نقد، بررسی و نظرات کتاب سیندرلا - جان پیشنس
مرتبسازی: پیشفرض
محمدرضا
۱۴۰۴/۰۱/۱۳
00
کتاب *سیندرلا* با تصویرگری جان پیشنس، یکی از زیباترین بازنویسیهای این افسانه کلاسیک است که با تصاویر خیرهکننده و جزئیات هنری خاص همراه شده است. روایت داستان همان نسخهٔ سنتی را دنبال میکند، اما سبک تصویرگری آن کتاب را از دیگر نسخهها متمایز میکند. یکی از نقاط قوت این کتاب، کیفیت بالای طراحی شخصیتها و صحنههاست که فضای جادویی قصه را به خوبی منتقل میکند. این تصاویر میتوانند تخیل کودکان را تقویت کرده و آنها را بیشتر درگیر داستان کنند. نثر کتاب ساده و روان است، بنابراین برای کودکان مناسب بوده و میتواند به عنوان کتاب قصه قبل از خواب استفاده شود. البته، همانند دیگر نسخههای سیندرلا، داستان همچنان بر تم *نجات از طریق ازدواج* تأکید دارد که ممکن است برای برخی والدین جای تأمل داشته باشد. با این حال، از نظر هنری و داستانسرایی، این کتاب یکی از بهترین نسخههای تصویری *سیندرلا* به شمار میرود. والدینی که به دنبال یک نسخه زیبا و باکیفیت از این داستان هستند، میتوانند آن را در نظر بگیرند. در مجموع، این کتاب تجربهای لذتبخش برای کودکان و حتی بزرگسالان علاقهمند به داستانهای کلاسیک است.
بسیار کتاب عالی و سادهای بود که در مورد دختری به نام سیندرلا بود که در کنار خواهرهای ناتنیاش زندگی میکرد آنها همیشه سیندرلا را اذیت میکردنند و به خاطر زیبایی او به حسادت میکردند و زندگی را برای او سخت کرده بودند اما یک روز انها به یک مهمانی که شاهزاده ترتیب داده بود دعوت شدنتد سیندرلا به خواهران بدجنسس گفت که میخواهد در مهمانی
شرکت کند اما خواهرانش به او خندیدند و او را نبردند سیندرلای بیچارا که در گوشهای گریه میکرد فرشتهی کوچکی برای او این امکان را فراهم کرد اپکه به مهمانی برود وقتی که سیندرلا وارد مهمانی شد شاهزاده خواست با او بر قصد اما چیزهایی که فرشته به او داده بود وقت تا نیمه شب بود و به حالت قبلی بر میگشت وقتی که نیمه شب شد سیندرلا با سرعت با بیرون از مهمانی رفت و از خود یک کفش جا گذاشت وقتی که شاهزاده او را پیدا کرد دستور داد که تمام دختران سرزمین را امتحان کنند که ایا کفش به پای آنها میرود یا نه سرانجام وقتی که کفش به خانهی سیندرلا امد سیندرلا ان را به پا کرد و با ساهزاده ازدواج کرد
شرکت کند اما خواهرانش به او خندیدند و او را نبردند سیندرلای بیچارا که در گوشهای گریه میکرد فرشتهی کوچکی برای او این امکان را فراهم کرد اپکه به مهمانی برود وقتی که سیندرلا وارد مهمانی شد شاهزاده خواست با او بر قصد اما چیزهایی که فرشته به او داده بود وقت تا نیمه شب بود و به حالت قبلی بر میگشت وقتی که نیمه شب شد سیندرلا با سرعت با بیرون از مهمانی رفت و از خود یک کفش جا گذاشت وقتی که شاهزاده او را پیدا کرد دستور داد که تمام دختران سرزمین را امتحان کنند که ایا کفش به پای آنها میرود یا نه سرانجام وقتی که کفش به خانهی سیندرلا امد سیندرلا ان را به پا کرد و با ساهزاده ازدواج کرد
یک ستاره کم کردم، به خاطر بیش از حد کوتاه شدن قصه.. اما خب درسی که این داستان دارد، این هست که نتیجهی ازخودگذشتگی و مهربانی، نتیجهی مثبتی هست و از چشم خداوند پنهان نمیماند. اما انتقادی هم که به این نوع داستانها مثل سیندرلا، سفیدبرفی، دیو و دلبر، زیبای خفته و... وارد است، منتظر ماندن دخترها برای یک شاهزاده است تا بیابد و آنها را خوشبخت کند. در حالی که در زمانهی جدید، دخترها خود تلاش میکنند تا به موفقیت دست یابند و زندگی خود را بسازند. ضمنا من اسم نویسندهی داستان سیندرلا را نمیدانستم و ممنونم از کتابراه که باعث شد یک نکتهی جدید یاد بگیرم🍓
داستان سیندرلا رو بیشتر ما شنیدیم و لی این داستان یه کمی با بقیه فرق میکرد خلاصهی داستان رو میگم اگه خوشت اومد حتما بخونشی که شاهزادهی جوان برای انتخاب همسر یک مهمانی ترتیب میده و همهی دخترهای شهر رو دعوت میکنه خواهرهای ناتنیه سیدرلا موانع زیادی برای نیومدن سیندرلا گذاشتن وای او با پری مهربان تونست به مهمانی برهاگه خوشت اومد برو و داستانش رو بخون
اصلا خوب نبود. خیلی داستان را تغییر داده بود. مارمولکها درون بطری آب پیدا کرده بود و داخل شیشه کرده بود؟ این چه جنایتی؟؟ سیندرلا دختری مهربان بود. بعد موشها را از تله موش درآورد؟ خیلی بد بود. داستان را مختصر کرده بود و خیلی تغییر داده بود کلا باورم نمیشد اینهمه دستکاری در داستان کلاسیک. جملات هم منسجم نبود یکهو از یک مطلب میپرید یک جمله دیگه. متاسفم
سلام دوستان خسته نباشید کتاب عالی بود من که به شخصه خوشم اومد چون واسه من کتاب عالی بود و خیلی خیلی دوست داشتم من چندین بار کتاب الکترینکی نصب کردم ولی داستان هاش مثل این خوب نبود و کتابهای مناسب سن من نبود ولی وقتی این کتاب الکترینیکی رو نصب کردم کتاب مناسب سن اومد و خلاصه بگم این کتاب عالی عالی بود.