نقد، بررسی و نظرات کتاب ورودی غربی، نیمکت سوم - مهرداد اسمعیل پور
4.1
116 رای
مرتبسازی: پیشفرض
داستانها بسیار کوتاه بودند و آغاز و پایان مشخصی ندارند. که البته این ایراد محسوب نمیشود و سبک نویسنده است. قلم نویسنده گیرا بوده و در هر داستان کوتاه، فقط روایتی از یک زندگی پوشش داده میشود و اتفاقا بیشتر افکار خود نویسنده بیان شده است. حالت پوچ، مجهول و فضای دلگیر داستانها شاید به مذاق هرکسی خوش نیاید. کاش مجهولهای داستانها کمتر بودند تا خواننده بتواند بهتر به کلیت ماجرا پی ببرد و یا لااقل نتیجهگیری مطمئنتری داشته باشد. گرچه هرکس ممکن است نتیجهگیری متفاوتی با دیگری داشته باشد که ایرادی هم ندارد. در کل این سبک داستاننویسی حتما علاقهمندان خاص خود را دارد، اما من خیلی نپسندیدم. با احترام به نویسنده محترم..
جالب بود گوشهای از درونیات و گاه رفتارهای به ظاهر ساده و بی معنی ولی در عین حال پر از رمز و راز آدمهای معمولی که هر روز باهاشون برخورد داریم چه اونایی که میشناسیمشون و چه اونایی که نمیشناسیمشون، ولی بخش آخر دکتاب خیلی برام تأمل بر انگیز بود، حس کردم که برای درکش با تمام وجود باید خوب بهش فکر کنم و بفهممش، تو این کتاب از پوچی زیاد حرف زده بود که از نظر شخص من زیاد جالب نبود
به نظرم خیلی روان و شیرین بود. مخصوصا اینکه برخی داستانها یک حالت پوچی و دارکی داشتندکه من خیلی خوشم اومد.
وقتی کتاب رو میخوندم پیش خودم فکر کردم داستان ۳۳ اگه به عنوان داستان آخر انتخاب میشد یه نتیجه گیری شیک و تمیزی ازش درمیومد ولی بعدها نظرم عوض شد و فهمیدم انتخابش به عنوان داستان یکی مونده به آخر خودش یک سبک خاص به حساب میاد که کتابو شیرین ترش میکنه.
وقتی کتاب رو میخوندم پیش خودم فکر کردم داستان ۳۳ اگه به عنوان داستان آخر انتخاب میشد یه نتیجه گیری شیک و تمیزی ازش درمیومد ولی بعدها نظرم عوض شد و فهمیدم انتخابش به عنوان داستان یکی مونده به آخر خودش یک سبک خاص به حساب میاد که کتابو شیرین ترش میکنه.
فضاسازی و جملات قشنگی تو این کتاب هست, از خوندن داستان اخر به نام گاهی وقت ها واقعا لذت بردم, خیلی ممنونم از نویسنده ی محترم و طاقچه, موفق باشید واقعا فکر میکنی توی بحث برنده وجود داره. مگه مسابقه اس. ما فقط درباره ی دیدگاهامون. حرف میزنیم بعد تصمیم میگیریم دوست داریم کدوم بخش از نظرمون رو عوض کنیم انگار مرده بود و دو تیکه یخ تو مردم کاش ریخته بودن
من نسخهی نمونه رو خوندم. داستان اول و دوم رو خوندم. قلم زیبایی دارن داستانها ولی بیسر و ته هستن. بخصوص داستان اول. اون قدری کتاب خوندم که بتونم یه نظر کوچولو بدم در مورد کتابها. خوشم نیومد کلا. ولی دور از انصافه که از قلم داستانها چیزی نگم. بخصوص شیوهی نوشتاری داستان اول خیلی خیلی قشنگ بور
نقاط قوت کتاب:
✔️ روایتی احساسی و نمادین – اگر داستان در مورد عشق، خاطرات یا یک تجربه شخصی باشد، میتواند تأثیر احساسی عمیقی روی خواننده بگذارد.
✔️ سبک داستانگویی مرموز و شاعرانه – عنوان نشان میدهد که شاید کتاب دارای لحظات تأملبرانگیز و دیالوگهای قوی باشد.
✔️ ارتباط با خواننده – اگر داستان از دید اولشخص روایت شود، میتواند حس همذاتپنداری قوی ایجاد کند.
نقاط ضعف احتمالی:
❌ اگر روایت کتاب کند باشد، ممکن است برخی خوانندگان احساس خستگی کنند.
❌ اگر پایان داستان ابهام زیادی داشته باشد، ممکن است همه خوانندگان آن را نپسندند.
❌ اگر داستان عاشقانه باشد، ممکن است برای کسانی که علاقهمند به ژانرهای دیگر هستند، جذاب نباشد.
جمعبندی:
«ورودی غربی، نیمکت سوم» احتمالاً یک داستان احساسی، عاشقانه یا اجتماعی با فضاسازی قوی و پیامهای عمیق است. اگر به داستانهای پر از احساس، خاطرات و لحظات نوستالژیک علاقه دارید، این کتاب میتواند گزینه خوبی برای مطالعه باشد.