نقد، بررسی و نظرات کتاب داستان یک ساعت - کیت چاپین
3.6
78 رای
مرتبسازی: پیشفرض
خطر اسپویل :
داستان درمورد زنی هست که بیماری قلبی داره و نباید یکهو خبرها رابه اوگفت. خبرمرگ شوهرش راخواهرش ودوست شوهرش اهسته به اوگفتن. خانم ملاردگریه کرد ودراتاق خودراحبس کرد. دراینجاحالات خانم ملاردراتوصیف میکردکه ازپنجره به منظره بیرون خیره میشودودرافکارش غوطه ورهست. بع درختان وشاخه هایش به آسمان به صدای دست فروش و... اینکه دیگرچگونه زندگی کندچهره اش ازگریه زیادبادکرده وخواب الودبود. اوسالهای زیادی برای زندگی داشت درصورتی در دیروزنمیخواست عمرطولانی داشته باشد. صدای خواهرش که میگوید خودراحبس نکندانگونه مریض میشود. خانم ملاردبیرون می ایدوباخواهرش پایین میآیند امادربازمیشودوظاهرشوهرش نمایان میشودوان خبراشتباه بوده خواهرش گریه میکندودوست شوهرش سعی میکنداو را قایم کند زیرابعدازمدتی دکترهامیگویندخانم ملارد ذوق مرگ شده است. بنظرمن اسم داستان (یک ساعت) باموضوع همخوانی ندارد.
داستان درمورد زنی هست که بیماری قلبی داره و نباید یکهو خبرها رابه اوگفت. خبرمرگ شوهرش راخواهرش ودوست شوهرش اهسته به اوگفتن. خانم ملاردگریه کرد ودراتاق خودراحبس کرد. دراینجاحالات خانم ملاردراتوصیف میکردکه ازپنجره به منظره بیرون خیره میشودودرافکارش غوطه ورهست. بع درختان وشاخه هایش به آسمان به صدای دست فروش و... اینکه دیگرچگونه زندگی کندچهره اش ازگریه زیادبادکرده وخواب الودبود. اوسالهای زیادی برای زندگی داشت درصورتی در دیروزنمیخواست عمرطولانی داشته باشد. صدای خواهرش که میگوید خودراحبس نکندانگونه مریض میشود. خانم ملاردبیرون می ایدوباخواهرش پایین میآیند امادربازمیشودوظاهرشوهرش نمایان میشودوان خبراشتباه بوده خواهرش گریه میکندودوست شوهرش سعی میکنداو را قایم کند زیرابعدازمدتی دکترهامیگویندخانم ملارد ذوق مرگ شده است. بنظرمن اسم داستان (یک ساعت) باموضوع همخوانی ندارد.
داستان کتاب قصه تلخ مرگ تدریجی ست، جدایی عاطفی، زندگی در اسارت و اجبار. ما باید قبل از شروع هر رابطهای یاد بگیریم که افکار و عقاید هرشخص محترم است وباید به آن بها داد حتی اگر نظراتمان مخالف یکدیگرباشد. زن داستان از مرگ همسر از آزاد شدن از اسارت از آزادی دوباره چنان شادی و مسرتی وجودش را در برمیگیرد که در پوست خود نمیگنجد. اماوقتی باهمسر زنده مواجه میشود از شدت ناراحتی تسلیم مرگ میشود تابتواند آزادی از اسارت و مرگ تدریجی را در آغوش مرگ پیدا کند. ممنونم از شما عزیزان دانش گستر کتابراه
از آن دسته داستانهاییست که خواننده را به فکر وامیدارد. زنی که همسر خود را از دست داده و بیماری قلبی دارد، اول کمی برای او عزاداری میکند و سپس به این نتیجه میرسد که از این پس، میتواند برای خودش زندگی کند و احساس آزادی و آرزوی زندگی طولانی دارد. اما با دیدن همسرش و فهمیدن اشتباه بودن خبر، شوک عظیمی به او وارد شده و دچار ایست قلبی میشود. واقعا زمان مرگ و طول عمر هیچ انسانی برای هیچکس مشخص نیست و کاش آنقدر یکدیگر را محدود نکنیم که از مرگ هم خوشحال بشویم.
داستانی واقعاً با تأمل. آدم ها خیلی خیلی میتونن پیچیده و غیر قابل پیش بینی باشن، اینکه چی تو مغزشون میگذره کار دشواریه آیا واقعاً میتونیم در موقعیتهای مختلف افکار و احساسات دیگری رو درک کنیم!؟
داستان در موردافکار و عکس العمل خانمی در مقابل یک اتفاقه، نمیتونم بیشتر توضیح بدم چون داستان لو میره. ترجمهی خوبی داره و پردازش داستان استادانه است. حتماً بخونین مطمئنم مثل من لذت میبرین.
داستان در موردافکار و عکس العمل خانمی در مقابل یک اتفاقه، نمیتونم بیشتر توضیح بدم چون داستان لو میره. ترجمهی خوبی داره و پردازش داستان استادانه است. حتماً بخونین مطمئنم مثل من لذت میبرین.
در داستان، شخصیت اصلی، خانم مالارد، پس از شنیدن خبر مرگ همسرش، ابتدا دچار اندوه میشود، اما بهسرعت در مییابد که در واقع احساس آزادی و رهایی از قیود و محدودیتهای زندگی مشترک، در درونش شکل میگیرد. این داستان بهطور خاص به احساسات درونی و تغییرات روحیای که پس از مواجهه با یک تغییر بزرگ در زندگی ایجاد میشود، پرداخته و بهخوبی نشان میدهد که چهطور آزادی فردی و خودشناسی میتواند به رشد و تحول درونی انسانها منجر شود.
پایان داستان که بهطور غیرمنتظره و تکاندهنده است، یکی از ویژگیهای خاص داستانهای کیت چاپین است. این پایانبندی در عین سادگی، نشاندهندهٔ مفاهیم عمیق انسانی و اجتماعی است و خواننده را به تفکر وادار میکند.
*داستان یک ساعت* با تأکید بر موضوعات آزادی فردی و تفاوتهای احساسات انسانی در مواجهه با شرایط تغییر، یک اثر کوتاه و جذاب است که میتواند درک عمیقی از وضعیت روانی شخصیتها به مخاطب بدهد و او را به فکر فرو برد. این داستان برای کسانی که به دنبال بررسی روابط انسانی و پیچیدگیهای درونی شخصیتها هستند، یک انتخاب عالی است.