اولین بار دوازده سالم بود که این کتاب را خواندم.
در دوران جوانی فیلم و سریالش را چند بار دیدم اکنون در میانسالی دوباره کتاب را بعنوان هدیه دریافت کردم. و در مقدمه کتاب توضیحات باارزشی از اوضاع روزگار نگارش کتاب نوشته بود مبنی بر اینکه پس از انقلاب صنعتی و گسستن رشته قدرت مذهب در فرانسه، کار ویکتور هوگو بسیار ویژه بود که نقش مثبت پدرروحانی را در این اثر بارز کرده است وگویا پسرش هم بسیار بااین ایده مخالف بوده اما ویکتور هوگو قصدش تبلیغ دین نبوده، در واقع او نقش ایمان را صحه گذاری کرده، همان چیزی که فروغ فرخزاد عزیز آن را به پرندهای که از قلبها گریخته مینامد...
امروز که بینوایان را میخوانم بیش از گذشته با ویکتورهوگوی عزیز احساس همدلی دارم بویژه در روزگار کنونی.
در دوران جوانی فیلم و سریالش را چند بار دیدم اکنون در میانسالی دوباره کتاب را بعنوان هدیه دریافت کردم. و در مقدمه کتاب توضیحات باارزشی از اوضاع روزگار نگارش کتاب نوشته بود مبنی بر اینکه پس از انقلاب صنعتی و گسستن رشته قدرت مذهب در فرانسه، کار ویکتور هوگو بسیار ویژه بود که نقش مثبت پدرروحانی را در این اثر بارز کرده است وگویا پسرش هم بسیار بااین ایده مخالف بوده اما ویکتور هوگو قصدش تبلیغ دین نبوده، در واقع او نقش ایمان را صحه گذاری کرده، همان چیزی که فروغ فرخزاد عزیز آن را به پرندهای که از قلبها گریخته مینامد...
امروز که بینوایان را میخوانم بیش از گذشته با ویکتورهوگوی عزیز احساس همدلی دارم بویژه در روزگار کنونی.