند تصویری کامل و باورپذیر از جهنم به نمایش بگذارد، دست به اعمال وحشتناکی میزند. این شامل قربانی کردن انسانها برای استفاده از بدنشان به عنوان مدلهای زنده میشود.
در این بین، شخصیتهای دیگری هم وجود دارند، از جمله همسر و دختر هنرمند، که خود درگیر عواقب رفتارهای هیروتو میشوند. داستان به تدریج نشان میدهد که هنرمند به اندازهای غرق در هنر و کمال است که مرزهای اخلاقی را میشکند و حتی دست به جنایت میزند.
در طول داستان، هیروتو با مشکلات زیادی روبهرو میشود. او برای خلق این اثر هنری، به شدت درگیر جزئیات و دقت کار خود است و به خاطر رسیدن به کمال در نقاشی، از هیچ چیزی دریغ نمیکند. حتی او به خاطر ترس از اینکه نتواند تصویری کامل و باورپذیر از جهنم به نمایش بگذارد، دست به اعمال وحشتناکی میزند. این شامل قربانی کردن انسانها برای استفاده از بدنشان به عنوان مدلهای زنده میشود.
در این بین، شخصیتهای دیگری هم وجود دارند، از جمله همسر و دختر هنرمند، که خود درگیر عواقب رفتارهای هیروتو میشوند. داستان به تدریج نشان میدهد که هنرمند به اندازهای غرق در هنر و کمال است که مرزهای اخلاقی را میشکند و حتی دست به جنایت میزند.