نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی رویا - امیرحسین شعبانی

مرتب‌سازی: پیش‌فرض
A kh🌹
۱۴۰۴/۰۱/۱۰
کتاب "رویا" نوشته امیر حسین شعبانی، اثری است که به بررسی موضوعات عمیق انسانی و فلسفی می‌پردازد. این کتاب با نگاهی خلاقانه به دنیای خواب و رویاها، تلاش می‌کند تا به ابعاد مختلف ذهن انسان و تأثیر رویاها بر زندگی واقعی بپردازد.
### نقد کتاب:
"رویا" به خوبی توانسته است احساسات و تجربیات درونی شخصیت‌ها را به تصویر بکشد. نثر امیر حسین شعبانی روان و دلنشین است و او با استفاده از توصیف‌های زیبا و عمیق، خواننده را به دنیای خیالی و رویاهای شخصیت‌ها می‌برد. این کتاب به بررسی موضوعاتی مانند امید، آرزوها و چالش‌های زندگی می‌پردازد و خواننده را به تفکر درباره معنای زندگی و هدف‌هایش وامی‌دارد.
شخصیت‌پردازی‌ها در این کتاب به خوبی انجام شده و هر شخصیت با رویاها و آرزوهای خاص خود دست و پنجه نرم می‌کند. این امر باعث می‌شود که خواننده بتواند با آن‌ها همذات‌پنداری کند و به عمق احساسات و تجربیات آن‌ها پی ببرد.
### نظر مفید:
کتاب "رویا" می‌تواند برای کسانی که به ادبیات فلسفی و داستان‌های عمیق انسانی علاقه‌مند هستند، بسیار جذاب باشد. این کتاب نه تنها داستانی سرگرم‌کننده ارائه می‌دهد، بلکه به خواننده فرصت می‌دهد تا به بررسی عمیق‌تری از آرزوها و چالش‌های زندگی بپردازد. اگر به دنبال یک داستان با محتوای فکری و تأمل‌برانگیز هستید، "رویا" می‌تواند گزینه مناسبی باشد.
Mohammad
۱۴۰۴/۰۱/۰۲
تشکر از کتابراه میرحسین شعبانی در کتاب صوتی رویا که یک داستان کوتاه و در هم پیچیده است از یک خواب عجیب می‌گوید راوی داستان خواب است و کابوس می‌بیند اما این کابوس چنان واقعی و تو در تو شده که راوی نمیتواند مرز آن را با واقعیت تشخیص دهد. او گاهی خود را در میان بیابان می‌بیند جایی که در تاریکی شب و محاصره شده توان ادامه دادن ندارد گاهی به دل ترس هایش فرو میرود و به همسرش رویا التماس میکند که او را ترک نکند و گاهی هم سری به خاطرات مبهم کودکی میزند جایی که در حمام نشسته و پدرش او را با دقت و با کمی چاشنی خشونت میشوید و تمیز میکند او نمیداند چرا مدام میان خیالات مختلف تاب میخورد و به شکلی هذیان گونه آن‌ها را مرور می‌کند در میان این اوهام ناگهان به ذهنش میرسد که نکند این همان مرگ باشد و او دیگر نتواند از خواب بیدار شود؟ برای همین تقلا میکند و با تمام وجود از همسرش رویا که در کنارش خوابیده کمک میخواهد و التماس میکند که او را نجات دهد...
احمدی
۱۴۰۳/۱۲/۱۴
تشکر از کتابراه میرحسین شعبانی در کتاب صوتی رویا که یک داستان کوتاه و درهم پیچیده است، از یک خواب عجیب می‌گوید. راوی داستان خواب است و کابوس می‌بیند، اما این کابوس چنان واقعی و تودرتو شده که راوی نمی‌تواند مرز آن را با واقعیت تشخیص دهد. او گاهی خود را در میان بیابان می‌بیند، جایی که در تاریکی شب محاصره شده و توان ادامه دادن ندارد، گاهی به دل ترس هایش فرو می‌رود و به همسرش رویا التماس می‌کند که او را ترک نکند، و گاهی هم سری به خاطرات مبهم کودکی می‌زند، جایی که در حمام نشسته و پدرش او را با دقت و با کمی چاشنی خشونت می‌شوید و تمیز می‌کند. او نمی‌داند چرا مدام میان خیالات مختلف تاب می‌خورد و به شکلی هذیان گونه آن‌ها را مرور می‌کند. در میان این اوهام ناگهان به ذهنش می‌رسد که نکند این همان مرگ باشد و او دیگر نتواند از خواب بیدار شود؟ برای همین تقلا می‌کند و با تمام وجود از همسرش رویا که در کنارش خوابیده کمک می‌خواهد و التماس می‌کند که او را نجات دهد...
Sin90
۱۴۰۳/۰۵/۳۱
خطر اسپویل:
داستان کتاب صوتی "رویا" درمورد فرا رسیدن لحظه ی مرگ هستش که همه جا تاریکه و صدای اون فرد توسط افرادی که در دنیا اون رو میشناختن شنیده نمیشه و کمکی هم نمیتونن بهش بکنن. دلم میخواست توصیف داستان از لحظات حسرت آمیز و اینکه اون فرد در لحظه ای که فهمید مرگ به سراغش اومده به این فکر میکرد که اگر دوباره فرصت زندگی داشت انجام چه کارهایی رو در اولویتش قرار میداد تا زندگی بهتری رو داشته باشه از جمله رفع مشکلی که با همسرش داشت شاید حتی فقط چند جلسه مشاوره مشکل شون رو حل میکرد و خیلی کارهای خوب دیگری که اون لحظه میتونست به انجام شون فکر کنه تا کیفیت بهتری برای زندگیش داشته باشه! چون ما تا زنده هستیم فرصت جبران داریم و به نظرم نویسنده به جای تمرکز صِرف روی وحشتناک بودن مرگ میتونست زیبایی یا ترسناکی اون رو به اعمال دنیوی مون تعمیم بده و فرد دوباره از مرگ برگرده و اینبار زندگی خوبی رو داشته باشه و بعد از سالها داشتن زندگی خوب در دنیا که مجدد مرگ رو تجربه میکنه بر خلاف ترسی که در ابتدا دوباره از مرگ به خاطر میاره دیگه اون حس عمیقا وحشتناک رو نداشته باشه چرا که در فرصت مجددی که برای زندگی بهش داده شده سعی کرده زندگیش رو پر از کارها و احساسات خوبی بکنه که هم گذشته اش رو جبران کنه و هم لحظه حال رو به درستی زندگی کنه و اینبار مرگ تبدیل به پلی از یک زندگی موقت و کم و بیش سخت به یک زندگی جاودانه سرشار از خوشی و راحتی میشه! در نهایت ممنونم از کتابراه بابت کتابهای رایگانش🌷
📚maniya⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩⁦
۱۴۰۳/۱۰/۲۵
داستان در مورد مردی هست که بیدار می‌شود ما حالتی دارد که نمی‌داند خواب هست یا بیدار. بسیار تشنه است و فضای اتاق تاریک است او بسیار سردش هست نمی‌تواند از جا اشتکان بخورد استکان کنارش می‌شکند صدای چک چک آب به گوشش می‌رسد ناگهان با خود فکر می‌کند نکند مرده است اما هیچ ندای آسمانی یا نوری نمی‌بیند ض او بسیار ترسیده و رویا را صدا می‌زند اما اوغرق در خواب هست مرد فکر می‌کند او هیچگاه به او علاقه نداشته با فریادی رویا را یدار می‌کند و او می‌گوید فکر کنم کابوس دیدم اتاق کمی روشن شده تصمیم می‌گیرد دوباره بخوابد اما ناگهان هره خود را بر روی بالش می‌بیند که خوابیده است یعنی او مرده است و روح است. من این داستان را چند بار گوش دادم تا متوجه شدم و نظرات بقیه را نخواندم واقعا او مرده بود
رامین
۱۴۰۴/۰۱/۱۰
رویا داستانی کوتاه اما تفکربرانگیز است که با مرز میان خواب و واقعیت بازی می‌کند و مخاطب را درگیر فضایی پرابهام و رازآلود می‌سازد. امیرحسین شعبانی با زبانی ساده اما تأثیرگذار، حس گمگشتگی را به خوبی منتقل می‌کند و خواننده را به چالش می‌کشد که چه چیزی واقعی است و چه چیزی زاییده ذهن. فضاسازی داستان قوی است اما ممکن است برای برخی مخاطبان، پیچیدگی روایت بیش از حد باشد. اجرای صوتی مهدی رضایی با اینکه تلاش دارد حس تعلیق را القا کند، اما از نظر برخی شنوندگان، چندان تأثیرگذار نبوده است. در مجموع، این اثر برای کسانی که به داستان‌های کوتاه با درون‌مایه‌های روان‌شناختی و سورئال علاقه دارند، می‌تواند تجربه‌ای جذاب باشد.
حسام الدین کریمی
۱۴۰۴/۰۱/۰۷
«رویا» با پرداختن به موضوعاتی همچون ترس، اضطراب و گم‌گشتگی در مرز بین خواب و بیداری، تجربه‌ای ملموس از مواجهه‌ی انسان با ذهن خود را ارائه می‌دهد. با این حال، برخی شنوندگان ممکن است انتظار جزئیات بیشتری در مورد پس‌زمینه و انگیزه‌های شخصیت اصلی داشته باشند.
نتیجه‌گیری: این اثر با روایت صمیمی و محتوای تأمل‌برانگیز، تجربه‌ای شنیداری ارزشمند برای علاقه‌مندان به داستان‌های کوتاه فارسی فراهم می‌کند. شنوندگان می‌توانند با گوش سپردن به این داستان، به درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های ذهن انسان و تأثیرات آن بر ادراک واقعیت دست یابند.
A.asgari
۱۴۰۳/۰۵/۰۳
داستان کوتاه رویا در باره ی لحظه ی رسیدن مرگ هستش همه جا تاریک و باورت نمیشه لحظه ی مرگت فرا رسیده قبلا مرگ رو دیدی مرگ عزیزان اما الان داره برای خودت اتفاق میوفته صدا میزد ولی کسی صداش رو نمیشنید روشن بود صبح شده بود ولی برای اون تاریک بود و داشت داخل تاریکی فرو میرفت و وقتی چشم هاشو باز کرد دید فقط یک دویا بوده که از مرگ میدیده و واقعا مرگ به نظر من ترسناکه وارد دنیای میشی که هیچ چیزی در بارش نمیدونی هیچکس نیست توی این دنیا که وقتی به دنیا میای مادرت ازت محافظت میکنه اما مردن اینجوری نیست ممنون از کتابراه
سما جعفری
۱۴۰۳/۰۸/۰۳
داستان در مورد لحظه‌ی احتضار هست. زندگی مرد از جلوی چشمش میگذرد و حسرتهایش را نیز به یاد می‌آورد. گرچه به نظرم کمبودهایی دارد و تمام اتفاقات را باید پوشش دهد. از کودکی، نوجوانی تا لحظه‌ی مرگ.. صدای گوینده‌ها حس را به خوبی منتقل نمیکند و به جای صدای شخصی بی حال و تشنه، صدا شبیه صدای پیرمرد شده‌است. ضمنا فایل صوتی مشکل داشت و از اوایل داستان، صدا دورگه شده بود که ابتدا فکر کردم عمدیست، اما تا آخر کار اصلاح نشد و ادامه داشت.
مجیدناجی
۱۴۰۳/۰۶/۲۰
داستان در مورد لحظه مرگ هست اون لحظه فرد تمام کار‌هایی که باید میکرده ونکرده بخاطرش میاد. از بی توجهی همسر دلگیره. در کل زندگیشو به یه بیابان توصیف میکنه که هرچیز و هرکسی که در بیابان زندگی هست سرابی بیش نبوده. زندگی لحظه خوابیدن است و خاسته فرد نوشیدن آب است که نمی‌تواند. برام خیلی جالب بود که لحظه مرگ را اینجوری توصیف کرده بودند. ممنونم از عزیزان دانشگستر کتابراه.
زری بانو
۱۴۰۳/۰۵/۰۹
توصیف و تشبیهاتی که گوینده روایت می کرد شبیه انسانی بود که رابطه نزدیک و صمیمی با همسرش نداره و افسردگی و غم تنهایی در کنار همسرش بهش مستولی شده و شاید هم تصور می کنه که با وجود تشنگی دیشب زمان خواب، برای نوشیدن آب بیدار شده ولی محیط و فضابهش می گه که به لحظه ی مرگ نزدیک شده ولی اینطور که از اسم داستان بر میاد مرگی در کار نیست و فقط رویای یک مرد غمزده و تنهاست.
شیما
۱۴۰۳/۱۰/۲۰
شنیدن این کتاب خالی از لطف نیست، در مورد رسیدن لحظه مرگ گفته شده اینکه نمیتونه تکون بخوره یا صداش رو نمیتونه به گوش همسرش که کنارش خوابیده برسونه با تمام جونی که داره بلند میشه اما میبینه که جسمش تکون نخورده گیج میشه در نهایت وقتی از خواب بیدار میشه فکر میکنه خواب دیده یا واقعا برای ثانیه‌های مرده بود.
محمدرضا طیب زاده مقدم
۱۴۰۳/۰۶/۰۴
باسلام. داستانی برگرفته از یک ذهن (نویسنده) که بر زبان جاری می‌شود (راوی) در این بین. هر کسی از دیدگاه خویش آنچه که درک کرده را تجزیه و تحلیل می‌کند. اصل داستان گویای حسرت جبران لحظات از دست رفته عمر آدمیست. با تشکر از کتابراه
Negin
۱۴۰۳/۰۵/۲۹
خطر اسپویل :
در مورد مردیه که میبینه روحش از جسمش جدا شده و مرده. تقلا می کنه که فریاد بزنه کسی صداش رو بشنوه. وقتی بیدار میشه متوجه میشه فقط کابوس بوده و زنده است
ندا ونه بینی
۱۴۰۳/۰۴/۲۳
جالب بود. رویا و روایت یک نفر از مرگ و لحظات مرگ. به نوعی آدم باورش نمیشه، یعنی ممکنه مرگ به همین سادگی باشه؟
وانیا نظافت
۱۴۰۳/۱۰/۰۴
داستان‌های کوتاه معمولاً نمی‌تونن داستان رو کامل برسونن ولی این داستان به نظر من تونست
آیلار قربانی
۱۴۰۳/۰۶/۲۲
خوشم نیومد
مرتضی ظهیری
۱۴۰۳/۰۷/۰۹
برام خوب بود، برا خیلی‌ها مرگ بهترین گزینه هست
ممنون از کتابراه
تارا حاجی زاده
۱۴۰۳/۰۶/۰۵
بدک نیست کتاب داستان کوتاه و متوسطی است و زیاد باهاش حال نکردم
الهه رحیمی
۱۴۰۳/۰۴/۲۳
موضوع داستان رو اصلا دوست نداشتم و هیچ نکته جذاب یا جدید و مفهوم خاصی نداشت.
Mqadyyy 12
۱۴۰۴/۰۱/۰۱
سلام وقت بخیر این کتاب صوتی خیلی خوب عالی بود
علی سعیدی
۱۴۰۳/۰۸/۲۳
محتوای آن جالب نبود و خسته کننده بود
م زارع
۱۴۰۳/۰۵/۱۸
واقعا ارزش هیچی نداره