این کتاب مجموعهی از زندگی و خاطرات اریک لومکس، ویژگیهای محل زندگی و مختصری از خصوصیات فردی و اجتماعی پدر و مادرش در ابتدا و علاقمندی و سرگرمی دوران کودکی که لکوموتیوهای زغال سنگی و توربینی و گشت و گذار در ایستگاه راه آهن بیان شده است، ادامه دادن شغل پدرش در اداره پست و تلگراف،
آغاز جنگ دوم جهانی، اعزام به مستعمرات انگلیس در شرق آسیا و جنگ با ژاپن، دستگیری در جنگ و بیان خاطرات خود بطور دقیق که چه سختیها و مشکلاتی را تحمل کرده و بارها تا پای مرگ پیش رفته و برگشته، جنگ به پایان
می رسد و او به وطن خود بر میگردد و دچار چالش روحی و روانی میشود، او میخواهد مردم او را درک کنند که چه سختیهای را پشت سر گذاشته است ولی مردم با او همدردی میکنند در صورتی که درکی از اسارت نداشتهاند، و این بر مشکلات او میافزاید و خواستار فرار از جامعه خود میشود، کینهای که در جنگ از ژاپنیها داشته او را درگیر خود میکند، تا خانم دکتری در بیمارستانی با او ارتباط درمانی برقرار کرده و از طریق روانشناسان خود به مداوای او میپردازند، حالا کسی به حرفهای او گوش میدهند، وضع روحی و روانی او روز به روز بهتر شده و حتی با
شکنجه گر خود در ژاپن هم ارتباط برقرار میکند و موجب میشود که کینه و نفرت او به دوستی و رفاقت تبدیل شده و خود به آرامش درونی برسد و دنیا را دوباره زیبا ببیند، خاطرات دوران اسارت او برای من خیلی جالب بود زیرا خاطرات زیادی از اسارت خوانده و شنیده بودم، اسارت خیلی سخت است حتی اگر در بهترین شرایط هم باشد، که نیست.......
آغاز جنگ دوم جهانی، اعزام به مستعمرات انگلیس در شرق آسیا و جنگ با ژاپن، دستگیری در جنگ و بیان خاطرات خود بطور دقیق که چه سختیها و مشکلاتی را تحمل کرده و بارها تا پای مرگ پیش رفته و برگشته، جنگ به پایان
می رسد و او به وطن خود بر میگردد و دچار چالش روحی و روانی میشود، او میخواهد مردم او را درک کنند که چه سختیهای را پشت سر گذاشته است ولی مردم با او همدردی میکنند در صورتی که درکی از اسارت نداشتهاند، و این بر مشکلات او میافزاید و خواستار فرار از جامعه خود میشود، کینهای که در جنگ از ژاپنیها داشته او را درگیر خود میکند، تا خانم دکتری در بیمارستانی با او ارتباط درمانی برقرار کرده و از طریق روانشناسان خود به مداوای او میپردازند، حالا کسی به حرفهای او گوش میدهند، وضع روحی و روانی او روز به روز بهتر شده و حتی با
شکنجه گر خود در ژاپن هم ارتباط برقرار میکند و موجب میشود که کینه و نفرت او به دوستی و رفاقت تبدیل شده و خود به آرامش درونی برسد و دنیا را دوباره زیبا ببیند، خاطرات دوران اسارت او برای من خیلی جالب بود زیرا خاطرات زیادی از اسارت خوانده و شنیده بودم، اسارت خیلی سخت است حتی اگر در بهترین شرایط هم باشد، که نیست.......