نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی یاقوت کبود - مریم سادات طباطبایی
3.9
69 رای
مرتبسازی: پیشفرض
کتاب «یاقوت کبود» نوشته محمد سادات طباطبایی، اثری است که به بررسی جنبههای مختلف زندگی انسانی، روابط اجتماعی و چالشهای درونی میپردازد. این کتاب با بهرهگیری از داستانی جذاب و شخصیتپردازی دقیق، مخاطب را به دنیایی پر از احساسات و تفکر دعوت میکند.
داستان «یاقوت کبود» حول محور زندگی شخصیت اصلی، که در مواجهه با چالشهای زندگی و روابط انسانی قرار دارد، میچرخد. این شخصیت با تجربههای تلخ و شیرین زندگی، به دنبال معنا و هدفی در زندگی خود است. موضوع اصلی کتاب به بررسی مفاهیمی چون عشق، از دست دادن، و تلاش برای یافتن هویت میپردازد. نویسنده با استفاده از نماد «یاقوت کبود»، به زیبایی توانسته است مفاهیمی چون ارزش، قدرت و زیبایی را در بستر داستان به تصویر بکشد. شخصیتهای داستان به شکلی واقعی و ملموس به تصویر کشیده شدهاند. شخصیت اصلی، با تمام پیچیدگیها و تضادهای درونیاش، نمایندهای از انسانهایی است که در جستوجوی معنا و هدف در زندگی هستند. دیگر شخصیتهای داستان نیز، هر یک به نوعی نماینده بخشی از تجربههای انسانی هستند و به داستان عمق و غنا میبخشند. محمد سادات طباطبایی با زبانی ساده اما قدرتمند، داستان را روایت میکند. توصیفات دقیق و زنده او باعث میشود که خواننده بتواند به راحتی با شخصیتها و موقعیتهای داستان ارتباط برقرار کند. استفاده از دیالوگهای طبیعی و توصیفات احساسی، فضایی خلق میکند که مخاطب به راحتی میتواند خود را در قلب داستان احساس کند. یکی از نکات برجسته این کتاب، استفاده از نمادگرایی است.
داستان «یاقوت کبود» حول محور زندگی شخصیت اصلی، که در مواجهه با چالشهای زندگی و روابط انسانی قرار دارد، میچرخد. این شخصیت با تجربههای تلخ و شیرین زندگی، به دنبال معنا و هدفی در زندگی خود است. موضوع اصلی کتاب به بررسی مفاهیمی چون عشق، از دست دادن، و تلاش برای یافتن هویت میپردازد. نویسنده با استفاده از نماد «یاقوت کبود»، به زیبایی توانسته است مفاهیمی چون ارزش، قدرت و زیبایی را در بستر داستان به تصویر بکشد. شخصیتهای داستان به شکلی واقعی و ملموس به تصویر کشیده شدهاند. شخصیت اصلی، با تمام پیچیدگیها و تضادهای درونیاش، نمایندهای از انسانهایی است که در جستوجوی معنا و هدف در زندگی هستند. دیگر شخصیتهای داستان نیز، هر یک به نوعی نماینده بخشی از تجربههای انسانی هستند و به داستان عمق و غنا میبخشند. محمد سادات طباطبایی با زبانی ساده اما قدرتمند، داستان را روایت میکند. توصیفات دقیق و زنده او باعث میشود که خواننده بتواند به راحتی با شخصیتها و موقعیتهای داستان ارتباط برقرار کند. استفاده از دیالوگهای طبیعی و توصیفات احساسی، فضایی خلق میکند که مخاطب به راحتی میتواند خود را در قلب داستان احساس کند. یکی از نکات برجسته این کتاب، استفاده از نمادگرایی است.
خانم طباطبایی به زیبایی دردورنج جامعه رابه صورت داستانی کوتاه درآورده است داستانی تکراری ومتاسفانه شایع که پدری معتاددخترک کم سن وسالش راجزدارایی خودمیداندورویش قیمت میگذارد بدون اینکه حتی ذرهای به روح روان دخترک بیاندیشداینجا به تنفری که دردل دختر بوجودآمده اشاره شده تاحدی که پدررادربیابان رهاکرده تاطعمه حیوانات شود وبدتراینکه مرد زندگیش هم برای دختر پشت وپناهی نبوده طوری که مرتب کتک کاری وزورگویی میکرد حالا وضعیتی شده که دخترقصه ازهمه مردان متنفر است وفکرمیکندپسرخودش هم درآینده پاجای پای پدرخواهدگذاشت وای کاش درنطفه خفهاش میکرد، قصه سوی دیگری هم دارد مادری که باردار است وفرزندش دختر میباشد باشنیدن داستان اوهم به این میاندیشد که شایددرآینده دختر من هم موردچنین ظلمی قراربگیرد وهمین دردورنج دوباره تکرارشود، بافکربه بی پناهی دختران درجامعه، واینکه هیچ قانونی در دادگاه از زنان حمایت نمیکند پس تصمیم به خاتمه بارداری میگیرد وبدنبال داروی سقط جنین فضای مجازی راجستجو میکند، این دردورنج همچنان در جامعههایی که اختلاف طبقاتی دارندتکرار میشود مردان مسن پولدار که چشمشان به دارایی پدران بی پول که همان سرمایه اصلی زندگیشان یعنی دخترانشان است میافتدوباپیشنهادهای متعدد آخربه خواستههای شیطانی خودشان میرسند، ادامه دارد. ممنون از کتاب راه که چراغ راه وروشنگر راه انسانهاست
داستان در مورد زنی سختی کشیده بود که در کودکی وقتی ۱۶ ساله بود پدر الکلیاش او را به دوست پولدارش که سن باباشو داشته فروخت. آن پیرمرد پولدار که مهندس بود دست به زن داشت. فضای داستان در دریا اسکله و در داخل کشتی هست در اینجا ما بیشتر با اینجور محیطها آشنا میشویم صدای جذر و مد دریا سایه ماه افتاده در آب؛ صدای عرشه و ملوانهای سفیدپوش صدای سوت کشتی نورهای منعکس شده از کابینها و... همه حالات را بیان میکند آن زن با یکی از همکارانش در عرشه درد و دل میکند که به خاطر گردنبندی طلا که به شکل خوشه انگور بود و رویش نگین داشت از شوهرش کتک خورد. اما در انتهای داستان میفهمیم که خود آن همکار که برایش درد و دل کرده خود نیز بدبخت بوده و شوهر کتک زن داشته است. یعنی آن همکار چند سال بعد بدبخت شد و زن مهندس را دید که شوهر پیرش در خانه سالمندان است و او گردنبند انگور را در گردنش هست.
«یاقوت کبود» داستانی کوتاه اما تأملبرانگیز است که به موضوع مهم خشونت خانگی میپردازد. نویسنده توانسته فضایی واقعگرایانه خلق کند و احساسات شخصیتها را به خوبی به مخاطب منتقل کند. هرچند موضوع اثر قوی و قابل توجه است، اما داستان میتوانست با پرداخت جزئیات بیشتر و شخصیتپردازی عمیقتر، تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد. روایت صوتی نویسنده حس صمیمیت را به شنونده منتقل میکند، اما ممکن است در برخی قسمتها کمبود تنوع در لحن باعث کاهش جذابیت شود. نقطه قوت این اثر، پرداختن به دردهای پنهان زنان و ایجاد همدلی در مخاطب است. در مجموع، اگر به داستانهای کوتاه اجتماعی علاقه دارید، این کتاب صوتی میتواند تجربهای ارزشمند باشد.
با سلام قصهی کتاب صوتی یاقوت کبود نوشتهی مریم سادات طباطبایی، از مطب دکتر آغاز میشود. زنی با زخمی بر روی گونهاش و عکس سونوگرافی در دست که هفتهی شانزدهم بارداریاش را نشان میدهد، بر روی صندلی اتاق انتظار نشسته که ناگهان برق جواهری آشنا بر گردن زنی، تمام خاطرات گذشته را برایش زنده میکند. آن زن که یک گردنبند خوشهی انگور از نگینهای بنفش و براق آمیتیس به گردن دارد، نادیا است؛ زنی که چند سال قبل، هم سفر راوی داستان بوده. نادیا بی توجه به زن باردار، ویلچر پیرمردی را به جلو هل میدهد و با لحنی عصبی و شکایت آمیز، خطاب به مخاطبش در پشت تلفن میگوید که کاش پیرمرد بمیرد تا او زودتر از دستش خلاص بشود....
باسلام خدمت دوستان کتاب وهمراهانه کتابراه. خانوم طباطبایی نویسنده ریزبین وبسیار دانا هستند. که طولانی ترین داستان جامعه های نظام سرمایه داری و ارباب و کارگر ارباب را به زیبایی وکوتاه روایت کردند. تازمانیکه ثروت در دست سرمایه داران بلوکه است این درد و رنج ادامه دار است دستهای پرتوان نویسنده را میبوسم از دور که دردجامعه رادیدند و روایت کردند. عفونت اعتیاد، تجاوز، حقوق نابرابر زن و مرد، چندهمسری، کودک همسری، کودکان کارو..... ازکتابراه عزیز و کارکنان زحمتکش که چراغی هستند در تاریکی بیسوادی بینهایت تشکرمیکنم شما پیغمبران زمان هستید
بانو طباطبایی در رمان صوتیاش از مردی گفت که وقتی درگیر اعتیاد شد، وظیفهی پدری دلسوز بودن رو فراموش کردو دختر نوجوانش رو با ملک و دارایی مرد سفاک و پولدار معاوضه کرد و با برچسب فعل غیر شرعی پای قانون را وسط کشید. آنسوتر مادر و مادرانی بودند که وظیفهی حمایت از پارههای تنشان آنها را به تصمیم بی رحمانهای وادار کرد. فرقی نمیکندزن باشیم یا مرد، پدر یا مادر، اینکه تصمیم خاص ما دلیلی میشود بر مرگ یا زندگی با نکبتی برای فرزندانمان. تصمیماتی که خواسته یا ناخواسته در گوشه و کنار سرزمینمان اتفاق میافتد.
داستان به سرگذشت دختری اشاره دارد که پدر معتادش در ازای پول و ملک، دخترش را به عقد یک مرد مسن درمیآورد. نهایتا دختر از همه مردان بیزار میشود و حتی میگویدای کاش پسر خود را سقط کرده بود، زیرا او هم مرد بدذاتی مانند پدرش خواهد شد که دل یک زن را خواهد شکست. همهی اینها گویی موجب ترس راوی میشود و دلش نمیخواهد در جهانی این چنین بیرحم، نوزادی را به دنیا بیاورد و به فکر سقط جنین بیفتد. موضوع چندان جدید نیست، اما خب به دلیل اهمیت زیادش، ارزش بیان شدن دارد و البته که میتوانست بیشتر بسط داده شود.
پیامی که داستان میده تجویز سقط جنینه و این افتضاحه نویسنده به زنی که مورد کتک و ضرب و شتم از سوی شوهر واقع شده بقول منشی مطب حق سلاخی جنین بیگناه میده این بسیار خلاف اخلاق انسانیت شرع و قانونه. اینکه به دو مادر کشتن جنینشان را (سقط جنین در هر سنی که باشد جنایتش برابر با کشتن بعمد یک انسان است) در نتیجه کتک خوردنشون طبیعی جلوه میده این نتیجه یک تفکر سالم نیست
داستان درباره ظلم همیشگی بعضی از پدر و مادرها است که بخاطر خیلی از مسائل مانند فقر و اعتیاد و قمار وتعصبات کور غیره و حس مالکیت بر فرزندانشان آنها را به ورطه نابودی میکشانندای کاش در جامعه جایی بود که این بچهها میتوانستند تظلم خواهی کنند و حق زندگی خوب و سالم از آنها گرفته نمیشد و پدر و مادرهای ظالم هم پاسخگو میشدنند
نسخه صوتی: روایت داستان توسط خود نویسنده، مریم سادات طباطبایی، انجام شده است. این امر باعث میشود تا احساسات و نیتهای نویسنده بهطور مستقیم به شنونده منتقل شود. کیفیت ضبط و تدوین اثر نیز در سطح مطلوبی قرار دارد و تجربهی شنیداری لذتبخشی را فراهم میکند.
نقد و بررسی: «یاقوت کبود» با پرداختن به موضوع حساس خشونت خانگی و تأثیرات آن بر زنان، بهخوبی توانسته است تجربههای دردناک و مشترک قربانیان را به تصویر بکشد. با این حال، بهعنوان یک داستان کوتاه، ممکن است برخی شنوندگان انتظار جزئیات بیشتری در مورد پسزمینه و انگیزههای شخصیتها داشته باشند.
نتیجهگیری: این اثر با روایت صمیمی و محتوای تأملبرانگیز، تجربهای شنیداری ارزشمند برای علاقهمندان به داستانهای کوتاه فارسی فراهم میکند. شنوندگان میتوانند با گوش سپردن به این داستان، به درک بهتری از چالشها و تجربیات زنانی که با خشونت خانگی مواجه هستند، دست یابند.