انتخاب صدابازیگری با فن بیان، مسلط به اوانگاری و شخصیت پردازی، مستلزم بینش و گزینش موسسه فرهنگی هنریست. آقای مهنام فر، گویندهای خوش صدا، با مشکلاتی تاکتیکی و تکنیکی هستند. سعی بر پویاسازی تصویر ذهنی شنونده با تغییر تصنعی لحن اصوات که متاسفانه درمواردی ازاردهنده میشد، بنظرم سفسطهای مغرضانه برای مستور ساختن سایر ضعفها بود. در مورد کتاب: نویسنده در همان ابتدای کتاب (بخش ۱ فصل۳) بطن ماجرا را برملا میسازد. بخش عمده شاکله شخصیتی، ریشه در خانواده دارد. اسیب شناسی رفتاری، خطاهای شناختی، رفتارهای نابهنجار و بسیار موارد عمیق و ظریف دیگر، در همان ابتدای رویارویی با اولین محیط ارتباطی و انطباق و الگوبرداری از ان شکل میگیرد.
[حاوی اسپویل] شاید به همین دلیل تئو بجای روانکاوی، معالجه بالینی، یا سایر روشهای روان درمانی، مسیر روانشناسی محیطی را در پیش گرفت و گذشته الیسیا را مطالعه و بررسی میکرد. به نوعی با او همزاد پنداری میکرد چراکه به هردو خیانت عاطفی شده بود. الیسیا بعد از طرد شدن و زجر کشیدن از جانب پدر و اقوامش، گشایش و رهایی را در شوهر خائناش میافت. با وجود ادعا و اذعان تئو که اگر از وضعیت روحی روانی الیسیا مطلع بود که چقدر شکننده و اسیب پذیر است؛ هرگز خیانت گابریل را برملا نمیکرد اما باز هم انجامش میداد. زمانی که تئو به متاهل بودن معشوقه ممنوعه زنش پی برد؛ به حدی خشمگین، غمگین، دچار جنون بود که از گسستگی و گسیختگی روانی الیسیا و احساس شرم، زجر و ترس گابریل به جهات مختلف بیشتر از کشتن او لذت میبرد. البته مسئولیت پذیری تئو با ان حس انتقام جویی ضد و نقیض دارد. خود تئو نیز اختلالات متفاوت داشت که با نقاب روانشناس انها را مخفی کرده بود. متفاوت بود لذت بخش. متشکرم
[حاوی اسپویل] شاید به همین دلیل تئو بجای روانکاوی، معالجه بالینی، یا سایر روشهای روان درمانی، مسیر روانشناسی محیطی را در پیش گرفت و گذشته الیسیا را مطالعه و بررسی میکرد. به نوعی با او همزاد پنداری میکرد چراکه به هردو خیانت عاطفی شده بود. الیسیا بعد از طرد شدن و زجر کشیدن از جانب پدر و اقوامش، گشایش و رهایی را در شوهر خائناش میافت. با وجود ادعا و اذعان تئو که اگر از وضعیت روحی روانی الیسیا مطلع بود که چقدر شکننده و اسیب پذیر است؛ هرگز خیانت گابریل را برملا نمیکرد اما باز هم انجامش میداد. زمانی که تئو به متاهل بودن معشوقه ممنوعه زنش پی برد؛ به حدی خشمگین، غمگین، دچار جنون بود که از گسستگی و گسیختگی روانی الیسیا و احساس شرم، زجر و ترس گابریل به جهات مختلف بیشتر از کشتن او لذت میبرد. البته مسئولیت پذیری تئو با ان حس انتقام جویی ضد و نقیض دارد. خود تئو نیز اختلالات متفاوت داشت که با نقاب روانشناس انها را مخفی کرده بود. متفاوت بود لذت بخش. متشکرم